<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss'><id>tag:blogger.com,1999:blog-9261123</id><updated>2009-07-13T02:23:15.378+04:30</updated><title type='text'>انگار نه انگار</title><subtitle type='html'>پوریا عالمی</subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://pouriaalami.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pouriaalami.blogspot.com/'/><link rel='next' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default?start-index=26&amp;max-results=25'/><author><name>پوریا عالمی</name><email>noreply@blogger.com</email></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>251</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>25</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9261123.post-3733051729304534960</id><published>2009-07-13T02:14:00.000+04:30</published><updated>2009-07-13T02:19:12.718+04:30</updated><title type='text'>فال قهوه آقا سعيد حجاريان</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;بعضي فنجان‌ها را فالگير كه بخواهد ببيند دستش مي‌لرزد، دستش نمي‌رود. بعضي فنجان‌ها را كه ببيند دلش مي‌لرزد، دلش نمي‌آيد. امروز فال آقا سعيد حجاريان را گرفتيم. ما مواظبيم دست‌مان نلرزد شما مواظب باشيد دل‌تان نلرزد. البته با توجه به حجم اخبار خجسته‌اي كه اين روزها از در و ديوار مي‌شنويم كلا دل‌تان را از ويبره خارج كنيد بهتر است.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;*&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; آقا حجاريان! توي فنجان قهوه‌ات مي‌بينم كه همزمان با تو، در جامعه بشري چند سعيد به منصه ظهور مي‌رسند و هر كدام در كاري مي‌كوشند. يكي از آنها كه آقا سعيد - الف (و شركا!) نام دارد يك بنگاه زودبازده افتتاح مي‌كند و در آن بنگاه مشغول سرويس‌دهي به نويسندگان و دگرانديشان و آقا فروهر و آقا مختاري و آقا پوينده و اينا مي‌شود. شيوه كار اين بنگاه دلي‌وري است! يعني خدماتش را در محل و در خانه ارائه مي‌كند. خدمات آقا سعيد الف و شركا هم اين قدر خوب ارائه مي‌شود كه هر كسي كه مشتري‌شان بشود ديگر از خانه خارج نمي‌شود. در كل فال هر كسي از اهالي اصلاحات را كه نگاه كنيم، مي‌بينيم اين آقا سعيد - الف و شركا، آن جا يك شعبه زده‌اند. در ضمن آقا سعيد - الف روي اختراع كردن يك فناوري زودبازده ديگر هم كار مي‌كند؛ داروي نظافت كه اگر آمريكا و انگليس و اينا بفهمند اين فناوري چقدر خطرناك است ديگر بي‌خيال بمب هسته‌اي و اينا مي‌شوند. (اين از آقا سعيد – الف)&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; آقا حجاريان! از آن طرف يك آقا سعيد - ع ديگر هم هست كه جاي پسر تو است. اما دل شير دارد! آن قدر دلش شير است كه وقتي 20 سال دارد و تو 45 سال داري با اسلحه واقعي مي‌خواهد از تو امضا بگيرد. اما چون سوار موتور است، دستش مي‌لغزد و تيرش در مي‌رود و مي‌خورد توي گردنت. ميزان علاقه او به تو آن قدر زياد بوده كه تو از آن موقع تا به حال روي صندلي چرخدار مي‌نشيني. (در كل عشق رو ببين چه مي‌كنه.)&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;همين آقا سعيد - ع چند سال بعد از آشنايي با تو در صدر هيات بلندپايه‌اي! كه حدود 250 نفر بودند و همگي لباس‌هاي خودشان را پوشيده بودند تا كاملا شخصي به نظر برسند! از خوابگاه دانشجويان بازديد كردند و عشق‌شان را به تك تك دانشجويان ابراز كردند. (اينم از اون يكي آقا سعيد.) &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;خلاصه در فنجانت مي‌بينم كه هر كسي در اين مملكت در هر كاري باشد يك كاري هم دست تو مي‌دهد. يا هر طرفي كه برود يك جفت‌پا هم به تو مي‌اندازد. در كل اين طور كه معلوم است برادران تو را خيلي دوست دارند. مثلا همين الان برداشته‌اند تو را برده‌اند سانفرانسيسكو كه كمي آب و هوا عوض كني. اصلا يك جورهايي سر عيادت كردن از تو دعواست بين برادران. هي اين برادر و هي اون برادر مي‌خواهند از نزديك با تو عيادت كنند منتها چون اتاقي كه تو را در آن نگه مي‌دارند، تنگ و كوچك است مي‌روي توي كما.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; آقا حجاريان! در فنجانت مي‌بينم كه تو مغز اصلاحات مي‌شوي. براي همين، براي اينكه تو از كشور خارج نشوي و فرار مغزها نشوي، تو را سر جايت مي‌نشانند. البته طوري تو را سر جايت مي‌نشانند كه از آن بعد اگر بخواهي حركت كني بايد دو سه نفر زير دست و بالت را بگيرند.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; آقا حجاريان! توي فالت مي‌بينم كه داري تمارض مي‌كني و خودت را زده‌اي به كما! تا سياهنمايي كني و مردم و مسوولان و بين‌الملل و صهيونيسم و آقا اوباما و خانوم مركل را فريب بدهي. پدر جان! مثل اينكه طبابت برادران را دست‌كم گرفته‌اي؟ يادت باشد همين برادران هفته پيش به دفع پيروزمندانه يك سنگ كليه كمك‌هاي اوليه و ثانويه كردند. از آن طرف يكي دو هفته از يك خانم باردار مراقبت‌هاي ويژه به عمل آوردند. آيا ما نوبل پزشكي را براي طبابت در فضاي تنگ و تاريك از آن خود خواهيم كرد؟ ما نمي‌دانيم! &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;آقا حجاريان! توي طالعت مي‌بينم كه تو را دستگير مي‌كنند. ناراحت نباش پدر جان! در كل اگر بيرون هم مي‌ماندي خطر تهديدت مي‌كرد. الان خدا را شكر كن فقط رفته‌اي به كما و حالت خوب است!&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; آقا حجاريان! اين از فال قهوه تو. فنجانت مثل اخبار اين روزها، جسته گريخته و پراكنده مخابره شد. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;*&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روزنامه اعتماد ملی - ستون فال قهوه - 22 تیر 1388 - پوريا عالمي&lt;br /&gt;(طنزها را همان طور که در روزنامه منتشر می‌شود- با حذف و تعدیل - منتشر می‌کنم اینجا.)&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9261123-3733051729304534960?l=pouriaalami.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://pouriaalami.blogspot.com/feeds/3733051729304534960/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=9261123&amp;postID=3733051729304534960&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/3733051729304534960'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/3733051729304534960'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pouriaalami.blogspot.com/2009/07/blog-post_13.html' title='فال قهوه آقا سعيد حجاريان'/><author><name>پوریا عالمی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='14225877471823608279'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9261123.post-1032045847775185533</id><published>2009-07-11T10:02:00.000+04:30</published><updated>2009-07-11T10:04:07.305+04:30</updated><title type='text'>چطور امور فرهنگي کشور را اداره کنيم؟</title><content type='html'>مشاغل مزاحم را از سطح شهر جمع مي‌کنيم و به بازپروري مي‌فرستيم. مشاغل مزاحم يعني گدايي، تکدي‌گري، دست‌فروشي و احتمالا روزنامه‌نگاري که براي جامعه ايجاد ناامني مي‌کنند!&lt;br /&gt;گفتني ا‌ست مددجويان و روزنامه‌نگاران در بازپروري با مشاغل شريفي چون استفاده از وردنه و شلنگ و زنجير و اينا براي ايجاد فضاي امن و صميمانه در کشور و ... آشنا مي‌شوند.&lt;br /&gt;روزنامه‌ها را بسته و به رونق صنعت بسته‌بندي در کشور کمک مي‌کنيم.&lt;br /&gt;سايت‌ها را فيلتر مي‌کنيم تا دانشمندان جوان مغزشان را به کار بيندازند و به فناوري ساخت فيلترشکن (در زيرزمين خانه‌شان) دست پيدا کنند.&lt;br /&gt;مجوز تجديد چاپ کتاب‌ها را (مثلا چاپ شونزدهم، هيفدهم کتاب آقا حسين سناپور را) لغو مي‌کنيم تا نويسندگان از کرختي خارج شوند و به توليد آثار تازه رو بياورند. با اين کار هم بررس‌هاي اداره کتاب بيکار نمي‌مانند و هم آمار توليد کتاب آقاي وزير بالا مي‌رود.&lt;br /&gt;- در راستاي خصوصي‌سازي در کشور، به جوايز خصوصي ادبي مجوز نمي‌دهيم اما جوايز ادبي مهم و تاثيرگذاري مثل جايزه خانوم پروين اعتصامي و جايزه آقا جلال آل احمد و ... را راه مي‌اندازيم. تا هم مشتي به دهان استکبار جهاني زده باشيم و هم دور هم جشن گرفته باشيم.&lt;br /&gt;- سينماي مستقل و سينماي مفهومي و سينماي مولف و سينماي جشنواره‌پسند و اينا را در کل بي‌خيال مي‌شويم و به توليد آثار فاخر، تاثيرگذار، جهانشمول و عميق همچون اخراجي‌هاي يك، 2 الي آخر، دلشکسته و ... مي‌پردازيم. اين کار به سينماي ايران در جهان يک حال اساسي مي‌دهد.&lt;br /&gt;- در راستاي فرهنگ‌سازي عمومي در جامعه و به منظور رقابت با سريال‌هاي مزخرفي همچون لاست، فرار از زندان، 24، فرندز و ... به ساخت سريال‌هايي که استاندارد سريال‌سازي در جهان را بالا مي‌برد مانند يوزارسيف، سفر به زمان، پس از سال‌ها و اينا مي‌پردازيم.&lt;br /&gt;- شعرهاي به اصطلاح شاعراني همچون و ... را حذف، تعديل و محو مي‌کنيم، تا جامعه از جميع بلايا مصون بماند! از اون طرف با راه‌اندازي يک جشنواره خودموني، بين برادران، دوستان و باقي بر و بچز به عنوان شاعر تعداد زيادي سکه تقسيم مي‌کنيم.&lt;br /&gt;- نمايشگاه کتاب را در مصلي برگزار مي‌کنيم و چون فضا کم است به تعدادي از به اصطلاح ناشران مثل و... اينا مجوز شرکت در نمايشگاه نمي‌دهيم يا کلا مجوزشان را پاره پوره مي‌کنيم. با اين کار فضا هم براي ناشران خودي باز مي‌شود و هم براي مردم تا بتوانند براي استراحت کردن، روي موکت‌هاي داخل حياط بنشينند و پايشان را دراز کنند.&lt;br /&gt;- فيس‌بوک، اس‌ام‌اس و ... را فيلتر مي‌کنيم تا ملت به خبرگزاري‌هاي مهمي مثل فارس، ايرنا، رجانيوز و اينا رو بياورند.&lt;br /&gt;- ماهواره را در کل پارازيت مي‌اندازيم تا ملت به تحليل‌هاي عميق و کارشناسي آقا‌حيدري، آقا حداد، آقا ولايتي و اينا، و همچنين به برنامه هميشه و در همه حال گل و بلبل جان آقا محمد صالح‌علاء و در نهايت به برنامه اعصاب و روان آقا کامران نجف‌زاده رو بياورند.&lt;br /&gt;- روزنامه‌هاي هم‌ميهن، شرق، ياس نو، کلمه سبز و ... را مي‌فرستيم قاطي باقالي‌ها، تا ملت به روزنامه‌هاي مستقل و حقيقت‌يابي همچون برادرمون آقا کيهان و وطن امروز رو بياورند.&lt;br /&gt;- مجوز برگزاري کنسرت موسيقي پاپ را دو روزه مي‌دهيم تا ملت و خوانندگان وقت داشته باشند در باقي ايام هفته به فعاليت‌هاي مدني، حضور در خيابان، برخورد با جسم سخت و ... بپردازند!&lt;br /&gt;- در کل تعطيلات نوروزي را از 25 خرداد تا 18 تير هر سال اعلام مي‌کنيم تا دور هم خوش باشيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اينجورياست که اوضاع فرهنگي کشور را مي‌توانيم تاکسيدرمي کنيم تا از بين نرود!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;روزنامه اعتماد ملی - ستون فال قهوه - 20 تیر 1388 - پوريا عالمي&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;(طنزها را همان طور که در روزنامه منتشر می‌شود- با حذف و تعدیل - منتشر می‌کنم اینجا.)&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9261123-1032045847775185533?l=pouriaalami.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://pouriaalami.blogspot.com/feeds/1032045847775185533/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=9261123&amp;postID=1032045847775185533&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/1032045847775185533'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/1032045847775185533'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pouriaalami.blogspot.com/2009/07/blog-post_11.html' title='چطور امور فرهنگي کشور را اداره کنيم؟'/><author><name>پوریا عالمی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='14225877471823608279'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9261123.post-1748173688150396496</id><published>2009-07-09T12:36:00.003+04:30</published><updated>2009-07-09T12:41:16.334+04:30</updated><title type='text'>فال قهوه آقا جعفري</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;هر چه جلوگيري كردم كه نشود نشد. آخرش اينقدر دوست و دشمن گفتند براي آقا فرهاد جعفري* فال قهوه بگير، كه يكدفعه ديدم دارم برايش مي‌گيرم. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;*&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;آقا فرهاد! در طالعت مي‌بينم كه در ابتدا روزنامه‌نگار مي‌شوي تا وارد مجلس شوي اما چون هر چه در مي‌زني كسي در را برايت باز نمي‌كند. تبديل به يك نويسنده مي‌شوي تا وارد سياست شوي. الان هم در حال وارد شدن و دخول به سياست هستي. احتمالا اگر در اين مرحله هم شكست بخوري مي‌روي مربي فوتبال مي‌شوي يا مي‌روي شهرام جزايري مي‌شوي يا مي‌روي به خودت نارنجك مي‌بندي شايد اين طوري پوسترت را چاپ كنند يا مجسمه‌ات را جاي مجسمه فردوسي در طوس بگذارند. خيلي دقت كن پدر جان! فردوسي درست است كه مثل تو مشهدي بود ولي علت ديده شدنش اين بود كه شاهنامه نوشت نه نامه به رئيس‌جمهور.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;آقا جعفري! در فنجان قهوه‌ات تصوير يك نردبان مي‌بينم. آيا تو روي نردباني؟ آيا نردبان دوست داري؟ آيا خوانندگان كتابت را نردبان كردي؟ آيا 24 بار تجديد چاپ كتابت را چيده‌اي روي هم تا نردباني بسازي و به قله‌هاي رفيع سياست (كه هميشه خوابش را مي‌بيني و به قول دوستان هميشه سياسي‌بازي درآورده‌اي) دست بيازي پدر جان؟ آيا مشاوري وزارت دوست داري؟ آيا وزارت دوست داري؟ آيا تو تنها هنرمندي هستي كه توانسته از ماده اوليه كتاب، نردبان بسازد؟‌آيا تو در كل «كانسپت نردبان آرت بوك» هستي؟ آيا تو جزو مبتكران دولت نهم هستي كه در زيرزمين خانه‌ات به فناوري ساخت نردبان دست پيدا كرده‌اي؟ ما نمي‌دانيم.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;آقا فرهاد! توي فالت مي‌بينم كه مشهور مي‌شوي. وقتي مشهور مي‌شوي از توي وبلاگت براي جوانان پيام مي‌فرستي و آنان را به راه راست افراطي دعوت مي‌كني. كمي دقت كن، اگر قرار بود هر كسي كه مشهور مي‌شود پيام بدهد الان همه بايد رهروان راه آقا علي پروين و آقا فردين و آقا حسين رضازاده و آقا بيجه و آقا علي كريمي و آقا محمدرضا گلزار و خانم هديه تهراني و خانم گلشيفته فراهاني و اينا بوديم. پدر جان شما كه از اينها مشهورتر نيستيد؟ هستيد؟ ما نمي‌دانيم.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;آقا فرهاد جعفري! توي فالت يك چيز بزرگ مي‌بينم. آيا اين يعني دوست داري بزرگ شوي؟ آيا بزرگ شدن را دوست داري؟ آيا نويسنده بزرگي هستي كه در فنجان قهوه هم جا نمي‌شوي؟ آيا داري روز به روز بزرگ‌تر مي‌شوي؟ آيا تو بزرگي مرد؟ آيا تو بزرگ‌تريني مرد؟ آيا تو آقا فرهاد، داستايوفسكي زماني؟ آيا تو آقا مارسل پروست جعفري اصل هستي؟ ما نمي‌دانيم. آقا فرهاد! توي فالت مي‌بينم فقط حال تو خوب است. خوش به حالت.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;آقا جعفري! آفرين بر شما! مثل اينكه به آرزوهاي‌تان رسيده‌ايد و داريد بيشتر و بيشتر ديده مي‌شويد. راستش در اين ستون فقط فال آدم‌هايي را مي‌گيريم كه به چشم بيايند يا جلوي چشم ما را بگيرند يا كسي چشم نداشته باشد تا آنها را ببيند! راستي چرا فال قهوه شما را گرفتيم؟ ما نمي‌دانيم! شما مي‌دانيد؟&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;* نويسنده‌ي كتاب كافه پيانو&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;روزنامه اعتماد ملی - ستون فال قهوه - 18 تیر 1388 - پوريا عالمي&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;(طنزها را همان طور که در روزنامه منتشر می‌شود- با حذف و تعدیل - منتشر می‌کنم اینجا.)&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9261123-1748173688150396496?l=pouriaalami.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://pouriaalami.blogspot.com/feeds/1748173688150396496/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=9261123&amp;postID=1748173688150396496&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/1748173688150396496'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/1748173688150396496'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pouriaalami.blogspot.com/2009/07/blog-post_09.html' title='فال قهوه آقا جعفري'/><author><name>پوریا عالمی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='14225877471823608279'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9261123.post-4203690377639670992</id><published>2009-07-08T14:37:00.000+04:30</published><updated>2009-07-08T14:38:18.775+04:30</updated><title type='text'>چه كار كنيم در كشور گرد و غبار بلند نشود؟</title><content type='html'>آقا احمدي‌نژاد هم در مناظره‌ها و هم در تبليغات انتخاباتي و هم در ميدان وليعصر از دانشمندان جوان، محققان، منتقدان و ديگر علما دعوت كرد به دولت يه حالي بدهند و نظرات كارشناسي‌شان را با آقا محمود مطرح كنند. ما هم امروز راه‌هاي جلوگيري ورود خس و خاشاك و گرد و غبار را به دولت و كشور بررسي مي‌كنيم.&lt;br /&gt;*&lt;br /&gt;1- راحت‌ترين راه اين است كه خس و خاشاك را آتش بزنيم. البته براي اين‌كار بايد به صورت كامل كشور را بسوزانيم. هر خس و خاشاكي كه آتش نگرفت با داس، تبر و يا چماق، به صورت مردمي و خودجوش ريشه‌كن‌اش مي‌كنيم.&lt;br /&gt;2- روي خس و خاشاك و گرد و غباري كه سر چهارراه‌ها جمع مي‌شود، آب فشار قوي مي‌پاشيم تا متفرق شود. اگر نشدند به صورت خودجوش و مردمي از خودمان گازي منتشر مي‌كنيم تا اشك‌شان درآيد.&lt;br /&gt;3- از خس و خاشاك خواهش مي‌كنيم خودشان بروند و تجمع نكنند. اگر نرفتند با نشانه‌گيري دقيق، بنگ بنگ.&lt;br /&gt;4- در تلويزيون آقا كامران نجف‌زاده را نشان مي‌دهيم كه دارد انگليس را نشان مي‌دهد كه با فوت كردن، باعث بلند شدن خاك و ايجاد غبار در كشور مي‌شود. براي خالي نبودن عريضه، يك خبرنگار بي‌بي‌سي را هم در حال خاك‌بازي دستگير مي‌كنيم.&lt;br /&gt;5- يك بار ديگر آقا نجف‌زاده را نشان مي‌دهيم كه آمريكا را در حال توليد باد مصنوعي براي مه‌آلود كردن فضاي انتخاباتي و سياسي كشور نشان مي‌دهد. سپس براي اين‌كه حال آمريكا را گرفته باشيم، به صورت مردمي پرچمش را آتش مي‌زنيم و به صورت خودجوش جلوي دوربين شعار مي‌دهيم: خاك تو سرت آمريكا. خاك تو سرت آمريكا.&lt;br /&gt;6- از يك نفر مي‌خواهيم اعتراف كند كه بعد از مصرف شيشه، توهم زده است و آمده است در خيابان و گرد و خاك راه انداخته است. سپس تصوير معتاد مذكور را در حال خاك تو سري از تلويزيون پخش مي‌كنيم.&lt;br /&gt;7- اگر پخش تصوير زنده خاك تو سري كافي نبود، آدم ديگري را نشان مي‌دهيم كه شصتش را به صورت نمادين به ديگران نشان مي‌دهد. (سپس از آقا ضرغامي به خاطر اين آزادي مطلق بيان در ايران و آزادي نشان دادن شصت دست در تلويزيون در سي سال اخير، تشكر مي‌كنيم. يادمان باشد كه حتي آقا مرتضي عقيلي و آقا صمد هم در سينماي قبل از انقلاب، از اين آزادي مطلق برخورداد نبودند!)&lt;br /&gt;8- گرد و خاك و خس و خاشاك را به فضاهاي بسته منتقل مي‌كنيم. نگهداري خس و خاشاك در فضاي بسته منجر به دفع سنگ كليه مي‌شود. (دفع سنگ كليه در فضاي بسته از ابتكارهاي پزشكي دانشمندان جوان مي‌باشد كه جهان را انگشت به دهان كرده است.)&lt;br /&gt;9- براي بلند نشدن گرد و غبار و خس و خاشاك در ايران، گزارش‌هاي در كانال يك و دو و شبكه خبر از سيل، آتش‌سوزي، آدم‌كشي، اسهال خوني و غيره در باقي كشورها ، خصوصا آمريكا و آلمان  و انگليس پخش مي‌كنيم. با اين‌كار مردم يادشان مي‌رود كه گرد و خاك در كشور وجود دارد.&lt;br /&gt;10- اعلام نمي‌كنيم كه در ايلام، كرمانشاه، شيراز، كردستان و جاهاي ديگر تا بيست برابر شاخص آلودگي محيط زيست هوا آلوده است، اما تهران و قم را كه سه برابر شاخص جهاني، آلوده مي‌شوند تعطيل مي‌كنيم تا مردم از خانه بيرون نيايند و در همان درون خانه معتكف شوند.&lt;br /&gt;11- البته بهترين راه اين است كه خس و خاشاك در خانه بمانند و به خيابان نيايند. همچنين كافي است تلويزيون اعلام كند در كشور گرد و غبار وجود ندارد. دولت فخيمه خدوم هم آماري در تلويزيون ارائه كند كه وجود گرد و غبار را در دوران آقا موسوي و آقا رفسنجاني ششصد برابر دوران آقا آحمدي‌نژاد نشان مي‌دهد.&lt;br /&gt;*&lt;br /&gt;با توجه به اين كه هوا پس است، با اين راهكارها حال همه‌مان بهتر مي‌شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روزنامه اعتماد ملی - ستون فال قهوه - 17 تیر 1388 - پوريا عالمي&lt;br /&gt;(طنزها را همان طور که در روزنامه منتشر می‌شود- با حذف و تعدیل - منتشر می‌کنم اینجا.)&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9261123-4203690377639670992?l=pouriaalami.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://pouriaalami.blogspot.com/feeds/4203690377639670992/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=9261123&amp;postID=4203690377639670992&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/4203690377639670992'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/4203690377639670992'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pouriaalami.blogspot.com/2009/07/blog-post_08.html' title='چه كار كنيم در كشور گرد و غبار بلند نشود؟'/><author><name>پوریا عالمی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='14225877471823608279'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9261123.post-7573379714621925063</id><published>2009-07-07T15:49:00.001+04:30</published><updated>2009-07-07T15:50:24.744+04:30</updated><title type='text'>راه‌هاي برقراري ارتباط با خارج و بالعکس</title><content type='html'>راه‌هاي برقراري ارتباط با خارج را با هم بررسي مي‌کنيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;راه اول- کوبيدن مشت محکم به دهان خارج.&lt;br /&gt;راه دوم- تهديد خارج.&lt;br /&gt;راه سوم- نشانه‌گيري موشک‌هايمان به مواضع خارج.&lt;br /&gt;راه چهارم- دستگيري جهانگرداني که آمده‌اند از خارج.&lt;br /&gt;راه پنجم- کمک مالي به دشمنان خارج.&lt;br /&gt;راه ششم- در نطق‌هاي رسمي، يا سرمقاله‌هاي عصر، مسخره کردن مقامات خارج.&lt;br /&gt;راه هفتم- از داخل قلقلک دادن خارج.&lt;br /&gt;راه هشتم- دستگيري کارمندان سفارتخانه‌هاي خارج.&lt;br /&gt;راه نهم- در ابتدا دستگيري سربازان خارج در خليج فارس و پوشاندن کت و شلوار‌هاکوپيان بر تن آنها و دود کردن اسفند براي‌شان و در آخر با دعا و صلوات فرستادن آنها به خارج.&lt;br /&gt;راه دهم- آتش زدن پرچم خارج.&lt;br /&gt;راه يازدهم- بالا رفتن از ديوار خارج.&lt;br /&gt;راه دوازدهم- پرتاب تخم‌مرغ و گوجه‌فرنگي به خارج.&lt;br /&gt;راه 1+12- نوشتن نامه به خارج.&lt;br /&gt;راه چهاردهم- هفته‌اي هفت بار و از هفت جهت، گفتن مرگ بر خارج.&lt;br /&gt;راه پانزدهم- پاک کردن نقشه از خارج.&lt;br /&gt;راه شانزدهم- سفر به کشورهايي که با چشم غيرمسلح در نقشه ديده نمي‌شوند، به دليل گسترش روابط با خارج.&lt;br /&gt;راه هفدهم- فيلتر خارج.&lt;br /&gt;راه هجدم- پارازيت انداختن روي خارج.&lt;br /&gt;راه نوزدهم- دستگيري يا اخراج خبرنگار خارج.&lt;br /&gt;راه بيستم- قاتل ناميدن خبرنگار خارج و کشف ردپا در همه امور داخل از خارج.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين راه‌ها براي گسترش با خارج است و هيچ کاربرد سياسي ديگري ندارد. رونوشت متعاقبا براي وزارت امور خارجه، سفراي ايران در خارج، سفراي خارج در ايران و باقي جاها ارسال مي‌گردد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*&lt;br /&gt;روزنامه اعتماد ملی - ستون فال قهوه - 16 تیر 1388 - پوريا عالمي&lt;br /&gt;(طنزها را همان طور که در روزنامه منتشر می‌شود- با حذف و تعدیل - منتشر می‌کنم اینجا.)&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9261123-7573379714621925063?l=pouriaalami.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://pouriaalami.blogspot.com/feeds/7573379714621925063/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=9261123&amp;postID=7573379714621925063&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/7573379714621925063'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/7573379714621925063'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pouriaalami.blogspot.com/2009/07/blog-post_07.html' title='راه‌هاي برقراري ارتباط با خارج و بالعکس'/><author><name>پوریا عالمی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='14225877471823608279'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9261123.post-4613808723468697544</id><published>2009-07-05T12:38:00.002+04:30</published><updated>2009-07-05T12:51:16.162+04:30</updated><title type='text'>پیش‌بینی تغییرات چهار سال آینده</title><content type='html'>امروز و فردا، تغییرات احتمالی اداره امور کشور را در چهار سال آینده بررسی می‌کنیم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- به دلیل خودکفایی در صنعت بسته‌بندیِ روزنامه‌ها و مطبوعات، وزارت ارشاد به نام وزارت بسته‌بندی تغییرنام خواهد داد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- جلوی تولید و واردات هرگونه عینک دودی به دلیل ترویج سیاه‌نمایی گرفته می‌شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- مردم موظف می‌شوند عینک ابتکاری دانشمندان جوان را به چشم بزنند که قیمت‌ها را ارزان و شهر را در امن و امان نشان می‌دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- ونزوئلا استان ایران اعلام می‌شود و آقا چاوز هم می‌شود فرماندار آنجا.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- رنگ سبز از طبیعت حذف و به جای آن رنگ الاپلنگی جایگزین می‌شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- دانشجویان ستاره‌دار سر صف تشویق می‌شوند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- در کلاس‌های روزنامه‌نگاری، دفع سنگ کلیه، زیر نظر اساتید به خصوص آقا محمد قوچانی آموزش داده می‌شود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- وزارت صنایع و معادن (که کاربرد خاصی ندارد) تعطیل می‌شود و به جای آن وزارت بازیافت افتتاح می‌شود تا پوسترها و پارچه‌ها و بنرها و بیلبردهای تبلیغاتی و شبنامه‌های علیه آقا موسوی و آقا هاشمی و اینا را که در یک ماه اخیر (و به صورت کاملا خودجوش و با هزینه کاملا مردمی!) چاپ شده بود، در چهار سال آینده بازیافت کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- چرخ مملکت که قرار بود بچرخد، به دلیل جلوگیری از فساد دیگر نمی‌چرخد و حرکات موزون نمی‌کند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- صنعت نساجی از تولید انواع مخمل (به دلیل احتمال انقلاب مخملین) و هر گونه پنبه (به دلیل احتمال براندازی نرم) پاکسازی خواهد شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- استفاده از اساماس جرم محسوب می‌شود مگر این‌که برای گفت‌وگوی ویژه خبری و آقا حیدری اینا فرستاده شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- برنامه بیست و سی به صورت بیست و چهار ساعته (با امکان پخش زنده اغتشاشات و خط کشیدن دور کله اغتشاش‌گران) پخش می‌شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- آقا دکتر پورحسین، نماد زمان‌سنجی، به عنوان مدیرکل تایمر چراغ‌های راهنمایی و رانندگی منصوب می‌شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- وزارت نفت تعطیل می‌شود. و کارهای مربوط به آن را وزارت کشور انجام می‌دهد. گفتنی‌ست تحویل نفت سر سفره مردم به پست یا به پیک بادپا محول خواهد شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- وازرت کشاورزی به وزارت سیب‌زمینی تغییر نام خواهد داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- سازمان صنایع دستی اولین کنگره مجسمه‌های سیب‌زمینی‌ای را در جهان برگزار خواهد کرد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- سازمان گردشگری با جلب نظر آقا چمران در شورای شهر، مونوریل تهران – داکار – کاراکاس را راه‌اندازی و آن را جایگزین جاده ابریشم خواهد کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- اداره کتاب وزارت ارشاد زیر نظر اتحادیه نانوایان کشور می‌رود تا نویسندگان نان به نرخ روز خور، از خدمات آن بهره‌مند شوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- آن سخنرانی قشنگه در کتاب‌های درسی گنجانده می‌شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- آقا حداد عادل و آقا جواد لاریجانی و آقا ولایتی و ... همگی در چهار سال آینده همان کاری را می‌کنند که الان می‌کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- آقا هاشمی رفسنجانی دنبال یک پارتی برای گرفتن سهام عدالت می‌گردد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- دو خیابان به نام آقا میرحسین موسوی و آقا مهدی کروبی نام‌گذاری می‌شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- شیرین خانوم عبادی در چهار سال آینده کاری نمی‌کند، او کلا هر چهار سال یک‌بار یادش می‌افتد برنده جایزه صلح نوبل است و می‌تواند یک کاری بکند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این از امروز. فردا باقی‌ش رو براتون می‌گم. خدافظ. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;پیش‌بینی تغییرات چهار سال آینده (قسمت دوم)&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دیروز تغییرات احتمالی اداره امور کشور را در چهار سال آینده بررسی کردیم. امروز باقی‌ش رو می‌گیم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- برای همیشه سالن‌های سینما به اکران همیشگی اخراجی‌ها و همه کانال‌های تلویزیون به پخش سریال موفق یوزارسیف اختصاص داده می‌شوند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- در راستای اشتغال‌سازی، شغل "دیده‌بان حقوق دولت" سر چهارراه‌ها به صورت رسمی در می‌آید و شاغلین از بیمه شخص ثالث بهره‌مند می‌شوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- از طرف ایران جایزه نوبل "دیده‌بان حقوق دولت‌ها" طراحی و به سران کشورهای کوبا، سوریه، ونزوئلا و دیگر دوستان اهدا می‌شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- با توجه به تمرینات خیابانی، ایران در مسابقات بیس‌بال (از اینا که با چوب سفت توپ گرد رو توی هوا می‌زنن.) و در مسابقات راگبی (از اینا که با کلاه و زره و ساقبند واینا به طرف جلو می‌دوند.) شرکت می‌کند و برنده مدال طلا می‌شود. منتها دیگر جایزه اخلاق را بهش نمی‌دهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- در المپیک، مردم ایران در دو سرعتی و دو استقامت مدالآور می‌شوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- جایزه نوبل اقتصاد به خاطر ارائه تعریف جدید از آمار و ارقام به دولت ایران می‌رسد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- ارسال و دریافت اساماس زیر نظر پیک بادپا و با موتور انجام می‌شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- اگر پارازیت جواب نداد، روی هر پشت بام یک نفر مقام مسوول به صورت شبانه‌روزی جلوی ال.ان.بی‌ها می‌ایستد و اختلال ایجاد می‌کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- تماشای روزانه حداقل نیم‌ساعت کامران نجف‌زاده اجباری می‌شود. شهروندانی که از قانون فوق عدول کنند باید به عنوان جریمه یک‌ساعت گفت‌وگوی ویژه خبری را نگاه کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- آقا محمد صالح‌علا، چهار سال دیگر به صورت قشنگ از گل و بلبل و اینا (که همگی جان هستند.) در هر شرایطی با مردم رفت‌وآمد رسانه‌ای کرده و تاختی می‌رود و تاختی می‌آید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- ایران در مناسبات اقتصادی، از دلار و یورو استفاده نمی‌کند و به جایش از ریال عربستان و بولیوار ونزوئلا استفاده می‌کند. احتمال زیادی دارد ریال و تومان ایران همچنان داخل کشور مصرف خواهد شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- تعداد وزرای کابینه به تعداد استان‌های کشور زیاد می‌شود. در نتیجه هر وزارتخانه به یک استان مستقل می‌شود. هیات دولت ماهی دو دفهه در یکی از استان‌ها دور هم جمع شده و جلسه می‌گذارند. مصوبه‌های هیات دولت در شهرستان‌ها لازم‌الاجرا بوده و در دوره بعد احتمال زیادی دارد که دولت‌های بعدی آن را اجرا کنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- نویسندگان، سینماگران و دیگر هنرمندان مستقل به کمک وزارت کار، شغلی درخور پیدا کرده و بنگاه زودبازده می‌زنند. هر سال طی مراسم باشکوهی به هر هنرمندی که زودتر بازده داشته باشد جایزه داده می‌شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- به جای شغل بی‌مصرفی مثل روزنامه‌نگاری، روزنامه‌نگاران به ریاست روزنامه‌نگاران برجسته آقا شمقدری، آقا هرندی و غیره به سفرهای تشویقی و استانی (احتمالا به مناطق محروم) فرستاده می‌شوند. البته روسای این هیات خیلی زود به تهران باز می‌گردند و روزنامه‌نگاران در آن مناطق به کشاورزی (به خصوص کاشت سیب‌زمینی) می‌پردازند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- گفت‌وگو با بی‌بی‌سی و وی‌اوای جرم محسوب می‌شود. مگر این‌که طرف در ستاد انتخاباتی آقا محمود احمدی‌نژاد کار کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اینا پیش‌بینی‌های چار سال آینده ما بود. طبیعتا باز هم می‌تونستیم پیش‌بینی کنیم که نتونستیم یا جرات نکردیم اونا رو براتون بنویسیم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*&lt;br /&gt;روزنامه اعتماد ملی - ستون فال قهوه - 11 و 12 تیر 1388 - پوريا عالمي&lt;br /&gt;(طنزها را همان طور که در روزنامه منتشر می‌شود- با حذف و تعدیل - منتشر می‌کنم اینجا.)&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9261123-4613808723468697544?l=pouriaalami.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://pouriaalami.blogspot.com/feeds/4613808723468697544/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=9261123&amp;postID=4613808723468697544&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/4613808723468697544'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/4613808723468697544'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pouriaalami.blogspot.com/2009/07/blog-post_05.html' title='پیش‌بینی تغییرات چهار سال آینده'/><author><name>پوریا عالمی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='14225877471823608279'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9261123.post-757426322884201411</id><published>2009-07-01T10:28:00.005+04:30</published><updated>2009-07-01T14:43:07.082+04:30</updated><title type='text'>از فال قهوه به نهاد ریاست‌جمهوری</title><content type='html'>روزنامه &lt;a href="http://roozna.com/2009/7/1/EtemaadMelli/958/Page/23/Index.htm"&gt;امروز&lt;/a&gt; منتشر و پخش نشده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ديروز پيروزي آقا محمود احمدي‌نژاد رسما اعلام شد. امروز ما اين جشن بين‌المللي را (که حتي همين الان در روستاهاي ونزوئلا به همين مناسبت دارند شربت آبليمو پخش مي‌کنند) به ايشان تبريک مي‌گوييم و منتظر پاسخ ايشان به ستون فال قهوه مي‌مانيم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به شما تبريك مي‌گوييم چون؛ &lt;br /&gt;1- چهار سال پيش خيلي‌ها براي اينکه آقاي ‌هاشمي راي نياورد، راي ندادند که شما راي آورديد. احتمالا امسال هم مردم براي اينکه آقا ميرحسين و آقا کروبي راي نياورند! به شما راي دادند که باز شما راي آورديد. (يعني در مملكت شايسته‌سالاري است.) &lt;br /&gt;2- امسال آن‌چيزي را که در اين سال‌ها مردم درباره ثروت بعضي‌ها مي‌گفتند و دليلي هم برايش نداشتند، شما در يک برنامه زنده تلويزيوني گفتيد و دليلي هم برايش نداشتيد. (يعني شما مردمي هستيد و فرقي با ما مردم عادي نداريد.) &lt;br /&gt;3- شما در چهار سال اول کاري کرديد که جهان فقط راجع به شما حرف بزند. اين طور که مشخص است در چهار سال دوم قرار است کاري کنيد که جهان فقط راجع به مردم ايران حرف بزند. (در حالي‌که مي‌توانستيد کاري کنيد که جهان باز هم راجع به شما حرف بزند.) &lt;br /&gt;4- شما کاري کرديد که مردم چهار سال راجع به كارهاي شما فکر کنند و حرف نزنند. (يعني ارتقاي سطح فکري جامعه، که آقا دكتر سروش فقط حرفش را مي‌زند!) &lt;br /&gt;5- شما کاري کرديد که مردم دو هفته گذشته را فقط راجع به شما حرف بزنند. (يعني ايجاد جامعه چندصدايي، که آقا خاتمي فقط شعارش را داد!) &lt;br /&gt;6- شما در اين چهار سال کاري کرديد که مردم مرتب به همديگر اس‌ام‌اس و اينا بزنند. (يعني گسترش ادبيات عاميانه به وسيله تکنولوژي، که نوعي ابتکار دولت نهم محسوب مي‌شود.) &lt;br /&gt;7- به خاطر حضور شما مردم لبخند مي‌زنند و هميشه شاد هستند. &lt;br /&gt;8- شما جوانان ما را دانشمند و مخترع و مبتکر کرديد. (نمونه‌اش همان دخترخانومه كه يك كشف هسته‌اي در زيرزمين خانه‌شان كرده بود. ) &lt;br /&gt;9- به هر حال روساي مهم‌ترين كشورهاي جهان مثل ونزوئلا و سنگال روابط شان با ما خوب شد و مرتب به شما تبريك گفتند. &lt;br /&gt;10- در يك برنامه آموزنده تلويزيوني به ما اسم سبزي‌ها را ياد داديد و گفتيد بعضي سبزها هرزند و ما متوجه يكسري آدم هرز در اطراف‌مان شديم! &lt;br /&gt;11- ما را از جهل مدرك‌گرايي رهانيديد. (مثلا همين حمايت‌تان از آقا كردان كه جوانان ما را به عدم ادامه تحصيل و پيدا كردن پست مديريتي و وزارتي تشويق كرد.) &lt;br /&gt;12- آدم شجاعي بود. انصافا! &lt;br /&gt;13- آدمي خاكي هستيد و به شهرها و روستاهايي از كشور سفر كرديد كه جز با هلي‌كوپتر دولتي نمي‌شد به آنجا رفت. &lt;br /&gt;14- براي نماد ستاد انتخاباتي‌تان پرچم ايران را انتخاب كرديد. كه هم تويش سبز آقا موسوي باشد و هم قرمز تغيير آقا كروبي. (يعني همه‌اش به فكر ما بوديد.) &lt;br /&gt;15- به دوستان ما سيب‌زميني رايگان داديد. (و اين همه‌اش به خاطر اين بود كه مازاد سيب‌زميني‌ها در انبار خراب نشود.) &lt;br /&gt;16- تعريف جهانيان را از رياضيات، تاريخ، آمار، اقتصاد و... عوض كرديد. (و به نظرم اگر رئيس‌جمهور ايران نبوديد و اروپا اينقدر نسبت به ايران دشمني نداشت، جايزه نوبل را به شما مي‌دادند.) &lt;br /&gt;17- با ارسال نامه كشورهاي جهان را موعظه كرديد. &lt;br /&gt;18- به پاكسازي نقشه پرداختيد. &lt;br /&gt;19- با دقت نظر خاصي تكذيب كرديد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقا محمود احمدي‌نژاد به خاطر همه دلايل فوق، گفتيم حالا كه دور هم نشسته‌ايم و مشغول برگزاري اين جشن ملي هستيم رياست جمهوري دهم را به شما تبريك بگوييم. عيدتان مبارك. &lt;br /&gt;    &lt;br /&gt;   &lt;br /&gt;*&lt;br /&gt;این مطلب با عنوان "از فال قهوه براي آقاي پيروز" در روزنامه اعتماد ملی - ستون فال قهوه - 10 تیر 1388 - پوريا عالمي چاپ شده است&lt;br /&gt;(طنزها را همان طور که در روزنامه منتشر می‌شود- با حذف و تعدیل - منتشر می‌کنم اینجا.)&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9261123-757426322884201411?l=pouriaalami.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://pouriaalami.blogspot.com/feeds/757426322884201411/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=9261123&amp;postID=757426322884201411&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/757426322884201411'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/757426322884201411'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pouriaalami.blogspot.com/2009/07/blog-post.html' title='از فال قهوه به نهاد ریاست‌جمهوری'/><author><name>پوریا عالمی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='14225877471823608279'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9261123.post-4330608050225963289</id><published>2009-06-30T12:57:00.000+04:30</published><updated>2009-06-30T12:58:33.221+04:30</updated><title type='text'>دستور آشپزي مهرورزي؛ سيب‌زميني‌پلو با خورش سيب‌زميني</title><content type='html'>دستور آشپزي براي پيش از انتخابات:&lt;br /&gt;يك سيب‌زميني را پوست مي‌گيريم و به صورت درسته در آب جوش مي‌پزيم. سپس سيب‌زميني‌هاي پخته را رنده كرده و كنار مي‌گذاريم. در فاصله پختن سيب‌زميني‌ها، دو كيلو سيب‌زميني ديگر را خيلي با دقت خرد كرده و سرخ مي‌كنيم. توجه داشته باشيد كه از روغن پوست سيب‌زميني براي سرخ كردن استفاده كنيد. وقتي اين‌ها آماده شد، سيب‌زميني‌هاي سرخ‌كرده را روي سيب‌زميني‌هاي پخته مي‌ريزيم. سپس يك كيلو و دويست گرم سيب‌زميني كوچك را به حالت كبابي در فر مي‌پزيم. وقتي پوست سيب‌زميني‌ها سياه شد، آن‌ها را از داخل فر در مي‌آوريم. موقع سفره‌آرايي، در ديس برنج، سيب‌زميني پخته و در كاسه‌ها خورش سيب‌زميني مي‌ريزيم. ظرف سالاد را هم با سيب‌زميني كبابي و سس ويژه سيب‌زميني پشندي (كه دستور درست كردنش را در جلسه بعد ياد مي‌دهيم) پر مي‌كنيم. حالا سيب‌زميني‌پلوي شما با خورش سيب‌زميني آماده تناول است. دور هم، با بر و بچه‌هاي محل و هيات دولت آن را ميل بفرماييد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دستور آشپزي براي بعد از انتخابات:&lt;br /&gt;در يخچال را باز مي‌كنيم و ته‌مانده غذايي را كه از پيش از انتخابات در يخچال مانده است برمي‌داريم. غذاي ماسيده را مي‌گذاريم تا گرم شود. در اين فاصله كنار پنجره مي‌رويم و خيابان را تماشا مي‌كنيم. چند نفر دنبال چند نفر مي‌دوند. عده‌اي سنگ پرت مي‌كنند. تعدادي جوان براي حفظ محيط زيست زباله‌ها را آتش مي‌زنند. تيم راگبي قبل از شروع مسابقه سر چهارراه، بدنش را گرم مي‌كند. مردي كه به دوربين لبخند مي‌زند، با دقت نظر خاصي چوب كلقتي را به ظرافت خاصي روي شيشه ماشين‌ها و كاپوت آن‌ها فرود مي‌آورد. چند موتورسوار با درايت خاصي با رهگذران ارتباط برقرار مي‌كنند. بوي سوختني مي‌آيد. فكر مي‌كنيم غذايمان سوخته است. اما چشم مي‌اندازيم و مي‌بينيم اتوبوسي براي اين‌كه نظر خبرنگار بي‌بي‌سي را جلب كند مشغول سوخته‌شدن است. يك نفر مي‌افتد زمين. پنجره را مي‌بنديم. تلويزيون را روشن مي‌كنيم. بيست و سي خبرهاي قشنگ و واقع‌گرايانه‌اش را در ژانر رئالسيم جادويي پخش مي‌كند. اشتهايمان كور مي‌شود. بوي سوختن غذا، كه طبيعتا سيب‌زميني است، خانه را پر مي‌كند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تلخي اين مطلب تقديم مي‌شود به گزارشگران،‌ سردبيران، مجريان و عوامل پشت صحنه صدا و سيما&lt;br /&gt;*&lt;br /&gt;روزنامه اعتماد ملی - ستون فال قهوه - 9 تیر 1388 - پوريا عالمي&lt;br /&gt;(طنزها را همان طور که در روزنامه منتشر می‌شود- با حذف و تعدیل - منتشر می‌کنم اینجا.)&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9261123-4330608050225963289?l=pouriaalami.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://pouriaalami.blogspot.com/feeds/4330608050225963289/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=9261123&amp;postID=4330608050225963289&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/4330608050225963289'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/4330608050225963289'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pouriaalami.blogspot.com/2009/06/blog-post_30.html' title='دستور آشپزي مهرورزي؛ سيب‌زميني‌پلو با خورش سيب‌زميني'/><author><name>پوریا عالمی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='14225877471823608279'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9261123.post-2241616381681546278</id><published>2009-06-29T15:03:00.002+04:30</published><updated>2009-06-29T15:07:10.005+04:30</updated><title type='text'>انواع ارتباط افلاطوني و غيرافلاطوني در ايران</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;meta equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"&gt;&lt;meta name="ProgId" content="Word.Document"&gt;&lt;meta name="Generator" content="Microsoft Word 12"&gt;&lt;meta name="Originator" content="Microsoft Word 12"&gt;&lt;link rel="File-List" href="file:///C:%5CDOCUME%7E1%5Ccartoon2%5CLOCALS%7E1%5CTemp%5Cmsohtmlclip1%5C01%5Cclip_filelist.xml"&gt;&lt;link rel="themeData" href="file:///C:%5CDOCUME%7E1%5Ccartoon2%5CLOCALS%7E1%5CTemp%5Cmsohtmlclip1%5C01%5Cclip_themedata.thmx"&gt;&lt;link rel="colorSchemeMapping" href="file:///C:%5CDOCUME%7E1%5Ccartoon2%5CLOCALS%7E1%5CTemp%5Cmsohtmlclip1%5C01%5Cclip_colorschememapping.xml"&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:worddocument&gt;   &lt;w:view&gt;Normal&lt;/w:View&gt;   &lt;w:zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;   &lt;w:trackmoves/&gt;   &lt;w:trackformatting/&gt;   &lt;w:punctuationkerning/&gt;   &lt;w:validateagainstschemas/&gt;   &lt;w:saveifxmlinvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;   &lt;w:ignoremixedcontent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;   &lt;w:alwaysshowplaceholdertext&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;   &lt;w:donotpromoteqf/&gt;   &lt;w:lidthemeother&gt;EN-US&lt;/w:LidThemeOther&gt;   &lt;w:lidthemeasian&gt;X-NONE&lt;/w:LidThemeAsian&gt;   &lt;w:lidthemecomplexscript&gt;AR-SA&lt;/w:LidThemeComplexScript&gt;   &lt;w:compatibility&gt;    &lt;w:breakwrappedtables/&gt;    &lt;w:snaptogridincell/&gt;    &lt;w:wraptextwithpunct/&gt;    &lt;w:useasianbreakrules/&gt;    &lt;w:dontgrowautofit/&gt;    &lt;w:splitpgbreakandparamark/&gt;    &lt;w:dontvertaligncellwithsp/&gt;    &lt;w:dontbreakconstrainedforcedtables/&gt;    &lt;w:dontvertalignintxbx/&gt;    &lt;w:word11kerningpairs/&gt;    &lt;w:cachedcolbalance/&gt;   &lt;/w:Compatibility&gt;   &lt;w:browserlevel&gt;MicrosoftInternetExplorer4&lt;/w:BrowserLevel&gt;   &lt;m:mathpr&gt;    &lt;m:mathfont val="Cambria Math"&gt;    &lt;m:brkbin val="before"&gt;    &lt;m:brkbinsub val="--"&gt;    &lt;m:smallfrac val="off"&gt;    &lt;m:dispdef/&gt;    &lt;m:lmargin val="0"&gt;    &lt;m:rmargin val="0"&gt;    &lt;m:defjc val="centerGroup"&gt;    &lt;m:wrapindent val="1440"&gt;    &lt;m:intlim val="subSup"&gt;    &lt;m:narylim val="undOvr"&gt;   &lt;/m:mathPr&gt;&lt;/w:WordDocument&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;  &lt;w:latentstyles deflockedstate="false" defunhidewhenused="true" defsemihidden="true" defqformat="false" defpriority="99" latentstylecount="267"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="0" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Normal"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="9" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="heading 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="9" qformat="true" name="heading 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="9" qformat="true" name="heading 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="9" qformat="true" name="heading 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="9" qformat="true" name="heading 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="9" qformat="true" name="heading 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="9" qformat="true" name="heading 7"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="9" qformat="true" name="heading 8"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="9" qformat="true" name="heading 9"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="39" name="toc 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="39" name="toc 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="39" name="toc 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="39" name="toc 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="39" name="toc 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="39" name="toc 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="39" name="toc 7"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="39" name="toc 8"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="39" name="toc 9"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="35" qformat="true" name="caption"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="10" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Title"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="1" name="Default Paragraph Font"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="11" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Subtitle"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="22" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Strong"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="20" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Emphasis"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="59" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Table Grid"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" unhidewhenused="false" name="Placeholder Text"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="1" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="No Spacing"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="60" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Shading"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="61" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light List"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="62" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Grid"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="63" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="64" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="65" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="66" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="67" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="68" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="69" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="70" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Dark List"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="71" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Shading"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="72" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful List"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="73" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Grid"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="60" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Shading Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="61" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light List Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="62" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Grid Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="63" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 1 Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="64" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 2 Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="65" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 1 Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" unhidewhenused="false" name="Revision"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="34" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="List Paragraph"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="29" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Quote"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="30" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Intense Quote"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="66" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 2 Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="67" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 1 Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="68" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 2 Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="69" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 3 Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="70" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Dark List Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="71" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Shading Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="72" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful List Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="73" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Grid Accent 1"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="60" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Shading Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="61" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light List Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="62" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Grid Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="63" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 1 Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="64" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 2 Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="65" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 1 Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="66" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 2 Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="67" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 1 Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="68" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 2 Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="69" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 3 Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="70" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Dark List Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="71" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Shading Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="72" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful List Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="73" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Grid Accent 2"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="60" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Shading Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="61" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light List Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="62" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Grid Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="63" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 1 Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="64" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 2 Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="65" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 1 Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="66" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 2 Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="67" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 1 Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="68" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 2 Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="69" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 3 Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="70" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Dark List Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="71" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Shading Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="72" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful List Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="73" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Grid Accent 3"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="60" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Shading Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="61" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light List Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="62" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Grid Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="63" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 1 Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="64" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 2 Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="65" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 1 Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="66" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 2 Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="67" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 1 Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="68" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 2 Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="69" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 3 Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="70" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Dark List Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="71" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Shading Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="72" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful List Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="73" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Grid Accent 4"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="60" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Shading Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="61" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light List Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="62" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Grid Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="63" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 1 Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="64" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 2 Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="65" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 1 Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="66" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 2 Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="67" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 1 Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="68" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 2 Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="69" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 3 Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="70" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Dark List Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="71" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Shading Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="72" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful List Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="73" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Grid Accent 5"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="60" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Shading Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="61" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light List Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="62" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Light Grid Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="63" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 1 Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="64" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Shading 2 Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="65" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 1 Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="66" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium List 2 Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="67" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 1 Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="68" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 2 Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="69" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Medium Grid 3 Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="70" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Dark List Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="71" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Shading Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="72" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful List Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="73" semihidden="false" unhidewhenused="false" name="Colorful Grid Accent 6"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="19" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Subtle Emphasis"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="21" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Intense Emphasis"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="31" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Subtle Reference"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="32" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Intense Reference"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="33" semihidden="false" unhidewhenused="false" qformat="true" name="Book Title"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="37" name="Bibliography"&gt;   &lt;w:lsdexception locked="false" priority="39" qformat="true" name="TOC Heading"&gt;  &lt;/w:LatentStyles&gt; &lt;/xml&gt;&lt;![endif]--&gt;&lt;style&gt; &lt;!--  /* Font Definitions */  @font-face 	{font-family:"Cambria Math"; 	panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4; 	mso-font-charset:0; 	mso-generic-font-family:roman; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1610611985 1107304683 0 0 159 0;} @font-face 	{font-family:Calibri; 	panose-1:2 15 5 2 2 2 4 3 2 4; 	mso-font-charset:0; 	mso-generic-font-family:swiss; 	mso-font-pitch:variable; 	mso-font-signature:-1610611985 1073750139 0 0 159 0;}  /* Style Definitions */  p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal 	{mso-style-unhide:no; 	mso-style-qformat:yes; 	mso-style-parent:""; 	margin-top:0in; 	margin-right:0in; 	margin-bottom:10.0pt; 	margin-left:0in; 	line-height:115%; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:11.0pt; 	font-family:"Calibri","sans-serif"; 	mso-fareast-font-family:Calibri; 	mso-bidi-font-family:Arial;} p 	{mso-style-priority:99; 	mso-margin-top-alt:auto; 	margin-right:0in; 	mso-margin-bottom-alt:auto; 	margin-left:0in; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:12.0pt; 	font-family:"Times New Roman","serif"; 	mso-fareast-font-family:"Times New Roman";} .MsoChpDefault 	{mso-style-type:export-only; 	mso-default-props:yes; 	font-size:10.0pt; 	mso-ansi-font-size:10.0pt; 	mso-bidi-font-size:10.0pt; 	mso-ascii-font-family:Calibri; 	mso-fareast-font-family:Calibri; 	mso-hansi-font-family:Calibri; 	mso-bidi-font-family:Arial;} @page Section1 	{size:8.5in 11.0in; 	margin:1.0in 1.0in 1.0in 1.0in; 	mso-header-margin:.5in; 	mso-footer-margin:.5in; 	mso-paper-source:0;} div.Section1 	{page:Section1;} --&gt; &lt;/style&gt;&lt;!--[if gte mso 10]&gt; &lt;style&gt;  /* Style Definitions */  table.MsoNormalTable 	{mso-style-name:"Table Normal"; 	mso-tstyle-rowband-size:0; 	mso-tstyle-colband-size:0; 	mso-style-noshow:yes; 	mso-style-priority:99; 	mso-style-qformat:yes; 	mso-style-parent:""; 	mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; 	mso-para-margin:0in; 	mso-para-margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:11.0pt; 	font-family:"Calibri","sans-serif"; 	mso-ascii-font-family:Calibri; 	mso-ascii-theme-font:minor-latin; 	mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; 	mso-fareast-theme-font:minor-fareast; 	mso-hansi-font-family:Calibri; 	mso-hansi-theme-font:minor-latin; 	mso-bidi-font-family:Arial; 	mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} &lt;/style&gt; &lt;![endif]--&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;وسائل ارتباطي مردم ايران را امروز با هم مرور مي‌كنيم؛&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;ارتباط فيس تو فيس؛&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; اين ارتباط در روزهاي عادي براي احوال‌پرسي استفاده مي‌شود. در روزهاي غيرعادي براي كوبيدن به صورت يا بيني طرف مقابل استفاده مي‌شود. البته دقت كنيد طرف مقابل كلاه كاسكت سرش نباشد. (مثال: چرا زدي تو سرم؟ - آخه مي‌خوام باهات ارتباط برقرار كنم.)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;ارتباط سينه به سينه؛&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; از اين نوع ارتباط (آن هم خيلي زياد) براي انتقال ادبيات عاميانه در زبان فارسي استفاده شده است. لطفا نگاه‌تان را به ادبيات پاك كنيد. (مثال ندارد.)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;بازي‌هاي زباني؛&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; اين نوع ارتباط، استفاده ابزاري از زبان براي جور خاصي بازي است كه مورد علاقه شاعران است. (مثال: داريد چه كار مي‌كنيد؟ - داريم بازي‌هاي زباني مي‌كنيم.)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;ارتباط شهروندي؛&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; اين نوع ارتباط يبشتر يك نوع شعار تبليغاتي محسوب مي‌شود و خاصيت ديگري ندارد. (مثال: قبل از انتخابات: حقوق شهروندي حق مسلم هر ايراني است. بعد از انتخابات: اغتشاشگران به اموال عمومي آسيب زدند.)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;ارتباط استصوابي؛&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; يك نوع رابطه عاشقانه يك طرفه و قشنگ است. (مثال: بي‌خيال بابا. مثلا همين آقاي اعلمي.)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;ارتباط نظارتي؛&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; نوعي رابطه است كه ديگري همه‌اش دارد شما را از هر لحاظ و از شش جهت نظارت مي‌كند. (مثال؟ مثال نمي‌خواد كه.)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;ارتباط وزارت كشوري؛&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; نوعي ارتباط حسنه است كه معلوم نيست ريشه‌هاي افلاطوني يا غيرافلاطوني دارد؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;ارتباط با بيگانگان؛&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; نوعي رابطه است كه هر كسي آب خنك بخورد يادش مي‌افتد همچين رابطه‌اي هم داشته است. (مثال: برادرمون آقا اميرحسين مهدوي، سردبير مرحوم انديشه نو.)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;فشار از پايين، چانه‌زني از بالا؛&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; براي خودش ژانر خاصي از رابطه است. (دوران اصلاحات سرشار از اين نوع رابطه بود.) &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;p dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;ارتباط نزديك از نوع سوم؛&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt; ارتباط غيرملموسي است كه در جهان سوم نزديك‌تر از اروپا برقرار مي‌شود و مخاطبان خاص خود را در بدنه جامعه و دولت دارد و به ديگران ربطي ندارد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;*&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;روزنامه اعتماد ملی - &lt;a href="http://roozna.com/2009/6/29/EtemaadMelli/956/Page/23/Index.htm"&gt;ستون فال قهوه&lt;/a&gt; - 8 تیر 1388 - پوريا عالمي&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;(طنزها را همان طور که در روزنامه منتشر می‌شود- با حذف و تعدیل - منتشر می‌کنم اینجا.)&lt;br /&gt;غلط های ویرایشی و جمله‌بندی‌های نامیزان تلاش دوستان در لحظه‌ی نهایی پیش از چاپ می‌باشد و ربطی به من یا گیرنده‌های شما ندارد&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"&gt;&lt;span lang="AR-SA"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9261123-2241616381681546278?l=pouriaalami.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://pouriaalami.blogspot.com/feeds/2241616381681546278/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=9261123&amp;postID=2241616381681546278&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/2241616381681546278'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/2241616381681546278'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pouriaalami.blogspot.com/2009/06/blog-post_29.html' title='انواع ارتباط افلاطوني و غيرافلاطوني در ايران'/><author><name>پوریا عالمی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='14225877471823608279'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9261123.post-2147180281073399850</id><published>2009-06-28T15:24:00.002+04:30</published><updated>2009-06-28T16:44:20.230+04:30</updated><title type='text'>براي سر كردن آرام اين روزها</title><content type='html'>&lt;a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://bozicartoon.com/gallery_page.aspx?pid=334"&gt;&lt;img style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer; width: 232px; height: 320px;" src="http://1.bp.blogspot.com/_IqGJvNbooQE/SkdMane5esI/AAAAAAAAAcw/mlun8jhu-90/s320/Bozorg-mehr-hosseinpour.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5352330702312012482" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;شاهكار &lt;a href="http://bozicartoon.com/"&gt;بزرگمهر حسين‌پور&lt;/a&gt;.&lt;br /&gt;براي سر كردن آرام اين روزها&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9261123-2147180281073399850?l=pouriaalami.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://pouriaalami.blogspot.com/feeds/2147180281073399850/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=9261123&amp;postID=2147180281073399850&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/2147180281073399850'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/2147180281073399850'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pouriaalami.blogspot.com/2009/06/blog-post_836.html' title='براي سر كردن آرام اين روزها'/><author><name>پوریا عالمی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='14225877471823608279'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://1.bp.blogspot.com/_IqGJvNbooQE/SkdMane5esI/AAAAAAAAAcw/mlun8jhu-90/s72-c/Bozorg-mehr-hosseinpour.jpg' height='72' width='72'/><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9261123.post-2400514468990414203</id><published>2009-06-28T10:55:00.001+04:30</published><updated>2009-06-28T11:04:06.542+04:30</updated><title type='text'>مملكت قحط الرجال نيست، گل و بلبل است</title><content type='html'>خيلي‌ها به وسيله ايميل (اگه با اين سرعت اينترنت بشه ايميلي فرستاد!)، تلفن (اگه دكل تلفن محل‌شون با جسم سخت از بين نرفته باشد.) پيك موتوري (اگه پيك موتوري بتونه با توجه به موانع موجود اين روزها صحيح و سالم خودش رو به مقصد برسونه!)، دود سفيد سرخپوستي (اگه دود سفيد از بين اين همه دود زرد فلفل سوزناك و سفيد اشك‌آور معلوم باشه.)، اس‌ام‌اس (اين يه رقم راه تماس رو كه بذرش رو ملخ خورده!)، خلاصه از هر راهي شده با ما تماس گرفتند و گفتند چرا بعد از انتخابات فال قهوه كسي را نگرفتيم. اين احتمالات را هم برشمردند:&lt;br /&gt;1- مملكت قحط‌الرجال است. (كه ما شديدا قحط بودن رجال را در مملكت تكذيب مي‌كنيم. نمونه‌اش همين آقاي دانشجو، كه از اهم مردان روزگار است.)&lt;br /&gt;2- مملكت قحط‌الرجال نيست و چون فقط در مملكت مرد است در نتيجه نسل مردها درحال انقراض است.&lt;br /&gt;3- احتمال سوم اين است كه ما از كشور خارج شده‌ايم و رفته‌ايم سانفرانسيسكو. (كه احتمال هم دارد رفته باشيم.)&lt;br /&gt;4- رجال سياسي از كشور خارج شده‌اند و كسي نمانده كه ما برايش فال بگيريم. (در حال حاضر در سانفرانسيسكو، واقع در تپه‌هاي شمال شهر، تعطيلات‌شان را سپري مي‌كنند.)&lt;br /&gt;5- احتمال پنجم اين است كه ايران تحريم شده و قهوه به كشور وارد نمي‌شود.&lt;br /&gt;6- احتمال ششم اين است كه ما از قبل انتخابات منتفع شده‌ايم و مشاوري وزارت گرفته‌ايم. (كه اين را هم اساسا و اصولا تكذيب مي‌كنيم. به اطلاع مي‌رساند از اين انتخابات نه تنها چيزي به ما نرسيد، تا احتمالا يك راي هم از كيسه‌مان رفته است.)&lt;br /&gt;خلاصه در يك كلام، خيال‌تان راحت كه مملكت تا اطلاع ثانوي نه تنها قحط‌الرجال نيست كه به شيوه وزارت كشورپسندي در وضعيت گل و بلبل به سر مي‌برد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با توجه به احتمالات فوق قضاوت كنيد چرا فال قهوه كسي را از اين ايام به اين طرف نگرفته‌ايم؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*&lt;br /&gt;روزنامه اعتماد ملی - ستون فال قهوه - 7 تیر 1388 - پوريا عالمي&lt;br /&gt;(طنزها را همان طور که در روزنامه منتشر می‌شود- با حذف و تعدیل - منتشر می‌کنم اینجا.)&lt;br /&gt;غلط های ویرایشی و جمله‌بندی‌های نامیزان تلاش دوستان در لحظه‌ی نهایی پیش از چاپ می‌باشد و ربطی به من یا گیرنده‌های شما ندارد&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9261123-2400514468990414203?l=pouriaalami.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://pouriaalami.blogspot.com/feeds/2400514468990414203/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=9261123&amp;postID=2400514468990414203&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/2400514468990414203'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/2400514468990414203'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pouriaalami.blogspot.com/2009/06/blog-post_28.html' title='مملكت قحط الرجال نيست، گل و بلبل است'/><author><name>پوریا عالمی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='14225877471823608279'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9261123.post-9171971299386555960</id><published>2009-06-27T10:39:00.000+04:30</published><updated>2009-06-27T10:41:34.344+04:30</updated><title type='text'>آموزش رانندگی در ایران</title><content type='html'>- هرگز به چپ نپیچید. چرا؟ چون ممکن است به دره سقوطانده ! شوید و اگر سقوطانده نشوید، مثل آقا لاریجانی که عمری به راست پیچیده، اما یک بار دستش لرزیده و به چپ پیچیده، استیضاح می‌شوید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- هرگز چراغ نزنید. چرا؟ چون شما را به همراه ماشین‌تان می‌خوابانند. چرا؟ چون می‌گویند چراغی که نشان دادی به آمریکا بوده.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- اگزوزتان دود سیاه ندهد. چرا؟ چون می‌گویند سیاه‌نمایی می‌کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- دود سفید هم ندهد. چون می‌گویند دارید انقلاب رنگی می‌کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- رنگ سبز هم به ماشین‌تان آویزان نکنید. چرا؟ چون شیشه‌تان می‌شکند، یا کاپوت‌تان غُر می‌شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- شب‌ها ساعت 9 بوق نزنید. چون براندازی صدادار محسوب می‌شود و قابل پیگیری است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- با چراغ روشن هم در طول روز حرکت نکنید. چرا؟ چون براندازی منور محسوب می‌شود و از اهم منکرات است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- برای کسی بوق نزنید. چون در کل بوق زدن در ایران یک‌جور بی‌ناموسی است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- ماشین‌تان هم خراب نشود. چرا؟ چون ملت ممکن است به شیوه معناداری انگشت دست‌شان را به شما نشان بدهند، اما مطمئن باشید کسی شما را تا تعمیرگاه بوکسور نمی‌کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- بنزین تمام نکنید. چون امکان ندارد کسی برای‌تان نگه دارد و چهار لیتر بنزین به‌تان بدهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- از کسی سبقت نگیرید. چون طرف به صورت لفظی به خواهر مادرتان اشاره مستقیم می‌کند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- جلوی در خانه و پارکینگ کسی پارک نکنید. چون صاحب آن خانه این حق را بر خودش مسلم می‌داند شما را پنچر کند. اما اگر کسی جلوی در شما پارک کرد، پنچرش نکنید، چون احتمالا یکی می‌زند زیر گوش‌تان، و البته این را هم حق خودشان می‌دانند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- در صندوق عقب ماشین، جز بنزین، نوشیدنی دیگری نگذارید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- وقتی خلاف می‌کنید برای اینکه جریمه نشوید، رشوه ندهید. یا اگر رشوه می‌دهید زیاد ندهید که بازار را خراب کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- آشغال، ته سیگار و آب‌دهان‌تان را از شیشه بیرون نیندازید. آن‌ها را بریزید در کیسه و بعد کیسه را پرت کنید بیرون.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- با دیدن مامور، ماشین را به آرامی نگه دارید و با دیدن لباس شخصی قبل از نگه داشتن ماشین، تلفنی از خانواده خداحافظی کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- هرگز تند نروید. مگر اینکه مناظره تلویزیونی باشد و آقا ضرغامی او.کی را به شما داده باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- با ماشین‌تان از روی کسی رد نشوید. مگر اینکه گفت‌وگوی ویژه خبری باشد یا نیم‌ساعت وقت ویراژ دادن اضافه داشته باشید. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روزنامه اعتماد ملی - ستون فال قهوه - 6 تیر 1388 - پوريا عالمي&lt;br /&gt;(طنزها را همان طور که در روزنامه منتشر می‌شود- با حذف و تعدیل - منتشر می‌کنم اینجا.)&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9261123-9171971299386555960?l=pouriaalami.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://pouriaalami.blogspot.com/feeds/9171971299386555960/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=9261123&amp;postID=9171971299386555960&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/9171971299386555960'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/9171971299386555960'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pouriaalami.blogspot.com/2009/06/blog-post_27.html' title='آموزش رانندگی در ایران'/><author><name>پوریا عالمی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='14225877471823608279'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9261123.post-6420879949785328625</id><published>2009-06-25T19:04:00.004+04:30</published><updated>2009-06-27T10:42:40.835+04:30</updated><title type='text'>[…]</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;اين ايادي صهيونيسم و اجنبي‌ها قرار بود تا ديشب همراه پول‌ها و دلارهايي كه براي ما مي‌فرستند، يك گوني قهوه هم بفرستند. تا الان كه نه دلارها و يوروها رسيده نه گوني قهوه. (البته ما هم مثل مسوولان مي‌گوييم اگر ما را تحريم كنند به شكم‌مان هم نيست.) براي همين امروز يك چيزي كه نياز به قهوه و دلار و يورو نداشته باشد مي‌نويسيم؛ &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;در باب علامت […] &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;ديروز روزنامه اعتماد ملي در صفحه اول، نامه‌اي از آقا مهدي كروبي و در صفحه 9 شعري از آقا حافظ موسوی چاپ كرده بود كه هر دوشان با علامت […] سانسور شده بودند.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;درك مطلب&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;اول- متوجه شديم شتر سانسور با لذت و غلظت بيشتري روي يك شعر مي‌خوابد، تا مثلا روي يك بيانيه يا نامه سياسي.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;دوم- اگر به روزنامه ديروز رجوع كنيد مي‌بينيد كه نامه‌هه 4 تا از اين[…] ‌ها داشت، شعره 6 تا. يعني شعر تقريبا دو برابر سانسور شده بود. پس نتيجه مي‌گيريم تاثيرگذاري يك متن ادبي، مثلا شعر، روي مخاطب دو برابر يك متن سياسي، مثلا نامه يا بيانيه است.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;سوم- تا چند وقت ديگر روزنامه‌ها اين‌طوري چاپ مي‌شوند؛&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; اگر آقاي […] بخواهد […] ما را […] ما هم […] مي‌كنيم!&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; البته جاهاي خالي هم اين‌ها بوده؛ آقا ميرحسين موسوي يا آقا مهدي كروبي، راي، نشمارند، اعتراض!&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;فرمول:&lt;/strong&gt; يك شعر با هزار مخاطب سانسوربرانگيزتر است از يك بيانيه با هزاران مخاطب. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;a href="http://roozna.com/2009/6/25/EtemaadMelli/953/Page/23/Index.htm"&gt;روزنامه اعتماد ملی - ستون فال قهوه&lt;/a&gt; - 4 تیر 1388 - پوريا عالمي&lt;br /&gt;(طنزها را همان طور که در روزنامه منتشر می‌شود- با حذف و تعدیل - منتشر می‌کنم اینجا.)&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9261123-6420879949785328625?l=pouriaalami.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://pouriaalami.blogspot.com/feeds/6420879949785328625/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=9261123&amp;postID=6420879949785328625&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/6420879949785328625'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/6420879949785328625'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pouriaalami.blogspot.com/2009/06/blog-post_25.html' title='[…]'/><author><name>پوریا عالمی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='14225877471823608279'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9261123.post-624733413906267468</id><published>2009-06-24T11:01:00.002+04:30</published><updated>2009-06-24T11:05:01.406+04:30</updated><title type='text'>برنامه روزانه مردم ايران</title><content type='html'>3 صبح-  تازه از ترافيك و شلوغ پلوغي‌ها خلاص شده‌اند و خودشان را به خانه مي‌رسانند.&lt;br /&gt;4 تا 7 صبح- مي‌خوابند و به كارهاي مربوطه مي‌رسند.&lt;br /&gt;8 صبح- بيدار مي‌شوند.&lt;br /&gt;8 صبح- نمي‌دانند سركار بروند يا در خانه بمانند و سركار نروند.&lt;br /&gt;8:30 صبح- سركار نرفتن را مي‌گذارند براي يك روز ديگر و مي‌روند سركار.&lt;br /&gt;9 صبح تا 12 ظهر-  در اداره دنبال يك فيلترشكن كه فيلتر نشده باشد، مي‌گردند.&lt;br /&gt;12 تا 1 ظهر- غذا مي‌خورند.&lt;br /&gt;1 بعدازظهر- فيلم‌هايي را كه با موبايل گرفته‌اند به اين و اون ايميل مي‌كنند.در همين فاصله اسم‌شان را در گوگول سرچ مي‌كنند ببينند كي‌ها به‌شان لينك داده‌اند.&lt;br /&gt;3 بعدازظهر- آماده پياده‌روي بلندمدت مي‌شوند.&lt;br /&gt;4 بعدازظهر- مشغول پياده‌روي بلندمدت مي‌شوند اما با فشار آب گرم، تجمع‌شان از هم پاشيده مي‌شود.&lt;br /&gt;5 عصر- خودشان را به دوستان مي‌رسانند.&lt;br /&gt;6 غروب- به صورت زخم و زيلي در راه خانه قدم برمي‌دارند.&lt;br /&gt;7 غروب- چون اين چندروز پولي درنياورده‌اند و موعد اجاره‌خانه است، از دوست‌شان پول دستي مي‌گيرند.&lt;br /&gt;8 شب- استارست و يوتلست و چيزست‌هاي ديگر را سرچ مي‌كنند تا از دست پارازيت خلاص شوند.هدف‌شان هم از تماشاي «تفسير خبر» و «خبر و بيشتر از خبر تلويزيون فارسي‌زبان بي‌بي‌سي» اين است كه توطئه انگليس و آمريكا را از نزديك پيگيري كنند.&lt;br /&gt;8:30 شب- برنامه 20:30 را نگاه مي‌كنند تا خودشان را در ويدئوهايي كه نجف كامران‌زاده از «معدود اغتشاشگران و معترضين» پخش مي‌كند پيدا كنند.دعا دعا مي‌كنند كه آقا ضرغامي و عوامل پشت صحنه، دور عكس آنها كه در تجمعات ديده مي‌شوند، دايره قرمز نكشد.&lt;br /&gt;9 شب-  آشغال‌ها را مي‌برند تا در سطل آشغال بيندازند.اما خيلي دقت مي‌كنند تا دست‌شان نسوزد.&lt;br /&gt;10 شب-  چراغ‌ها را خاموش مي‌كنند و سرشان را از پنجره مي‌برند بيرون.&lt;br /&gt;11 شب- با ماشين مي‌روند و دوري در ميدان سعادت‌آباد، خيابان جيحون، حوالي بيمارستان لولاگر و غيره مي‌زنند و حاصل كار اراذل و اوباش را مي‌شمرند و با موبايل فيلمش را مي‌گيرند.&lt;br /&gt;12 شب- به خاطر برخورد با جسم سخت، خوردن گازي كه منجر به جاري شدن اشك آدمي مي‌شود، شنيدن چيزهاي ديگر، خودشان را به درمانگاه معرفي مي‌كنند.&lt;br /&gt;1 شب- تا 2 صبح- از دست يك موتورسوار كه آنها را از بيمارستان به شيوه مسالمت‌آميزي همراهي مي‌كند، فرار مي‌كنند.&lt;br /&gt;3 صبح- خودشان را به خانه مي‌رسانند و سعي مي‌كنند با خوردن ديازپام كمي استراحت كنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*&lt;br /&gt;این مطلب با عنوان &lt;a href="http://roozna.com/2009/6/24/EtemaadMelli/952/Page/23/Index.htm"&gt;برنامه روزانه اين شهر آشوب&lt;/a&gt; در اعتماد ملی 2 تیر 1388 منتشر شده است.&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size: 85%;"&gt;(طنزها را همان طور که در روزنامه منتشر می‌شود- با حذف و تعدیل - منتشر می‌کنم اینجا.)&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9261123-624733413906267468?l=pouriaalami.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://pouriaalami.blogspot.com/feeds/624733413906267468/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=9261123&amp;postID=624733413906267468&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/624733413906267468'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/624733413906267468'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pouriaalami.blogspot.com/2009/06/blog-post_24.html' title='برنامه روزانه مردم ايران'/><author><name>پوریا عالمی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='14225877471823608279'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9261123.post-743912708628378166</id><published>2009-06-23T11:21:00.002+04:30</published><updated>2009-06-23T11:23:44.227+04:30</updated><title type='text'>مقايسه كانال‌هاي اجنبي با كانال‌هاي آقا ضرغامي</title><content type='html'>فال قهوه را بي‌خيال، اين چند روز اينقدر گفتند بي‌بي‌سي (كه خبرنگارش را تشويقي فرستادند سفر خارجي!) و آن يكي شبكه (كه حتي اگر اسمش را هم بنويسيم ما را هم مي‌فرستند سفر تشويقي!) راهپيمايي‌ها و تجمعات اعتراض‌آميز و غيره را جهت مي‌دهند كه ما گفتيم جاي اين دوشبكه بنشينيم كانال‌هاي آقا ضرغامي را نگاه كنيم. (البته اين تصميم ربطي به پارازيت‌هايي كه برادران و دوستان زحمت‌كش به صورت شبانه‌روزي از خودشان توليد مي‌كنند، نداشت!)&lt;br /&gt;امروز، كانال‌هاي فارسي‌زبان آقا ضرغامي را با كانال‌هاي فارسي‌زبان و غيرفارسي اجنبي‌ها مقايسه مي‌كنيم؛&lt;br /&gt;*&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold; color: rgb(102, 0, 0);"&gt;كانال اجنبي:&lt;/span&gt; تورم ايران ماشاءالله روز به روز در حال قد كشيدن است.&lt;br /&gt; &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;كانال آقا ضرغامي:&lt;/span&gt; هموطنان عزيز گوجه‌فرنگي هم ارزان شد. اگر يادتان باشد قبلا سيب‌زميني كلا مجاني شده بود.&lt;br /&gt;&lt;span style="font-weight: bold; color: rgb(102, 0, 0);"&gt;كانال اجنبي:&lt;/span&gt; پيامدهاي انتخابات در ايران تاكنون ادامه پيدا كرده است.&lt;br /&gt; &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;كانال آقا ضرغامي:&lt;/span&gt; هموطنان عزيز گزارشي را از روستاي كياكلاه استان مازندران پخش مي‌كنيم. (در اين گزارش يكي از ناظران صندوق روستاي كياكلاه استان مازندران 140 درصد شركت مردم در انتخابات را تاييد مي‌كند.)&lt;br /&gt; &lt;span style="font-weight: bold; color: rgb(102, 0, 0);"&gt;كانال اجنبي:&lt;/span&gt; زلزله سياسي در ايران شكاف بزرگي در بدنه دولت و غيره ايجاد كرده است.&lt;br /&gt; &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;كانال آقا ضرغامي:&lt;/span&gt; از امروز نيم‌ساعت زمان پخش برنامه ورزش كنيم نرمش كنيم را كه براي كشش تحتاني عضلات ماهيچه‌اي خوب است، اضافه مي‌كنيم. (بعد چند تا آقا حركات باله و تانگو را به صورت نمادين اجرا مي‌كنند.)&lt;br /&gt; &lt;span style="font-weight: bold; color: rgb(102, 0, 0);"&gt;كانال اجنبي:&lt;/span&gt; برخورد شديد مردم با جسم سخت! در خيابان‌هاي ايران.&lt;br /&gt; &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;كانال آقا ضرغامي:&lt;/span&gt; هموطنان عزيز! به صورت كاملا تصادفي در تلاش هستيم گزارش زنده‌اي را از اراذل و اوباش كه تا نيم‌ساعت ديگر مي‌خواهند به اموال عمومي صدمه بزنند و بانك‌ها را هم آتش بزنند براي شما پخش كنيم!&lt;br /&gt; &lt;span style="font-weight: bold; color: rgb(102, 0, 0);"&gt;كانال اجنبي:&lt;/span&gt; در خيابان‌هاي تهران صداي تيراندازي به گوش مي‌رسد.&lt;br /&gt; &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;كانال آقا ضرغامي:&lt;/span&gt; نجف كامران‌زاده گزارش ويژه‌اي مي‌دهد: امسال مردم از هفت، هشت ماه جلوتر پيشواز چهارشنبه‌سوري رفته‌اند و چند نفر هم به خاطر روشن كردن سيگارت دچار سوختگي و آسيب‌ديدگي موضعي شده‌اند.&lt;br /&gt; &lt;span style="font-weight: bold; color: rgb(102, 0, 0);"&gt;كانال اجنبي:&lt;/span&gt; واكنش جامعه بين‌الملل و مردم و فعالان حقوق بشر و غيره و غيره به انتخابات اخير و حوادث اخير ايران.&lt;br /&gt; &lt;span style="font-weight: bold;"&gt;كانال آقا ضرغامي:&lt;/span&gt; هوگو چاوز و كي و كي خيلي تبريك گفتند.&lt;br /&gt;*&lt;br /&gt;ما جدا توصيه مي‌كنيم بنشينيد تلويزيون خودمان را نگاه كنيد و همينجا از مجريان سخت‌كوش صداو‌سيما و عوامل پشت صحنه تشكر مي‌نماييم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;a href="http://roozna.com/2009/6/23/EtemaadMelli/951/Page/23/Index.htm"&gt;روزنامه اعتماد ملی - ستون فال قهوه&lt;/a&gt; - 2 تیر 1388 - پوريا عالمي&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size: 85%;"&gt;(طنزها را همان طور که در روزنامه منتشر می‌شود- با حذف و تعدیل - منتشر می‌کنم اینجا.)&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9261123-743912708628378166?l=pouriaalami.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://pouriaalami.blogspot.com/feeds/743912708628378166/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=9261123&amp;postID=743912708628378166&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/743912708628378166'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/743912708628378166'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pouriaalami.blogspot.com/2009/06/blog-post_23.html' title='مقايسه كانال‌هاي اجنبي با كانال‌هاي آقا ضرغامي'/><author><name>پوریا عالمی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='14225877471823608279'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9261123.post-3346597425292400989</id><published>2009-06-22T10:44:00.002+04:30</published><updated>2009-06-22T10:48:51.677+04:30</updated><title type='text'>پدري كه مي‌رفت تا بچه‌اش را ببيند</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;يكي از آشنايان پا به ماه است. امروز فال قهوه بچه او را كه هنوز به دنيا نيامده مي‌گيرم. ماي‌بيبي جان! در فالت مي‌بينم كه وقتي تو به دنيا مي‌آيي، بيمارستان شلوغ است. پرستارها يك طرف بيمارستان بچه به دنيا مي‌آورند، يك طرف ديگر، پوكه‌هايي را كه درآورده‌اند در ظرف‌هاي استريل مي‌اندازند. آيا ما به خودكفايي مي‌رسيم؟ آيا به هر نفر يك پوكه مي‌رسد؟ ماي بيبي جان! در طالعت مي‌بينم كه وقتي تو به دنيا مي‌آيي، پدرت با عجله از اداره به سمت بيمارستان حركت مي‌كند تا تو را ببوسد، اما پايش گير مي‌كند به يك جسم سخت و زمين مي‌خورد. او بلند مي‌شود و باز هم مي‌دود، اما اين‌بار فشار قوي آب داغ كه برخلاف ابر از شلنگ مي‌بارد، او را به عقب هل مي‌دهد. اما او باز هم ادامه مي‌دهد، اما اين‌بار يك نفر شوخي شوخي رويش پودر فلفل مي‌پاشد. پدر تو خنده‌اش مي‌گيرد و مي‌گويد: «شوخي نكنين! شوخي نكنين! دارم مي‌رم بچه‌ا‌م رو ببينم!» اما آنها كه شوخي مي‌كرده‌اند مي‌گويند: «برو كلك! تو داري نظم عمومي را بر هم مي‌زني.» پدر تو مي‌پيچد در يك كوچه فرعي، و از آنجا دوان دوان به طرف بيمارستان مي‌آيد. در انتهاي كوچه زباله‌ها را آتش زده‌اند، او از روي آتش مي‌پرد و داد مي‌زند: «زردي من از تو، سرخي تو از من.» يك دفعه مي‌بيند مردمي كه آنجا ايستاده‌اند يكصدا فرياد مي‌زنند: «زردي ما از تو، سرخي تو از من، خس و خاشاك ...» پدر تو مي‌گويد: «بابا بي‌خيال! من شوخي كردم!» در همين مرحله مي‌بيند كه عده‌اي، سوار بر موتور هزار، به صورت باشكوهي وارد كوچه مي‌شوند و احساسات مردم را به شكل بايسته‌اي، با زدن لبخند و شلنگ و زنجير، پاسخ مي‌دهند. پدر تو مي‌گويد: «بابا بي‌خيال! من دارم مي‌رم بچه‌ام رو ببينم.» و در همان حالي كه دارد مي‌دود، با تعدادي ديگر از مردم، وارد خانه‌اي شده و پناه مي‌گيرد. پدر تو مي‌گويد: «مگه قايم‌باشكه؟» در همين لحظه آنها كه ترك موتور سوار شده بودند، مي‌پرند پايين و به شكل شاعرانه‌اي با لگد به در خانه‌ها مي‌زنند و مي‌گويند: «سوك سوك! مي‌دونيم اونجا قايم شديد.» پدر تو مي‌گويد: «من دارم مي‌رم بچه‌ا‌م رو ببينم، وقت ندارم با شما بازي كنم.» چند لحظه بعد پدر تو از پشت بام، روي ديوار همسايه مي‌پرد و داخل خيابان مي‌شود. اولين موتوري كه از جلويش رد مي‌شود، مي‌گويد: «موتوري، تا بيمارستان چقدر مي‌بري؟» موتوري كه به شيوه مسالمت‌آميزي لبخند مي‌زند و در خيابان مي‌چرخد، از جيبش يك اسپري درمي‌آورد و به طرف پدر تو مي‌پاشد. پدر تو مي‌گويد: «چه آدماي مهربوني! چه آدماي مهربوني! چه كار خوبي كردي اسپري خوشبوكننده بهم زدي آخه دارم مي‌رم بچه‌ا‌م رو ببينم.» اما چشمش يكدفعه مي‌سوزد و مي‌افتد در جوي آب. همان‌طور كشان كشان خودش را از جوي تا سر چهارراه مي‌رساند. آن‌طرف خيابان يك آقاي محترم مي‌بيند. مي‌گويد: «آخ جون! آقا كه شب‌ها كه ماها خوابيم آقا مامور بيداره، وايساده اون‌ور خيابون.» پدر تو براي رسيدن به آقا مامور، از بين چند ورزشكار كه با چوب بيس‌بال وسط خيابان ايستاده‌اند، از بين چند موتورسوار كه اسپري خوشبوكننده دست‌شان گرفته‌اند، از بين چند نفر كه لباس راگبي پوشيده‌اند، مي‌گذرد. يك دفعه يك نفر يك سيگارت (از همونايي كه تو چارشنبه‌سوري مي‌زنند، اما يه هوا بزرگ‌تر.) مي‌زند و دود سفيد زيبايي سطح خيابان را پر مي‌كند. پدر تو اشكش درمي‌آيد. وقتي اشكش درمي‌آيد و به سرفه افتاده است داد مي‌زند: «چيزي نيست، چيزي نيست، خودتون رو ناراحت نكنين، اين گريه از خوشحاليه! آخه بچه‌ا‌م به دنيا اومده. دارم مي‌رم ببينمش» بعد وقتي چشم‌هايش دارد بسته مي‌شود مي‌بيند كه آقا مامور از آن طرف خيابان باشكوه و باصلابت به سمت او قدم برمي‌دارد. پدر تو مي‌گويد: «آخي! چقدر قشنگ! چه دلسوز! آقا مامور كه شبا كه ماها خوابيم آقا مامور بيداره مي‌دوني... مي‌دوني چي شد... من فقط داشتم مي‌رفتم بچه‌‌ام رو ببينم...» كه ديگر چيزي نمي‌بيند. ماي‌بيبي جان! پدرت وقتي چشمش را باز مي‌كند مي‌بيند روي تخت بيمارستان است. روي تخت بيمارستاني كه خيلي شلوغ‌پلوغ است. يك طرف پرستارها كه دارند احوال او را مي‌پرسند، يك طرف ديگر بچه به دنيا مي‌آيد. پدرت صداي گريه نوزادي را مي‌شنود. با خودش مي‌گويد: «من هم داشتم مي‌رفتم بچه‌‌ام رو ببينم.» &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;a href="http://roozna.com/2009/6/22/EtemaadMelli/950/Page/23/Index.htm"&gt;روزنامه اعتماد ملی - ستون فال قهوه&lt;/a&gt; - 1 تیر 1388 - پوريا عالمي&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;(طنزها را همان طور که در روزنامه منتشر می‌شود- با حذف و تعدیل - منتشر می‌کنم اینجا.)&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9261123-3346597425292400989?l=pouriaalami.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://pouriaalami.blogspot.com/feeds/3346597425292400989/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=9261123&amp;postID=3346597425292400989&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/3346597425292400989'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/3346597425292400989'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pouriaalami.blogspot.com/2009/06/blog-post_22.html' title='پدري كه مي‌رفت تا بچه‌اش را ببيند'/><author><name>پوریا عالمی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='14225877471823608279'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9261123.post-3767541630823189610</id><published>2009-06-21T14:00:00.001+04:30</published><updated>2009-06-21T14:05:23.494+04:30</updated><title type='text'>يك فال قهوه طلبِ محمدآقا قوچاني</title><content type='html'>به آقا محمد قوچاني قول داده بودم يك فال قهوه هم براي او بگيرم. فنجان قهوه‌اش را هنوز مزه نكرده بود كه گفتند دم در كارش دارند. گفت: «الان برمي‌گردم. تو فالت را بگير.» گفتم: «بايد قهوه فنجانت را بخوري، بعد.» جلوي در برگشت و گفت: «وقتي برگشتم قهوه‌ام را مي‌خورم و فنجان را سمت قلبم برمي‌گردانم توي نعلبكي. بعد تو ببين در فال من چه مي‌بيني.» فنجان قهوه آقا قوچاني، سرد و از دهان افتاده، الان روي ميز سردبيري اعتمادملي است. هنوز برنگشته است تا قهوه‌اش را بخورد تا فالش را بگيرم. شما از او خبري نداريد؟&lt;br /&gt;&lt;p&gt; آيا او آب‌خنك را به قهوه‌ ترجيح داده است؟ آيا قهوه دوست ندارد؟ ما نمي‌دانيم. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;*&lt;/p&gt;&lt;p&gt; آقا محمد قوچاني، يك فال قهوه طلب تو. &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="http://roozna.com/1388/3/31/EtemaadMelli/949/Page/23/Index.htm"&gt;روزنامه اعتماد ملی - ستون فال قهوه&lt;/a&gt; - 31 خرداد 1388 - پوريا عالمي&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9261123-3767541630823189610?l=pouriaalami.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://pouriaalami.blogspot.com/feeds/3767541630823189610/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=9261123&amp;postID=3767541630823189610&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/3767541630823189610'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/3767541630823189610'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pouriaalami.blogspot.com/2009/06/blog-post_21.html' title='يك فال قهوه طلبِ محمدآقا قوچاني'/><author><name>پوریا عالمی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='14225877471823608279'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9261123.post-2817959474525766544</id><published>2009-06-20T15:38:00.001+04:30</published><updated>2009-06-20T15:40:35.071+04:30</updated><title type='text'>11 دستورالعمل پس از انتخابات</title><content type='html'>اول – دقت کنيد که راي‌تان را کجا مي‌اندازيد، تا بعدا نپرسيد راي من کو؟ راي من کو؟&lt;br /&gt;دوم – براي اينکه قاطي اراذل و اوباش نشويد بعد از انتخابات، مثل بچه آدم به خانه برويد و تا چهار سال ديگر که انتخابات بعدي برگزار مي‌شود از خانه خارج نشويد. به زبان خوش هر چهار سال يک‌بار از خانه خارج شويد بس است.&lt;br /&gt;سوم –  بعد از راي دادن، از برخورد با هر گونه جسم سخت در کوچه و خيابان جلوگيري کنيد.&lt;br /&gt;چهارم –  بعد از راي دادن خوشحال باشيد چون شما تنها خس و خاشاک دنيا هستيد که حق راي دارد.&lt;br /&gt;پنجم – چون بعضي‌ها براي پيدا کردن راي‌شان در طول روز راهپيمايي مي‌کنند و شب‌ها بايد استراحت کنند لطفا شما براي پيدا کردن راي‌تان شب‌ها بوق نزنيد.&lt;br /&gt;ششم –  براي راهپيمايي مسالمت‌آميز، پوشيدن جليقه ضدگلوله، ماسک هوا، پماد سوختگي، نفربر و چيزهاي ديگر الزامي مي‌باشد.&lt;br /&gt;هفتم – براي راهپيمايي مسالمت‌آميز، حمل سلاح سرد مثل چاقو، قمه و چماق، يا سلاح گرم مانند کلت کمري و کلاشينکف، و همچنين همراه داشتن نارنجک دستي، و يا سوار شدن بر تانک توصيه نمي‌شود.&lt;br /&gt;هشتم –  بعد از راي دادن اگر هنوز دستگير نشده‌ايد خودتان را به کلانتري محل معرفي کنيد.&lt;br /&gt;نهم – بعد از راي دادن براي جلوگيري از تشويش اذهان عمومي، با کسي حرف نزنيد، در وبلاگ يا روزنامه و جاي ديگري ننويسيد که راي داده‌ايد، اگر هم نوشتيد ننويسيد به کي راي داده‌ايد، از کسي هم شکايت نکنيد. توصيه مي‌شود راي‌تان را به امان خدا سپرده، سريعا از محل راي‌گيري دور شويد.&lt;br /&gt;دهم –  بعد از راي دادن و به نشانه اعتراض، در پارکينگ‌تان را بشکنيد و با چوب و چماق به اتومبيل‌هاي داخل پارکينگ آسيب بزنيد.&lt;br /&gt;يازدهم – بعد از راي دادن، خودتان مثل آدم، براي تسري مراحل اداري هم که شده، مستندات همکاري‌تان را با عوامل صهيونيسم و عوامل بيگانه، در اختيار دوستان و مراجع ذي‌صلاح قرار دهيد.&lt;br /&gt;*&lt;br /&gt;اين 11 فرمان را انجام دهيد تا سالم به خانه برسيد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;روزنامه اعتماد ملی - ستون فال قهوه - 30 خرداد 1388 - پوريا عالمي&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9261123-2817959474525766544?l=pouriaalami.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://pouriaalami.blogspot.com/feeds/2817959474525766544/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=9261123&amp;postID=2817959474525766544&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/2817959474525766544'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/2817959474525766544'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pouriaalami.blogspot.com/2009/06/11_20.html' title='11 دستورالعمل پس از انتخابات'/><author><name>پوریا عالمی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='14225877471823608279'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9261123.post-6282152119165986416</id><published>2009-06-18T13:57:00.002+04:30</published><updated>2009-06-18T14:03:10.386+04:30</updated><title type='text'>آن مرد در... باران آمد</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;دستبند سبز موسوي و دستبند سفيد تغيير را از دست‌مان باز مي‌كنيم، روبان مشكي همدردي را دور دست‌مان مي‌بنديم و براي اينكه سياه‌نمايي نشود سعي مي‌كنيم به دوربين لبخند بزنيم و فال مي‌گيريم. فالي با قهوه تلخ تلخ تلخ. فال قهوه آن مرد را مي‌گيريم كه در ...باران آمد. آن مرد كه در ...باران آمد! در فالت مي‌بينم كه دست بچه‌ات از دستت رها مي‌شود و بين آن هفت نفر كه در پاي تنديس بزرگ آزادي، روي زمين افتاده‌اند و تلويزيون هم خبر آن را گفت، دنبال تو مي‌گردد. (اما تو را ترك موتور سوار كرده‌اند و به بيمارستان رسول برده‌اند.) براي همين فرزند تو كه دستت را رها كرده بود، دوان دوان به سمت بيمارستان رسول مي‌دود. (البته با احتياط زياد مي‌دود كه با اراذل و اوباش اشتباه گرفته نشود و به تير غيب دچار نشود.) وقتي به بيمارستان مي‌رسد مي‌بيند كه پزشكان و پرستاران كنار هم ايستاده‌اند و شعار مي‌دهند. فرزند تو كه دست تو را رها كرده و تو را گم‌كرده بوده از يكي از پزشك مي‌پرسد: «باباي منو نديدي؟» پزشك از او مي‌پرسد: ‌«بابات چه شكلي بود؟» فرزند تو مي‌گويد: «بابام شكل همه باباها بود.» پزشك مي‌پرسد: «بابات نشونه خاصي نداشت؟» فرزند تو مي‌گويد: «چرا، بابام يه دستبند سبز بسته بود، مثل همه باباها.» آن مرد كه در ... باران آمد! در فنجانت مي‌بينم كه وقتي داري راه مي‌روي به صفوف به هم پيوسته و با شكوه و معزز و نفوذناپذير نيروي انتظامي مي‌رسي. به آنها مي‌گويي: «اي ول! رنگ سبز تو هم قشنگه.» بعد مي‌بيني آنها با نظم خاص و باشكوهي دور تو حلقه مي‌زنند و به پايكوبي مي‌پردازند. اين همه عظمت و قدرت چنان تو را تحت‌تاثير قرار مي‌دهد كه بدنت كبود مي‌شود. آن مرد كه در...باران آمد! تو كه خس و خاشاكي بيش نمي‌باشي وقتي مشغول پياده‌روي در خيابان انقلاب تا آزادي هستي، سر راهت آقا كروبي را مي‌بيني. به او مي‌گويي: «آقا كروبي... آقا كروبي... راي منو...» كه صدايت در جمعيت محو مي‌شود. كمي كه مي‌روي جلوتر آقا ميرحسين را مي‌بيني و داد مي‌زني: «آقا ميرحسين... راي منو...» كه صدايت محو مي‌شود. آن مرد كه در ...باران آمد! پيش از اين رهبر مردم اين خاك گفت گل را در برابر گلوله قرار دهيد. حالا چرا گوشت مقابل گلوله است؟ فنجان قهوه را مي‌گذاريم كنار پنجره. پيش از آن‌كه صداي الله‌اكبر بيايد يك دقيقه سكوت مي‌كنيم. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;strong&gt;روزنامه اعتماد ملی - ستون فال قهوه - 28 خرداد 1388 - پوريا عالمي&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9261123-6282152119165986416?l=pouriaalami.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://pouriaalami.blogspot.com/feeds/6282152119165986416/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=9261123&amp;postID=6282152119165986416&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/6282152119165986416'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/6282152119165986416'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pouriaalami.blogspot.com/2009/06/blog-post_18.html' title='آن مرد در... باران آمد'/><author><name>پوریا عالمی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='14225877471823608279'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9261123.post-6755756015784833485</id><published>2009-06-17T14:19:00.000+04:30</published><updated>2009-06-17T14:21:47.445+04:30</updated><title type='text'>فال قهوه رجبعلي كه مقيم خارج بود و مي‌خواست به ايران برگردد</title><content type='html'>&lt;br /&gt;رجبعلي يكي از ايراني‌هاي مقيم خارج است كه از جلاي وطن خسته شده و قصد دارد به ايران برگردد. فال قهوه‌اش اينطوري از آب درآمده است؛&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رجبعلي جان! توي فنجانت مي‌بينم كه به سلامتي به ايران بازخواهي گشت. براي همين مي‌روي ويزا بگيري (البته مي‌بيني جلوي سفارتخانه‌هاي ايران در همه‌ي خارج، مردم جمع شده‌اند و شلوغ پلوغ است. براي همين برمي‌گردي خانه‌تان.) وقتي برمي‌گردي خانه تلويزيون را روشن مي‌كني و برنامه‌هاي شبكه سحر و باقي كانال‌هاي ايران را مي‌بيني كه مي‌گويد در ايران جشن ملي برقرار شده است و مردم از شادي در پوست خودشان نمي‌گنجند و دارند از پوست خودشان مي‌ريزند بيرون. (براي همين تصميم مي‌گيري دوباره برگردي سفارت و ويزا بگيري.) اما وقتي كانال را عوض مي‌كني و ايراني‌هاي اجنبي‌شده را مي‌بيني كه با دلارهاي آمريكايي و يوروهاي انگليسي و هلندي مشغول تشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي با نيت برهم زدن نظم عمومي هستند دودل مي‌شوي. براي همين مي‌روي داخل اينترتن و خبرگزاري ايرنا و فارس را نگاه مي‌كني. خبرهايي كه آنجا مي‌خواني تو را متقاعد مي‌كند به ايران برگردي. براي همين شال و كلاه مي‌كني و برمي‌گردي سفارتخانه و به هر قيمتي هست مي‌روي داخل و ويزا مي‌گيري.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رجبعلي جان! در فالت مي‌بينم وقتي در فرودگاه تهران پياده مي‌شوي و به ميدان آزادي مي‌آيي مي‌بيني هفت هشت نفر از عوامل فريب‌خورده كه سعي مي‌كنند خودشان را ميليوني نشان دهند در حال آسيب زدن به خودشان هستند و چند نفرشان كه دچار خودزني موضعي با جسم سخت شده‌اند از حال رفته‌اند. (اما تو فريب اين بازي‌خوردگان را نبايد بخوري و بهتر است از خيابان‌هاي اطراف خودت را به مركز شهر برساني.)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رجبعلي جان! وقتي به زحمت خودت را به مركز شهر رساندي متوجه سيل عظيم جمعيت مي‌شوي كه به صورت خودجوش در ميدان وليعصر جمع شده‌اند و مشغول تماشا و شنيدن سخنراني رييس‌جمهور محبوب ايران هستند كه با راي بيست و چهار ميليوني در انتخابات پيروز شده است. در فالت مي‌بينم تو از اين‌كه به هر حال به مام وطن برگشتي و خودت را در اين خوشحالي عمومي شريك احساس مي‌كني ممكن است از شدت هيجان غش كني.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رجبعلي جان! پسر خوب! در فنجانت مي‌بينم كه ...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;*&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رجبعلي! پسرم! اگر بخواهم از اين همه اتفاق ميمون و فرخنده كه در فال تو مي‌بينم بنويسم جا براي چاپ بيانيه‌هاي كانديداهايي كه راي نياورده‌اند در روزنامه نمي‌ماند و روزنامه باز هم مجبور مي‌شود نصف صفحه اولش را سفيد چاپ كند. همين!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روزنامه اعتماد ملی - ستون فال قهوه - 27 خرداد 1388 - پوريا عالمي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9261123-6755756015784833485?l=pouriaalami.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://pouriaalami.blogspot.com/feeds/6755756015784833485/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=9261123&amp;postID=6755756015784833485&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/6755756015784833485'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/6755756015784833485'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pouriaalami.blogspot.com/2009/06/blog-post_17.html' title='فال قهوه رجبعلي كه مقيم خارج بود و مي‌خواست به ايران برگردد'/><author><name>پوریا عالمی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='14225877471823608279'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9261123.post-4957497201780602405</id><published>2009-06-16T17:50:00.004+04:30</published><updated>2009-06-16T18:15:04.879+04:30</updated><title type='text'>پلي‌كپي غيرمجاز شاخه‌ي زيتون</title><content type='html'>تا ديروز اگر مي‌پرسيدي، مي‌گفتم من ايراني‌ام. بعد لابد مي‌شنيدي خوشحالم از اين كه جبر هر عيبي داشته باشد حسنش اين بوده كه من اينجا به دنيا بيايم؛ در ايران.&lt;br /&gt;حالا اگر بپرسي باز هم مي‌گويم و محكم مي‌گويم من ايراني‌ام. و اين بار حتما مي‌بيني كه صدايم از غرور و شادي مي‌لرزد و لبخندي صورتم را پر مي‌كند وقتي مي‌گويم من ايراني‌ام. وقتي مي‌گويم من قطره كوچكي هستم از موج عظيم مردمي كه به بلوغ مدني و آگاهي سياسي و شعور اجتماعي رسيده‌اند. اين بار اگر ازم بپرسي مي‌بيني كه هم از جبر و تقدير خوشحالم، هم از اين‌كه تدبير و تعيين و انتخاب ما، من و من‌هاي ديگر را واداشته جبر ايراني بودن‌مان را پررنگ‌تر كنيم.&lt;br /&gt;حالا اگر بپرسي مگر آن خشم پر خون و آن گلوله‌ي نامهربان را نمي‌بيني كه در كوچه‌پس‌كوچه‌هاي اين خاك، خانه به خانه، سرك مي‌كشد؟ مي‌گويم مي‌بينم. اما مي‌بينم درهايي را كه پيرمردها و پيرزن‌ها و ديگر مردم اين شهر، سريع باز مي‌كنند تا مردي را، تا زني را، در پناه بگيرند، از خشم، از ضربه، از سرب.&lt;br /&gt;حالا اگر بپرسي مي‌گويم جاي پرسيدن چشم‌هايت را باز كن و از پنجره نگاه كن؛ بزرگ‌ترين حركت مدني اين خاك را در تمام تاريخش. اگر كمي دقت كني، هم مرا مي‌بيني و هم همه‌ي ما را كه در كنار هم ايستاده‌ايم تا آنجا كه افق با همه‌ي وسعتش خط فرضي آغاز و پايان ما، و معيار حضور ما در نظر گرفته مي‌شود. كه حتا اگر پنهاني باشيم و با ترس ايستاده باشيم،‌ هر كدام مثل پرنده‌ي صلح، سفير برابري و آرامش هستيم و عطر آزادي را با بال زدن‌هاي‌مان در كوچه‌ها، در پس‌كوچه‌ها منتشر مي‌كنيم، تكثير مي‌كنيم و حتا اگر نخندي به من، رازي را با تو و دنيا در ميان مي‌گذارم؛ مردم اين شهر پلي‌كپي شاخه‌ي زيتون را دست به دست مي‌كنند و مثل راز مگويي كه بايد سينه به سينه منتقل شود، تصوير ممنوعه‌ي آزادي را، پلي‌كپي غيرمجاز شاخه‌ي زيتون را، پشت شيشه ماشين‌ها و پنجره خانه‌ها مي‌چسبانند.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9261123-4957497201780602405?l=pouriaalami.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://pouriaalami.blogspot.com/feeds/4957497201780602405/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=9261123&amp;postID=4957497201780602405&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/4957497201780602405'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/4957497201780602405'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pouriaalami.blogspot.com/2009/06/blog-post_4809.html' title='پلي‌كپي غيرمجاز شاخه‌ي زيتون'/><author><name>پوریا عالمی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='14225877471823608279'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9261123.post-8738560984825572522</id><published>2009-06-16T15:28:00.001+04:30</published><updated>2009-06-16T15:38:04.593+04:30</updated><title type='text'>فال اين دو سه هزار نفر خس و خاشاك</title><content type='html'>فال اين دو سه هزار نفر را امروز مي‌گيريم&lt;br /&gt;دو سه هزار نفر جان! در فالت مي‌بينم كه شما همه‌اش همين دو سه هزار نفريد. شما مگر نمي‌دانيد مملكت 70، 80 ميليون نفر است؟ آيا نمي‌دانيد؟ آيا نمي‌دانيد 40 ميليون نفر در انتخابات شركت كردند و شما همه‌اش همين دو، سه هزار نفريد؟ آيا نمي‌دانيد كه تعداد راي شما از تعداد آراي يك صندوق راي هم كمتر است؟ وقتي شما نمي‌دانيد، طبيعتا ما هم نمي‌دانيم.&lt;br /&gt;خانوم‌ها و آقايان دو سه هزار نفري! در فنجانت مي‌بينم كه 85 درصد در انتخابات شركت مي‌كنند و 62 درصد به يك نفر راي مي‌دهند. آيا شما نمي‌دانيد كه بر حسب همين آمار، شما 23 درصد از چهل ميليون نفر كه برابر دو سه هزار نفر است، هستيد؟ آيا شما نمي‌دانيد چقدر كميد؟ آيا لوس‌بازي در مي‌آوريد؟ آيا كار لوس؟ آيا كار بد؟ ما نمي‌دانيم.&lt;br /&gt;دو سه هزار نفر جان! توي فنجانت افتاده كه شما دو سه هزار نفري بعد از راي دادن در انتخابات كه كاملا و از هر نظر شبيه مسابقه فوتبال است از استاديوم بيرون مي‌آييد و چون تيم‌تان باخته است، ناراحت هستيد، پس چون مرض داريد از چراغ قرمز عبور مي‌كنيد و نيروي انتظامي به شيوه مسالمت‌آميز و مهربان و قشنگ و شاعرانه‌اي دنبال شما مي‌دود تا شما را جريمه كند. شما هم كه قانون‌گريز هستيد در حال رد شدن از چراغ قرمز، آشغال‌ها را آتش مي‌زنيد و داد مي‌زنيد: «منو جريمه نكن. منو جريمه نكن.» اما شما چون سرعت زيادي داريد نيروي انتظامي مي‌تواند شما را جريمه كند و ماشين شما را بخواباند. ممكن است بعضي از شما از ماشين‌تان پياده نشويد و نيروي انتظامي چون مي‌خواهد ماشين شما را كه از چراغ قرمز رد شده‌ايد به پاركينگ منتقل كند، شما هم سوار ماشين به پاركينگ منتقل مي‌شويد.&lt;br /&gt;دو سه هزار نفركم! گلم! نازم! آيا اين شماييد كه شب‌ها بوق مي‌زنيد؟ آيا بوق‌زدن را دوست داريد؟ آيا بوق مي‌زنيد كه راه‌تان باز شود؟ آيا باز مي‌شود؟ آيا وقتي بوق مي‌زنيد نيروي انتظامي كه به شكل باشكوهي سر چهارراه‌ها و ميدان‌ها براي جريمه‌كردن كساني كه از چراغ قرمز رد مي‌شوند، ايستاده است، اين قدر تحت تاثير قرار مي‌گيرد و راه را براي‌تان باز مي‌كند؟ ما نمي‌دانيم.&lt;br /&gt;دو سه هزار نفر جان! توي فنجانت مي‌بينم كه حال همه شما خوب است اما شما خودت را ناراحت نكن و اين موضوع را باور نكن.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;روزنامه اعتماد ملی - ستون فال قهوه - 26 خرداد 1388 - پوريا عالمي&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9261123-8738560984825572522?l=pouriaalami.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://pouriaalami.blogspot.com/feeds/8738560984825572522/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=9261123&amp;postID=8738560984825572522&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/8738560984825572522'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/8738560984825572522'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pouriaalami.blogspot.com/2009/06/blog-post_16.html' title='فال اين دو سه هزار نفر خس و خاشاك'/><author><name>پوریا عالمی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='14225877471823608279'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9261123.post-2221931923391525949</id><published>2009-06-15T13:01:00.000+04:30</published><updated>2009-06-15T13:02:33.662+04:30</updated><title type='text'>قهوه‌هاي ماسيده در فنجان</title><content type='html'>بچه‌ها قهوه درست كرده بودند. گفتم چه خبر است؟ گفتند مهمان داريم. گفتم كي؟ گفتند آقا مصطفي ت و آقا محمدرضا خ و آقا بهزاد- ن و آقا عبدالله ر و آقا محسن م و آقا تقي ر و زهرا خانوم م و آقا هدا ص و چند نفر ديگر قرار است بيايند قهوه‌خوري كه تو فال‌شان را بگيري. گفتم من ‌group fal تا حالا نه داشته‌ام، نه براي كسي گرفته‌ام اما چون شمايي باشد! همين‌طوري چشم به در منتظر نشسته بوديم. قهوه‌ها هم داشت سرد مي‌شد. هر چي هم اس‌ام‌اس مي‌فرستاديم نمي‌رفت، براي همين مرتب در دل‌مان با وزير مخابرات گفت‌وگو مي‌كرديم.&lt;br /&gt;در همين فاصله يك موتورسوار با ظاهري قشنگ، سفارش پيتزا و ساندويچ ما را آورد، پولش را كه داديم، گفت:‌«راستي، تاج‌زاده و ممدرضا خاتمي و نبوي و اينا امشب نميان.» گفتيم: «تو از كجا مي‌داني؟» گفت: «پسر خوب! ما همه‌چي رو از قبل مي‌دونيم.»&lt;br /&gt;خلاصه از بس با وزير مخابرات در دل‌مان پنهاني گفت‌وگو كرديم كه چرا اس‌ام‌اس‌ها نمي‌رود حوصله‌مان سر رفته بود. گفتيم برويم فيس‌بوك ببينيم چه خبر است و چند نفر روي Like this مان كليك كرده‌اند كه ديديم فيس‌بوك فيلتر شده است. شماره موبايل آقا عطريان‌فر را گرفتيم كه بگوييم سر راه نيم‌كيلو تخمه بخرد بشكنيم، كه ديديم شبكه تلفن همراه هم كلهم قاطي باقالي‌ها شده است.&lt;br /&gt;گفتيم كانال اجنبي را نگاه كنيم كه كمي «نم‌دونم كجا بريزم» و پارميدا پارميدا بخواند كه آن هم قطع بود. يك‌بار ديگر شماره آقا عطريان‌فر را گرفتيم كه هم تخمه بخرد هم زردآلو كه آخر شبي، هسته‌هايش را بشكنيم، كه ديديم نه‌خير تلفن ثابت هم قطع شده است. تو همين هير و ويري برق‌ها هم قطع شد. رفتيم دنبال شمع گشتيم. سرمان توي كمد و زير تختخواب بود كه در خانه را زدند. زير نور شمع رفتم در را باز كردم، ديدم دو سه نفر يك‌دفعه پريدند توي خانه. گفتم: «چي شده؟» گفتند: «ما همين‌طوري داشتيم توي خيابان راه مي‌رفتيم كه نزديك بود بخوريم به چند جسم سخت براي همين آمديم اينجا.» يك كمي كه خيابان خلوت شد، آنها هم رفتند. با خودم گفتم: «مثل اينكه نمي‌شود فال قهوه بگيريم!»&lt;br /&gt;*&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ديگر نزديك‌هاي صبح بود، آمدم و ديدم قهوه‌ها ماسيده. گفتم يك امروز را بي‌خيال فال قهوه شوم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;روزنامه اعتماد ملی - ستون فال قهوه - 25 خرداد 1388 - پوريا عالمي&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9261123-2221931923391525949?l=pouriaalami.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://pouriaalami.blogspot.com/feeds/2221931923391525949/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=9261123&amp;postID=2221931923391525949&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/2221931923391525949'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/2221931923391525949'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pouriaalami.blogspot.com/2009/06/blog-post_15.html' title='قهوه‌هاي ماسيده در فنجان'/><author><name>پوریا عالمی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='14225877471823608279'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9261123.post-6858957714709597935</id><published>2009-06-14T12:42:00.001+04:30</published><updated>2009-06-14T12:44:57.232+04:30</updated><title type='text'>فال قهوه كامليا</title><content type='html'>دور هم بنشينيم و يك فال قهوه بگيريم. فال كي رو؟ مشخص است مملكت به شكل شديدي در وضعيت گل و بلبل به سر مي‌برد، بد نيست در اين مجلس سرور و شادي (البته بفرماييد شيريني، شما هم دهن‌تان را شيرين كنيد.)، فال كامليا، خواهرزاده يكي از دوستان را بگيريم كه خيلي اصرار كرده بود وقتي انتخابات تمام شد سر من خلوت شد برايش فال بگيرم. (راستي جا دارد همين‌جا علاوه بر تشكر از حضور سبز شما كه براي تغيير آمديد، نتيجه انتخابات را از چندين جهت به همه تبريك بگوييم. اِ چرا شيريني برنمي‌داريد؟)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دخترم توي فنجانت مي‌بينم كه دختر باكمالات و تحصيل‌كرده‌اي هستي (البته بعدا مي‌فهمي كه مدرك تحصيلي‌ات گوشه ندارد و بي‌اعتبار است) و امروز و فردا برايت شوهر خوبي پيدا مي‌شود (البته نبايد زياد به آمار طلاق كشور توجه كني، من قول مي‌دهم شوهر تو طلاقت نمي‌دهد.). اما بختت سياه است سر چهارتا شوهرت را مي‌خوري (براي همين قول دادم كه شوهرت طلاقت نمي‌دهد، چون قبل از اينكه طلاقت بدهند از دست تو سكته مي‌كنند.) و چهارتا مادرشوهرت از دست كارهاي تو دق مي‌كنند (البته كارهاي تو همه‌اش درست و كارشناسي شده است اما در و همسايه هي اهميت كارهاي تو را مي‌برند زير سوال. و قابلمه و ماهيتابه‌هاي سوخته و از بين‌رفته تو را كه مي‌اندازي در سطل زباله مي‌برند و به مادرشوهرت نشان مي‌دهند براي همين هم آن‌ها دق مي‌كنند.) و پدرشوهرهايت از دست حرف‌هاي تو موهاي‌شان يك‌شبه سفيد مي‌شود (البته اين هم تقصير كاسب‌هاي محل است كه هي چوب‌خط‌ها و حساب‌دفتري‌هاي تو را كه پر شده است از بدهي پول شير و گوجه و برنج و ... تحويل پدرشوهرت مي‌دهند. آن بنده خداها هم خب سنكوب مي‌كنند و سر به كوه و بيابان (كه شكر خدا الان ديگر همه‌جا بيابان‌زدايي شده است، مي‌گذارند.) كامليا! اي خواهرزاده يكي از دوستانم! توي فالت مي‌بينم كه مي‌روي سفر خارج. (البته چمدانت را نبند. اول برو ببين مي‌تواني ويزا بگيري يا نه.) كامليا، دخترم!‌ توي فالت مي‌بينم كه خاله‌ات آش مي‌پزد. به هر حال آش كشك خاله‌ات را چه به خوري چه نخوري به پايت نوشته مي‌شود. كامليا جان اين هم از فال قهوه‌ات. اميدوارم خوشبخت شوي.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;روزنامه اعتماد ملی - ستون فال قهوه - 24 خرداد 1388 - پوريا عالمي&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9261123-6858957714709597935?l=pouriaalami.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://pouriaalami.blogspot.com/feeds/6858957714709597935/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=9261123&amp;postID=6858957714709597935&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/6858957714709597935'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/6858957714709597935'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pouriaalami.blogspot.com/2009/06/blog-post_2450.html' title='فال قهوه كامليا'/><author><name>پوریا عالمی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='14225877471823608279'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-9261123.post-4483349295753659948</id><published>2009-06-14T10:58:00.005+04:30</published><updated>2009-06-14T11:31:12.538+04:30</updated><title type='text'>این روزهای ما را، دست‌کم کاش عشق را زبان سخن بود</title><content type='html'>آن‌که می‌گوید دوستت می‌دارم&lt;br /&gt;خنیاگر غمگینی‌ست&lt;br /&gt;خنیاگر غمگینی‌ست&lt;br /&gt;که آوازش را از دست داده است&lt;br /&gt;ای کاش عشق را زبان سخن بود&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هزار کاکلی شاد در چشمان توست&lt;br /&gt;هزار قناری خاموش در گلوی من&lt;br /&gt;عشق را ای کاش زبان سخن بود&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آن که می‌گوید دوستت می‌دارم&lt;br /&gt;دلِ اندوهگین شبی‌ست&lt;br /&gt;دلِ اندوهگین شبی‌ست&lt;br /&gt;که مهتابش را می‌جوید&lt;br /&gt;ای کاش عشق را&lt;br /&gt;زبان سخن بود&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هزار آفتاب خندان در خَرامِ توست&lt;br /&gt;هزار ستاره‌ی گریان در تمنای من&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عشق را ای کاش زبان سخن بود...&lt;br /&gt;*&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;شعر احمد شاملو که با تغییر نوشتاری برای ترانه ، آهنگسازی و آواز سهیل نفیسی تبدیل به ترانه‌ای این چنین پر غم شده است. &lt;a href="http://www.mammed.com/song/33668.htm"&gt;اینجا گوش کنیدش.&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;و همین‌طور &lt;a href="http://www.mammed.com/song/33666.htm"&gt;بشنوید&lt;/a&gt; یکی از بهترین اجراهای "پریا" را. هدیه&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;‌ای&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;‌ست از شعر و صدا و ملودی &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;برای سپری کردن این روزها.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/9261123-4483349295753659948?l=pouriaalami.blogspot.com'/&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://pouriaalami.blogspot.com/feeds/4483349295753659948/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='https://www.blogger.com/comment.g?blogID=9261123&amp;postID=4483349295753659948&amp;isPopup=true' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/4483349295753659948'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/9261123/posts/default/4483349295753659948'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pouriaalami.blogspot.com/2009/06/blog-post_14.html' title='این روزهای ما را، دست‌کم کاش عشق را زبان سخن بود'/><author><name>پوریا عالمی</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:extendedProperty xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' name='OpenSocialUserId' value='14225877471823608279'/></author><thr:total xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'>0</thr:total></entry></feed>