tag:blogger.com,1999:blog-67886255371320055592008-07-16T16:56:52.310-07:00اقتصادانهحجت قندیhttp://www.blogger.com/profile/04241042760824187644noreply@blogger.comBlogger51125tag:blogger.com,1999:blog-6788625537132005559.post-78733675188104677012008-06-29T04:55:00.000-07:002008-06-29T08:47:23.043-07:00ناهار 2.1 میلیون دلاری با ثروتمندترین مرد دنیا و نتایج اخلاقی<div style="text-align: justify; color: rgb(0, 0, 102); font-weight: bold;"><span style="font-size:130%;">وارن بافت ثروتمندترین مرد دنیاست. 62 میلیارد دلار پول دارد. (و تو چه می دانی که 62 میلیارد دلار چقدر پول است:)). ثروتمندی است خود ساخته، به این معنی که ثروتش را از کسی به ارث نبرده است. آنچه که مرا علاقه مند به زندگی وارن بافت می کند ثروت او نیست. وارن بافت مردی متواضع است. هنوز در همان خانه ای زندگی می کند که در 50 سال قبل به قیمت 31 هزار دلار خریده است. مجموعا سه دست کت و شلوار دارد که آخرینش را در چین هدیه گرفته است. مدافع افزایش مالیات بر درآمد ثروتمندان است. 85% از ثروتش را وقف امور خیر کرده است که میلیاردها دلار از آن به بنیاد بیل گیتس (صاحب مایکروسافت) پرداخت خواهد شد. بنیاد گیتس بنیادی است که از مجموعه وسیعی از کارهای نیک پشتیبانی می کند. از کمک به دانش آموزان مستعد برای ورود به دانشگاه گرفته تا کمک به تحقیق و توسعه برای یافتن برنج مغذی تر، تا کمک به کتابخانه های دنیا و کمک به وام دهندگان به فقرا و...<br />داستان این ناهار 2.1 میلیون دلاری هم این است که وارن بافت ثروتش را از راه سرمایه گذاری در شرکت های دیگر به دست می آورد. ثروت او بهترین گواه دانش او از سمت و سوی حرکت بازار در آینده است و سرمایه داران این را می دانند. اینجاست که اطلاعات او قیمت طلا را پیدا می کند. به همین دلیل است که وارن بافت هر از چند گاهی فرصت صرف ناهار و صحبت در هنگام ناهار خوردن را در سایت ebay به حراج می گذارد. امسال یک سرمایه دار چینی برنده این مزایده شده است. درآمد مزایده هم به جیب بنیاد خیریه ای در سانفرانسیسکو می رود که به خیابان خوابها خدمات می دهد.<br />نتیجه اخلاقی:)<br />1- بیشتر ثروت امریکا را ثروتمندان ایجاد کرده اند. (آن سرود ابلهانه را خاطرتان هست که می گفت: ثروت انبوه تو خون دل توده هاست... امریکا امریکا... که مثلا امریکا ثروتش را از فقرای افریقایی... به دست آورده است. عقل و انقلابیون چپی ما دو مجموعه بودند که اشتراکشان تهی بود. واقعیت بر عکس این قضیه است: ما از ثروت بیل گیتس و امثالش دزدیده ایم. یک نرم افزار دزدی نشده در ایران پیدا نمی کنید. یک فیلم پیدا نمی کنید که غیر قانونی کپی نشده باشد.) ثروت چین را هم ثروتمندان آن کشور ایجاد می کنند. طرز تفکر انقلابیون چپی و ثروت ستیز ما بزرگترین مانع در راه تکاثر ثروت در ایران بوده است. ثروت یک کشور نیز چیزی نیست مگر مجموعه ثروت تک تک افراد آن.<br />2- این ادعا که عده ای ثروتمند در ایران ثروتشان را از طریق ایجاد رانت به دست آورده اند درست است. راه حل این فساد آشکار قطع دست کارفرمایانی نیست که ثروت و شغل ایجاد می کنند. راه حل شفاف کردن سیستم است که البته ساده هم نیست. دولت هم که خدا خیرش بدهد فقط مشغول گل آلود کردن سیستم است که ناکارایی خود را بپوشاند. شعار مافیا مافیا بدون اینکه حتی یک مورد از این مافیاها را گرفته باشند و در سیستمی شفاف و بدون سیاست بازی محاکمه کرده باشند فقط آب را گل آلود می کند، مردم را ضد سرمایه داری و سرمایه دار می کند که این خود مانع تکاثر ثروت در آینده می گردد.<br />3- ذهن ما ذهن متناقضی است: ثروت می خواهیم ولی ثروتمند نمی خواهیم. پول می خواهیم ولی پولدار را خفه می کنیم. ماجرای شهرام جزایری را نگاه کنید. جرمش این بود که سریع ثروتمند شده بود. آن داستانهای رشوه دادنش هم همه بهانه بود و گر نه دلیل اینکه او در بند است و همه رشوه بگیرانش آزادند چیست؟ رشوه بگیرانی که کارمندان دولت و مجلس بوده اند و علی القاعده به دلیل خیانت به امانتی که مردم به آنها داده اند (پست و منصب)جرمشان به مراتب سنگینتر است.<br />4- نه اینکه در امریکا و اروپا ثروتمند رانت خور نباشد. سیستم شفاف تر است در نتیجه فساد کمتر است.<a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://bp2.blogger.com/_VSIaGuwR2FI/SGesE4qS1AI/AAAAAAAAADk/9g32R7tV7x4/s1600-h/buffett.jpg"><img style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer;" src="http://bp2.blogger.com/_VSIaGuwR2FI/SGesE4qS1AI/AAAAAAAAADk/9g32R7tV7x4/s400/buffett.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5217327893261243394" border="0" /></a>وارن بافت: عکس از AP<br /><img src="file:///C:/Users/Hojat/AppData/Local/Temp/moz-screenshot.jpg" alt="" /><img src="file:///C:/Users/Hojat/AppData/Local/Temp/moz-screenshot-1.jpg" alt="" /><br /><br /><br /></span></div>حجت قندیhttp://www.blogger.com/profile/04241042760824187644noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-6788625537132005559.post-41508065475385158152008-06-25T06:25:00.000-07:002008-06-25T06:52:06.381-07:00بزرگترین قلم صادراتی امریکا از نظر حجم: آشغال<div dir="rtl" style="text-align: justify; font-weight: bold; color: rgb(0, 0, 102);"><span style="font-size:130%;">یکی از بزرگترین اقلام صادراتی امریکا در سالهای اخیر آشغال است. صادرات آشغال امریکا به چین در سال گذشته بیش از 6.1 میلیارد دلار بوده است. اقلام صادراتی مهم عبارتند از کاغذپاره، قوطی آلمینیومی، آهن قراضه و پلاستیک. قیمت این آشغالها هم به شدت در حال افزایش است. قیمت قوطی آلمینیومی قراضه نسبت به پنج سال پیش دو برابر، قیمت پلاستیک بازیافتی حدود سه برابر و قیمت کاغذپاره تا چهار برابر افزایش یافته است. دو عامل باعث افزایش قیمت آشغال شده است: اول، افزایش قیمت مواد خام مانند سنگ معدن که باعث افزایش قیمت جایگزین آن مواد (مثل قوطی آلمینیومی، آهن قراضه و پلاستیک) می شود. دوم، افزایش قیمت انرژی، مثلا تولید آلمینیوم از قوطی آلمینیومی در مقایسه با تولید آلمینیوم از سنگ معدن آلمینیوم (بوکسیت) به نود درصد کمتر انرژی نیاز دارد. همین قضیه برای دیگر آشغالها هم صادق است.<br />اطلاعات فوق از فیلم خبری زیر از ان بی سی است.<br /><iframe height="339" width="425" src="http://www.msnbc.msn.com/id/22425001/vp/25351410#25351410" frameborder="0" scrolling="no"></iframe><br /></span> </div>حجت قندیhttp://www.blogger.com/profile/04241042760824187644noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-6788625537132005559.post-66335269039480159952008-06-23T12:05:00.000-07:002008-06-23T12:59:06.447-07:00مدارای مذهبی در امریکا<div dir="rtl" style="text-align: justify; font-weight: bold; color: rgb(0, 0, 102);"><span style="font-size:130%;">موسسه PEW اخیرا نظرسنجی انجام داده است که نشان از تسامح و تساهل مذهبی در امریکا دارد. تقریبا سه چهارم امریکاییها با این نظر موافقند که دینهایی به غیر از دینی که آنها به آن اعتقاد دارند می تواند موجب به اصطلاح سعادت اخروی شود. 57% از اونجلیکال ها (پروتستانهای خیلی مذهبی) ، 79% کاتولیکها، 80% یهودیها هندوها و بودیستها، و بیش از نیمی از مسلمانان امریکا قبول دارند که دینهای دیگر هم باعث نجات اخروی انسان می شوند. این نظرسنجی با عقیده رایج که آدم های مذهبی کمتر معتقد به تساهل و تسامحند در تناقض است.<br />از دیگر نتایج این نظرسنجی اینکه:<br /></span><ul><li><span style="font-size:130%;">92% امریکاییها به خدا یا نوعی قدرت مافوق طبیعی معتقدند. از این میان 71% به وجود خدا کاملا مطمئنند، 17% تا حدودی مطمئنند، 4% معتقدند ولی مطمئن نیستند و 5% اعتقاد ندارند و 3% هم نمیدانند.<br /></span></li><li><span style="font-size:130%;">58% می گویند که هر روز به طور خصوصی دعا و عبادت می کنند 17% یک بار در هفته و 6% هم چند بار در ماه.</span></li><li><span style="font-size:130%;">یک پنجم آدمهای بی دین به خدا یا نوعی قدرت مافوق طبیعی معتقدند.</span></li><li><span style="font-size:130%;">دو سوم یهودیها، مسلمانان، هندوها و بودیستها دمکراتند یا به دمکراتها متمایلند.</span></li><li><span style="font-size:130%;">77% کلیسای سیاهان به دمکراتها متمایلند. در حالیکه فقط 33% مورمونها دمکراتند.</span></li><li><span style="font-size:130%;">50% از مسیحیان اونجلیکال جمهوری خواه یا متمایل به جمهوریخواهانند، در حالی که مسیحیان اونجلیکال دمکراتند یا به دمکراتها متمایلند.</span></li></ul><span style="font-size:130%;">به امید مدارای مذهبی بیشتر در ایران و جهان.<br /></span></div>حجت قندیhttp://www.blogger.com/profile/04241042760824187644noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-6788625537132005559.post-41679837851592938852008-06-22T12:56:00.000-07:002008-06-22T13:51:21.664-07:00بزرگترین تولید کنندگان و مصرف کنندگان نفت<span style="font-size:130%;"><span style="color: rgb(0, 0, 102); font-weight: bold;">تصویر زیر ده بزرگترین مصرف کنندگان و تولیدکنندگان نفت را نشان می دهد. ارقام مصرف و تولید سالیانه بر حسب تن است.</span></span><a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://bp0.blogger.com/_VSIaGuwR2FI/SF6u9P8IwDI/AAAAAAAAAC0/9rU58InPhzQ/s1600-h/OIL.gif"><img style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer;" src="http://bp0.blogger.com/_VSIaGuwR2FI/SF6u9P8IwDI/AAAAAAAAAC0/9rU58InPhzQ/s400/OIL.gif" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5214797785815629874" border="0" /></a><br />منبع : کریستین ساینس مانیتور<br /><div dir="rtl" style="text-align: right;"><br /></div>حجت قندیhttp://www.blogger.com/profile/04241042760824187644noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-6788625537132005559.post-48649412460410025052008-06-11T07:12:00.000-07:002008-06-16T18:24:21.812-07:00ایران آینده شبیه کدام است: کره جنوبی یا کره شمالی؟<div dir="rtl" style="text-align: justify; font-weight: bold; color: rgb(0, 0, 102);"><span style="font-size:130%;">اجازه بدهید این نوشتارم را با چند سوال شروع کنم: به نظر شما ایران آینده بیشتر شبیه کدام کشور است؟ مردم و سیاستمداران ما کدام کشور را الگویی برای آینده خود برگزیده اند؟ <a href="http://research.sharif.ir/pdf/20.pdf">سند چشم انداز</a> را که نگاه کنید فکر می کنید که تصور سیاستمداران ما از ایران آینده احتمالا چیزی شبیه کره جنوبی است، البته از نوع اسلامی آن. اما واقعیت صحنه اقتصادی ایران و کره جنوبی دو چیز کاملا متفاوت را نشان می دهد. اقتصاد کره جنوبی اقتصادی است متکی بر منابع انسانی. اقتصاد ایران اما، اقتصادی است متکی بر فسیل دایناسورهایی که میلیونها سال پیش می زیسته اند. کره ای ها ثروتمندند چون تکنولوژی دارند، تکنولوژی دارند چون فرهنگ خلاقیت دارند، فرهنگ خلاقیت دارند چون مکانیزم های فعال در اقتصاد کره به خلاقیت پاداش می دهند. در کشور عزیز ما ایران اما، ما تکنولوژی را وارد می کنیم و چون فرهنگ خلاقیت نداریم این تکنولوژی بعد از مدتی از رده خارج می شود. صنعت نساجی نمونه ای از این مدعا است. ما (فکر می کنیم که) ثروتمندیم چون بیشترین فسیل دایناسورها در زیر خاک کشور ماست. مکانیزم های فعال در اقتصاد ما به کسانی پاداش میدهند که به فسیل دایناسورها نزدیکترند. (من از اینکه اکثر سیاستمداران ما رانت خورند تعجب نمی کنم تعجب من از آن است که عده ای از این سیاستمداران هنوز هم سالمند.) اقتصاد کره جنوبی اقتصادی است وابسته به ارتباط با مراکز علمی، تکنولوژی و اقتصادی و مالی جهان که خود کره یکی از قطبهای آن است. اقتصاد ایران منزوی است، اقتصادی است مبتنی بر شعار مضر خودکفایی. کره ای ها علم اقتصاد را میفهمند. دولت ما اما دولتی است که با افتخار علم اقتصاد را منکر است. رییس جمهورش منکر علم اقتصاد است چون علم اقتصاد را نمی فهمد و به دنبال کلید حل مشکلات اقتصادی خود در جای دیگر است. (مثل او مثل کسی است که در روشنایی کوچه دنبال کلیدی می گشت که در خانه تاریک خود گم کرده بود.)<br />مشکل فقط دولت نیست. دید کلی مردم ما درباره جهان پیرامون خود قسمت عمده ای از این مشکل است. احمدی نژاد زاییده این دید است. دیدی که تصور می کند که ما منابع سرشار زیرزمینی داریم و مشکل فقط در توزیع این ثروت است. دیدی که بزرگترین موفقیت را دستیابی به انرژی هسته ای می داند. دیدی که نهایت موفقیت را در پرتاب یک ماهواره به فضا می داند. وقت آن است که ما به عنوان یک ملت از خود بپرسیم که اگر ما به انرژی هسته ای دست پیدا کنیم چه می شویم؟ اگر ماهواره ای به فضا بفرستیم شبیه کدام کشور می شویم؟ ترس من از آن است که در پس ذهن ما الگویی از ایران آینده وجود دارد که شبیه شوروی گذشته (در ابعادی کوچکتر) است شبیه کره شمالی است نه کره جنوبی، نه ژاپن و نه امریکا.<br />پ. ن.<br />من به هیچوجه مخالف انرژی هسته ای یا تکنولوژی موشکی نیستم، آنچه مرا نگران می کند صرف تمام انرژی مملکت برای رسیدن به این تکنولوژی هاست که در نهایت در رشد توسعه انسانی و اقتصادی ایران نقش عمده ای نخواهند داشت.<br /></span> </div>حجت قندیhttp://www.blogger.com/profile/04241042760824187644noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-6788625537132005559.post-9134126130573359922008-05-24T06:18:00.000-07:002008-05-25T17:04:43.399-07:00ثروت یک کشور نشانه توسعه یافتگی نیست<div dir="rtl" style="text-align: right; color: rgb(51, 0, 153); font-weight: bold;"><span style="font-size:130%;">در دنیا کشوری هست با مشخصات زیر:<br /></span><ol><li><span style="font-size:130%;">تا سال 1995 این کشور یکی از فقیرترین کشورهای جهان بوده است.</span></li><li><span style="font-size:130%;">تولید ناخالص داخلی این کشور در سال 1997 بیش از 105 درصد رشد کرده است. توجه کنید که نقطه ای بین این اعداد وجود ندارد!<br /></span></li><li><span style="font-size:130%;">درآمد سرانه این کشور در سال 2006 بیش از درآمد سرانه امریکا بوده است.</span></li><li><span style="font-size:130%;">در سال 2006 چهارمین کشور ثروتمند دنیا بوده است.(برحسب درآمد سرانه. منبع ویکی پدیا)<br /></span></li><li><span style="font-size:130%;">تخمین درآمد سرانه این کشور در سال 2008 آسان نیست اما احتمالا بیش از دو برابر درآمد سرانه امریکا خواهد بود.</span></li></ol><span style="font-size:130%;">فکر نمی کنم که اسم این کشور را حدس زده باشید پس اجازه بدهید چند نکته دیگر نیز درباره این کشور بگویم. نکات زیر مربوط به نیمه خالی لیوان این کشور است.<br /></span><ol><li style="text-align: justify;"><span style="font-size:130%;">رتبه این کشور از نظر توسعه انسانی 121 از بین 177 کشور است. برای مقایسه رتبه ایران 94 و ایسلند و نروژ اول و دوم هستند. مشاهده می کنید که توسعه انسانی این کشور بسیار پائینتر از کشورهایی است که درآمدی در حد این کشور دارند. به عبارت دیگر وضعیت آموزش و وضعیت بهداشت در بیش از 110 کشور که درآمدی کمتر از این کشور دارند از وضعیت آموزش و بهداشت در این کشور است.</span></li><li><span style="font-size:130%;"> این کشور </span><span style="font-size:130%;">در بقیه شاخصهای مربوط به توسعه هم وضعیت بهتری ندارد.</span></li><li><span style="font-size:130%;">امید به زندگی در بدو تولد در این کشور 50 سال است که از این نظر رتبه 159 بین 177 کشور را دارد. امید به زندگی در ژاپن 82 سال (رتبه اول) و در ایران 70 سال (رتبه 97)است.</span></li><li><span style="font-size:130%;">57 درصد مردم به آب سالم دسترسی ندارند و بسیاری از مردم از برق ندارند.</span></li><li><span style="font-size:130%;">اکثر مردم این کشور بسیار فقیرند و در وضعیت بسیار بدی زندگی می کنند.</span></li></ol><span style="font-size:130%;">نام این کشور گینه استوایی است. Equatorial Guinea کشور کوچکی در افریقا با جمعیتی کمی بیش از نیم میلیون نفر و دیکتاتوری که از سال 1979 بر مردم حکومت می کرده است.<br />وچرا این کشور با این همه مردم فقیرش یک شبه به چنین ثروتی دست یافته است؟<br />دلیلش کشف نفت در این کشور در سال 1997 و افزایش تولید مداوم نفت از آن پس بوده است.<br /><br />پ. ن. آمارهای مربوط به درآمد کشورهای نفت خیز به دو دلیل چندان قابل اعتماد نیستند. اولا در اغلب این کشورها آمار چندان جدی گرفته نمی شود و آمار به وسیله آدمهای سیاسی دستکاری می شوند. وثانیا درآمد این کشورها به دلیل تغییرات شدید قیمت نفت در سالهای اخیر به شدت در حال تغییر است به طوری که آمار سال گذشته آماری بسیار کهنه است. به عنوان مثال، تولید ناخالص داخلی قطر در سال گذشته در حدود 75000 دلار ذکر میشود درصورتیکه درآمد سرانه از صادرات نفت و گاز این کشور در این سال بیش از 95000 دلار بوده است. آمار مربوط به کشور گینه استوایی هم همین حالت را دارد.<br /></span></div>حجت قندیhttp://www.blogger.com/profile/04241042760824187644noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-6788625537132005559.post-12185199693163993182008-05-10T13:14:00.000-07:002008-05-11T16:16:03.418-07:00ایران کشور نفتی است یا نروژ؟<div dir="rtl" style="text-align: right;"><div style="text-align: justify;"><span style="font-size:130%;"><span style="color: rgb(0, 0, 102); font-weight: bold;">دو کشور ایران و نروژ را در نظر بگیرید: به نظر شما اقتصاد کدام یک از این دو کشور بیشتر به نفت وابسته است؟</span><br /><span style="color: rgb(0, 0, 102); font-weight: bold;">اطلاعات زیر ممکن است که به شما کمک کند که به این سوال راحتتر جواب بدهید:</span><br /><span style="color: rgb(0, 0, 102); font-weight: bold;">اولا صادرات نفت نروژ کمی بیش از صادرات نفتی ایران است. (صادرات نفت نروژ 2.54 میلیون و صادرات نفتی ایران 2.52 میلیون بشکه نفت در روز است. )</span><br /><span style="color: rgb(0, 0, 102); font-weight: bold;">و ثانیا جمعیت ایران بیش از 71 میلیون و جمعیت نروژ 4.75 میلیون نفر است.</span><br /><span style="color: rgb(0, 0, 102); font-weight: bold;">معنی این دو جمله این است که سرانه درآمد نروژ از نفت بسیار بیشتر از ایران است. (نزدیک به 15 برابر) بنابراین از این نظر کشور نروژ بسیار بیشتر به نفت وابسته است.</span><br /><span style="color: rgb(0, 0, 102); font-weight: bold;">سوال دوم: اگر کشور نروژ بسیار بیشتراز ایران به نفت وابسته است انتظار ما این است که اقتصاد آن کشور به صورت شدیدتری در معرض آسیب نوسانات در قیمت نفت قرار گیرد. مثلا اگر درآمد نفتی افزایش می یابد و در اثر خرج این درآمدهای نفتی در کشوری نفت خیز، آنچنان که ادعا می شود، تورم ایجاد شود انتظار این است که تورم در نروژ به مراتب از تورم در ایران بیشتر باشد. آیا چنین است؟ جواب: خیر. ایران از نظر تورم رتبه پنجم جهان را داراست و فقط کشورهای اریتره، گینه، میانمار و زیمباوه تورمی بدتر از ایران دارند. نروژ یکی از کمترین تورم های جهان را دارد و در حقیقت یکی از هفت کشوری است که دارای تورم کمتر از یک درصد در سال 2007 بوده است. بنابراین این حرف که تورم در ایران نتیجه بالا بودن قیمت نفت است اساسأ حرف بی اعتباری است. اگر این بود نروژ تورم بالاتری از ایران می داشت.</span><br /><span style="color: rgb(0, 0, 102); font-weight: bold;">از طرف دیگر از آنجائی که اقتصاد ایران به دلیل اتخاذ سیاست های غلط همواره از تغییرات در قیمت نفت به صورت منفی متاثر می شده است می توان گفت که اقتصاد ایران اقتصادی نفتی است. اقتصاد ایران نه به این دلیل که درآمد نفتی ما بالا است اقتصاد نفتی است، اقتصاد ایران به این دلیل اقتصاد نفتی است که سیاست های دولت نادرست است. </span></span><br /></div><br /><br /></div>حجت قندیhttp://www.blogger.com/profile/04241042760824187644noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-6788625537132005559.post-38646121183776160022008-05-09T08:09:00.000-07:002008-05-09T10:20:16.885-07:00پاک کردن صورت مسئله با اعدام<div dir="rtl" style="text-align: justify; font-weight: bold; color: rgb(0, 0, 102);"><span style="font-size:130%;">نمی دانم <a href="http://www.khorasannews.com/contents_details.aspx?05_16977_13_15345.XML">این</a> خبر را در روزنامه های وطنی خوانده اید یا نه؟ مادری که نوزاد خود را کشت محکوم به اعدام شده است. داستان این زن را بخوانید </span><span style="font-size:130%;">كه</span><span style="font-size:130%;">: " وي از سن ١١ سالگي از منزلشان واقع در غرب كشور گريخته است و بيش از ٩بار سابقه زنداني شدن در مشهد، تبريز و تهران را دارد. وي در مراكز بهزيستي متعددي نگهداري شده بود؛ ضمن اين كه چندين بار به جرم ارتباط نامشروع دستگير و زنداني شده بود. سرانجام نيز در حالي كه باردار بود و پدربچه اش هم مشخص نبود، درخيابان به جرم ولگردي دستگير و به مركز بهزيستي انتقال داده شد. اين گزارش حاكي است كه زن سنگدل بعد از اتمام تحقيقاتش همراه پرونده در دادگاه كيفري در تابستان سال گذشته محاكمه شد. وي در جلسه دادگاه نيز با پذيرش ارتكاب قتل عمد نوزاد ٥روزه خود مدعي شد كه چهارسال با پسري از ايران به دبي رفت و پس از جمع آوري پول زياد از راه فساد اخلاقي به تهران آمدند تا ازدواج كنند اما آن پسر پول ها را گرفت و ديگر پيدايش هم نشد. در ادامه براي اين كه سرپناهي داشته باشد، با يك مرد معتاد بدون اين كه به عقدش درآيد، زندگي مي كرد و براي تهيه موادمخدر مصرفي آن مرد به خيابان مي رفت تا اين كه باردار شد و از آن خانه هم فرار كرد."<br />اولا از ظواهر داستان پیداست که این زن در دادگاه هیچ مدافعی نداشته است و حتی خودش هم خود را مجرم می داند. هیچ کس نگفته است که این زن در هنگام ارتکاب قتل از Postpartum depression شدید رنج می برده است و در حقیقت از شدت افسردگی دچار جنون بوده است. اگر به <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Postpartum_depression#Risk_factors">این صفحه ویکی پدیا </a>مراجعه کنید و علائم موثر در تشدید این بیماری را با شرائط این زن مقایسه کنید خواهید دید که وی اکثر این شرائط را دارا بوده است و اگر به<a href="http://psychologytoday.com/articles/pto-20021202-000001.html"> این </a>سایت روانشناسی نگاه کنید می بینید که مادرانی که به این مرض روانی مبتلا هستند بعضا نوزاد خود را می کشند. سوال این است که چگونه می توان شخصی روانی را محکوم به اعدام کرد؟<br />ثانیا، در این داستان چه کسی مجرم است: این زن یا جامعه ای (بخوانید من و شمایی ) که قاتلی را پرورش داده است؟ کجاست مجازات آن پسری که به وعده و وعید او را به فاحشگی برده است؟ کجاست مجازات آن کسانی که او را به بیگاری جنسی برده اند؟ و کجاست مجازات جامعه ای که نه تنها نتوانسته زمینه فساد و جرم را از بین ببرد که بستر ساز جرم هم بوده است؟ موجودی خلق کرده ایم که از آن شرممان می آید و به عادت مالوف با اعدامش جرم خود را در زیر خاک پنهان می کنیم. و فردا روز از نو روزی از نو.<br /><br /></span></div>حجت قندیhttp://www.blogger.com/profile/04241042760824187644noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-6788625537132005559.post-6434939741655437672008-05-04T18:08:00.000-07:002008-05-04T18:33:23.803-07:00به هیچ آمار داخلی اعتماد نکنید.<div dir="rtl" style="text-align: justify; font-weight: bold; color: rgb(0, 0, 102);"><span style="font-size:130%;">به <a href="http://www.sarmayeh.net/webfa/NewsView.aspx?NewsId=66737">این </a>گزارش روزنامه سرمایه درباره اسباب بازی نگاه کنید. کل گزارش از اول تا آخر آن مزخرف است. مثلا می گوید:</span><span id="lblBody" class="txtNormal_1" style="font-size:130%;"> "ايران با اختصاص 11 درصد واردات جهاني اسباب بازي </span><span id="lblBody" class="txtNormal_1" style="font-size:130%;">سومين واردكننده اين محصول طي سال هاي 2004 تا 2008 در جهان بوده است." محض اطلاع در امریکا که اولین وارد کننده اسباب بازی در دنیاست در سال گذشته 23 میلیارد دلار اسباب بازی فروخته شده است. پیدا کردن امار کشورهای دیگر هم آسان است. بدون نگاه کردن به آمار می توانم ادعا کنم که واردات اسباب بازی ایران از امریکا و انگلیس و آلمان و ایتالیا و فرانسه و کانادا و ژاپن و کره جنوبی و بسیاری از کشورهای دیگر کمتر است. ایران نه سوم است و 11 درصد که هیچ، یک درصد اسباب بازی های دنیا را هم وارد نمی کند. روزنامه سرمایه باید خجالت بکشد با این آمارها و تحلیل های ساختگی. چیزی که البته نوبر نیست آمارهای ساختگی در روزنامه های داخلی است؛ حتی برای موضوعی که اصلا سیاسی نیست مانند همین اسباب بازی.</span><span style="font-size:130%;"><br /></span></div>حجت قندیhttp://www.blogger.com/profile/04241042760824187644noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-6788625537132005559.post-50018612306113264852008-05-02T02:23:00.000-07:002008-05-02T02:29:17.974-07:00اینترنت فریبتان ندهد<div dir="rtl" style="text-align: justify; color: rgb(0, 0, 102); font-weight: bold;"><span style="font-size:130%;">آنهایی که سایت دیگ می خوانند می دانند که دیگ به قول انگلیسی ها بایاس است، به این معنی که نظرات آن منعکس کننده متوسط آنچه در آمریکا می گذرد نیست. دیگ غیر مذهبی و گاهی ضد مذهبی است. ضد بوش است تا بی نهایت، گر چه امریکا هم دل خوشی از بوش ندارد. ضد جمهوری خواهان است. در رقابت بین اوباما و کلینتون به شدت طرفدار اوباما است و ... دیگ تنها نیست، در بیشتر نظر سنجی های اینترنتی نوعی بایاس علیه جمهوری خواهان، بوش و کلینتون مشاهده می شود. البته این بایاس دلیل دارد. مثلا در رقابت بین اوباما و کلینتون، کافیست نگاهی به طرفداران هر دو بیاندازید تا ببینید ریشه این بایاس کجاست. بر اساس آمارهای به اصطلاح نظرسنجی های خروج، طرفداران کلینتون چند دسته اند: زنان (مخصوصا زنان مسن)، کسانی که تحصیلات عالیه ندارند، مردم با درآمد کمتر از 50 هزار دلار که حدود متوسط درآمد در امریکاست و در امریکا به اینها عرق خورها می گویند، افراد مسن و مردمی که در شهرهای کوچک زندگی می کنند(نمی دانم به کار بردن کدام واژه درستتر است، روستا یا شهر کوچک.) و افراد مسن. و طرفداران اوباما این چند دسته اند: سیاه پوستان، کسانی که تحصیلات عالیه دارند، مردم با درآمد بیشتر از 50 هزار دلارکه در امریکا به اینها شراب خورها می گویند، افراد جوان و مردمی که در شهرهای بزرگ زندگی می کنند و مخصوصا جوانان. اختمال استفاده طرفداران اوباما از اینترنت به مراتب بیشتر است و به همین دلیل اینترنت به نفع اوباما بایاس است. از طرف دیگر رادیو در امریکا تقریبا در انحصار جمهوری خواهان است و برنامه های رادیویی مانند راش لیمبو، شان هنیتی، بیل اورایلی و مارک لون طرفدار بوش اند، طرفدار جنگند، مذهبی اند. نسخه رادیویی رجانیوزند در داخل کشور خودمان. (در حقیقت شباهت سیاسی عجیبی بین راستی های ایران و راستی های امریکا موجود است مثلا فاطمه رجبی و <a href="http://www.anncoulter.com/">ان کولتر</a> کپی یکدیگرند. در نوشته هایشان عملا فحش به طرف مقابل می دهند. این یکی می خواهد تمام مردم دنیا را مسلمان کند آن یکی صریحا می گوید که باید کشورهای مسلمان را اشغال کرد و آنها را مسیحی نمود.)<br />آنهایی که سایت بالاترین می خوانند می دانند که بالاترین به قول انگلیسی ها بایاس است، به این معنی که نظرات آن منعکس کننده متوسط آنچه در ایران می گذرد نیست. بالاترین غیر مذهبی و گاهی ضد مذهبی است. ضد احمدی نژاد است تا بی نهایت، گر چه ایران هم (احتمالا!) دل خوشی از احمدی نژاد ندارد. ضد اصول گراهاست و ...بالاترین تنها نیست، در بیشتر نظر سنجی ها و سایت های اینترنتی نوعی بایاس علیه اصول گراها و احمدی نژاد مشاهده می شود. البته این بایاس دلیل دارد.....اینترنت فریبتان ندهد. اینترنت منعکس کننده دقیق جامعه ایران نیست.. </span></div>حجت قندیhttp://www.blogger.com/profile/04241042760824187644noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-6788625537132005559.post-62818007178380093992008-04-30T01:59:00.000-07:002008-04-30T02:19:09.632-07:00ایران یکی از بازندگان بالا رفتن قیمت مواد غذائی<a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://bp2.blogger.com/_VSIaGuwR2FI/SBg2IhDmjNI/AAAAAAAAACs/XicuhIxtvYE/s1600-h/projected_food_2_p466.gif"><img style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer;" src="http://bp2.blogger.com/_VSIaGuwR2FI/SBg2IhDmjNI/AAAAAAAAACs/XicuhIxtvYE/s400/projected_food_2_p466.gif" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5194961690112199890" border="0" /></a>درباره علل تغییر قیمت مواد غذائی در<a href="http://eghtesadaneh.blogspot.com/2008/04/blog-post_10.html"> اینجا </a>مطلبی نوشته ام . مطلبی که جا مانده بود تاثیر مواد غذائی بر موازنه تجاری ایران است که این نقشه گویای آن است که این موازنه منفی خواهد بود. توجه به این نکته لازم است که کشورهای با رنگ آبی لزوما برندگان اقتصادی بالا رفتن قیمت مواد غذائی نیستند. این نقشه برندگان و بازندگان را فقط از دید موازنه تجاری نشان می دهد.<br />منبع : بی بی سی که منبع بی بی سی هم بانک جهانی است.<br /><div dir="rtl" style="text-align: right;"><br /></div>حجت قندیhttp://www.blogger.com/profile/04241042760824187644noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-6788625537132005559.post-65980983123075346222008-04-26T21:26:00.000-07:002008-04-27T13:22:25.318-07:00خانم صبور جوانترین استاد دانشگاه در جهان<iframe src="http://www.msnbc.msn.com/id/22425001/vp/24273052#24273052" frameborder="0" height="339" scrolling="no" width="425"></iframe>حجت قندیhttp://www.blogger.com/profile/04241042760824187644noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-6788625537132005559.post-40436258531673069072008-04-25T06:20:00.000-07:002008-04-25T08:08:53.910-07:00مسئله ای به نام انرژی- چند نموداردر این پست چند نمودار و نقشه وجود دارد که راجع به ذخائر انرژی (نفت و گاز) و منابع تامین کننده نفت امریکا، مصرف نفت در بخش های مختلف اقتصاد امریکا است. برای دیدن بهتر تصاویر بر روی انها کلیک کنید.<br /><a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://bp2.blogger.com/_VSIaGuwR2FI/SBHveRDmjJI/AAAAAAAAACM/O7-iwh7tf98/s1600-h/Worldwide_Oil_Reserves.gif"><img style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer;" src="http://bp2.blogger.com/_VSIaGuwR2FI/SBHveRDmjJI/AAAAAAAAACM/O7-iwh7tf98/s400/Worldwide_Oil_Reserves.gif" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5193195148588518546" border="0" /></a> ذخائر نفت جهان<br /><br /><br /><a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://bp3.blogger.com/_VSIaGuwR2FI/SBHvmhDmjKI/AAAAAAAAACU/iiyZh_80YL8/s1600-h/Worldwide_Natural_Gas_Reser.gif"><img style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer;" src="http://bp3.blogger.com/_VSIaGuwR2FI/SBHvmhDmjKI/AAAAAAAAACU/iiyZh_80YL8/s400/Worldwide_Natural_Gas_Reser.gif" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5193195290322439330" border="0" /></a><span style="font-weight: bold;"> ذخایر گازی جهان</span><br /><br /><br /><a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://bp3.blogger.com/_VSIaGuwR2FI/SBHvyhDmjLI/AAAAAAAAACc/9qeM8a93ZJ4/s1600-h/US_Oil_Imports.gif"><img style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer;" src="http://bp3.blogger.com/_VSIaGuwR2FI/SBHvyhDmjLI/AAAAAAAAACc/9qeM8a93ZJ4/s400/US_Oil_Imports.gif" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5193195496480869554" border="0" /></a><br />بزرگترین صادر کننده نفت به امریکا، کاناداست.<br /><br /><br /><a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://bp2.blogger.com/_VSIaGuwR2FI/SBHv9RDmjMI/AAAAAAAAACk/Lzxr_5zvNcc/s1600-h/US_oil_use_by_sector.gif"><img style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer;" src="http://bp2.blogger.com/_VSIaGuwR2FI/SBHv9RDmjMI/AAAAAAAAACk/Lzxr_5zvNcc/s400/US_oil_use_by_sector.gif" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5193195681164463298" border="0" /></a>بخش حمل و نقل اصلی ترین بخش مصرف کننده نفت در امریکاست.<br /><div dir="rtl" style="text-align: right;"><br /></div>حجت قندیhttp://www.blogger.com/profile/04241042760824187644noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-6788625537132005559.post-73932733749223436972008-04-23T06:07:00.000-07:002008-04-23T06:08:28.208-07:00دعوای انتخاباتی در امریکا و مسئله تجارت آزاد<div dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size: 130%;"><span style="color: rgb(0, 0, 102); font-weight: bold;">در فرآیند مقدماتی انتخابات ریاست جمهوری امریکا، همانطور که می دانید رفابت بسیار نزدیکی بین کلینتون و اوباما برای کاندید شدن درجریان است. در این فرآیند، کاندیداها به ایالتهای مختلفی که ترتیبشان از قبل مشخص شده می روند و طلب رای می کنند. در بیشتر مواقع تکلیف کاندیداتوری در همان چند ایالت اول (که با آیوا و نیوهمپشایر شروع می شود) مشخص می شود به این معنی که ایالتهای دیگر تشخیص مردم این ایالتها را دلیلی بر صلاحیت کاندیداها فرض می کنند و قضیه تمام می شود. در انتخابات مقدماتی امسال حزب دمکرات چنین اتفاقی نیافتاده است. رقابت بسیار نزدیکی بین دو کاندیدا وجود دارد و در چنین موقعی هر رای مهم می شود. هر دو کاندیدا برای جلب این آرا بیشتر و بیشتر وعده می دهند و این ماجرا بیش از سه ماه است که ادامه دارد. تا قبل از اینکه کاندیداها به ایالتهای میشیگان، اوهایو و پنسیلوانیا برسند بیشتر وعده های انتخاباتی متمرکز بر خواسته های اکثریت مردم امریکا بود. مسائلی مانند تمام کردن جنگ، گرانی بنزین، و مشکلات بازار مسکن. ویژگی این سه ایالت میشیگان، اوهایو و پنسیلوانیا این است که این ایالتها برای مدتی طولانی مراکز صنعتی امریکا بوده اند. اما با موج اخیر جهانی شدن، بسیاری از کارخانه داران کارخانه های خود را در این ایالتها بسته اند و خط تولید آنها را به چین و مکزیک و کانادا و دیگر کشورها منتقل کرده اند. بسیاری از کارگران این ایالتها که حقوقهای بسیار خوبی از کارخانه داران دریافت می کرده اند شغل خود را از دست داده اند و مجبورند که برای شرکتهایی توزیعی مانند وال مارت که حقوق بسیار پائینتری پرداخت می کنند کار کنند. به عبارتی مردم این ایالتها آسیب دیدگان جریان جهانی شدنند. </span><br /><span style="color: rgb(0, 0, 102); font-weight: bold;">ماجرای اقتصادی ما از ایالت اوهایو شروع می شود. در مناظره ای انتخاباتی در این ایالت، اوباما هیلاری کلینتون را متهم کرد که شوهرش پیمان تجارت آزاد امریکای شمالی موسوم به نفتا را امضاء کرده و هیلاری از آن پشتیبانی کرده است. یعنی که ای مردم این ایالت، شغلهایی که شما از دست دادید نتیجه سیاستهای کلینتون ها بوده است. (در پارلمان کانادا جنجالی بر سر این صحبتها پیش آمد و حتی نماینده ای گفت که شما نفتا نمی خواهید ما هم نمی خواهیم. سیاستمدارند دیگر، زر می زنند.) برای چند روزی بحث انتخابات شد بحث تجارت آزاد. در مناظره ای دیگر بین این دو در ان بی سی، در مقابل این سوال که آیا نفتا را منحل خواهید کرد هر دو کاندیدا از پاسخ دادن صریح طفره رفتند و در نهایت هر دو گفتند که دوباره با آن کشورها مذاکره خواهیم کرد. (معنی واقعی جوابشان این بود که نه، منحل نمی کنیم. )</span><br /><span style="color: rgb(0, 0, 102); font-weight: bold;">کمی بعد کاشف به عمل آمد که مشاور ارشد اقتصادی اوباما به کانادا رفته و صریحا به کاناداییها گفته که مخالفت اوباما با نفتا صرفا بحث انتخاباتی است و نگران نباشید که او طرفدار تجارت آزاد است. جنجالی به پا شد و کلینتون وستادش هم کلی سروصدا کردند که اوباما دو روست و از کارگران امریکا پشتیبانی نمی کند. تا اینکه چند روز پیش فاش شد که استراتژیست ارشد هیلاری کلینتون، (که شخصی است به نام مارک پن و در حقیقت رئیس ستاد انتخاباتی حاج خانم بود.) به مقامات کلمبیایی درباره چگونگی امضای قراردادی مشابه نفتا مشاوره می داده است. آقا مجبور شد که برای حفظ آبروی کلینتون بلافاصله استعفاء دهد. نه اینکه این دو کاندیدا از رو رفته باشند، نه. هنوز هم در مخالفت با نفتا حرف می زنند. (سیاستمدارند دیگر، زر می زنند.) و نه اینکه اینها تنها باشند. بوش هم در وعده های انتخاباتی خود در سال 2000 وعده داده بود که از صنعت فولاد امریکا پشتیبانی خواهد کرد. (سیاستمدارند دیگر، زر می زنند.) بوش در سال 2002 تعرفه فولاد را بالا برد و قرار بود تعرفه ها تا سال 2005 بالا بماند. اما تحت فشار اروپائی ها و صنایع داخلی مجبور شد تعرفه های جدید را در سال 2003 لغو کند. </span><br /><span style="color: rgb(0, 0, 102); font-weight: bold;">دعوای انتخاباتی بر سر نفتا و تجارت آزاد با چین و دیگر کشورها در امریکا دعوا بر سر لحاف ملاست. واقعیت آن است که نه امریکا و نه هیچ کشور توسعه یافته دیگر درهای خود را به روی جهان نخواهد بست. متاسفانه در کشور ما عده ای این حرفهای انتخاباتی را باور کرده اند. برای نمونه به </span><a style="color: rgb(0, 0, 102); font-weight: bold;" href="http://www.alef.ir/content/view/24604/">این </a><span style="color: rgb(0, 0, 102); font-weight: bold;">و </span><a style="color: rgb(0, 0, 102); font-weight: bold;" href="http://www.alef.ir/content/view/24604/">این </a><span style="color: rgb(0, 0, 102); font-weight: bold;">گزارش سایت الف نگاه کنید. این گزارشات برای کشوری که در آن دولتش و روشنفکرانش و بعض اقتصادخوانده هایش تفکرات چپی دارند مانند سم مهلک است. جاهلی که از جهل خود بی خبر است گزارشاتی را دست چین کرده است که نشان دهد امریکا در معرض سقوط است و دلیل آن هم تجارت آزاد است. نه تنها اقتصاد نمی فهمند، سیاست هم نمی فهمند. </span><br /><span style="color: rgb(0, 0, 102); font-weight: bold;">واقعیت آن است که کشورهایی مانند کشور عزیز ما که درهای خود را به روی جهانی شدن بسته اند از معایب جهانی شدن در امان نخواهند ماند و از مزایای آن سودی نخواهند برد.</span></span><br />منابع: ویکی پدیا، ان بی سی، الف، و چند منبع اینترنتی دیگر.</div>حجت قندیhttp://www.blogger.com/profile/04241042760824187644noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-6788625537132005559.post-26171440381515951282008-04-18T06:22:00.000-07:002008-04-23T06:09:28.606-07:00اثر گرمایش جهانی بر کشاورزی ایران<div style="text-align: justify;"><a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://bp3.blogger.com/_VSIaGuwR2FI/SAihlCzp-TI/AAAAAAAAACE/uRHniebFY-4/s1600-h/20080417_WARM1_GRAPHIC.gif"><img style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer;" src="http://bp3.blogger.com/_VSIaGuwR2FI/SAihlCzp-TI/AAAAAAAAACE/uRHniebFY-4/s400/20080417_WARM1_GRAPHIC.gif" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5190576228325259570" border="0" /></a><span style="font-size:130%;"><span style="color: rgb(0, 0, 102);">شکل فوق تاثیر گرمایش جهانی را بر کشاورزی کشورهای مختلف نشان می دهد. همانگونه که از شکل پیداست کشاورزی ایران از گرمایش جهانی متضرر خواهد شد. البته پیش بینی برای سال 2080 است !</span></span><br /></div><div dir="rtl" style="text-align: right;"><br /></div>حجت قندیhttp://www.blogger.com/profile/04241042760824187644noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-6788625537132005559.post-87401165750650802712008-04-10T07:30:00.000-07:002008-04-11T06:32:49.276-07:00بحران غذا در جهان و اثر آن بر اقتصاد ایران<div dir="rtl" style="text-align: justify; font-weight: bold; color: rgb(0, 0, 102);"><span style="font-size:130%;">کسانی که با اقتصاد سروکاری دارند می دانند که جهان با سه بحران عمده روبرو است. بحران بازارهای مالی در امریکا و به تبع آن بحران در بازارهای مالی جهان، بحران انرژی و بحران غذا. هر سه این بحرانها تاثیرات عمیق مستقیم و غیر مستقیمی بر اقتصاد ایران دارند. در نوشته های فارسی، تا آنجا که من مطلعم، کمتر از بحران سوم سخن رفته است. بنابراین من در این نوشته سعی می کنم که کمی راجع به این بحران بنویسم.<br />قیمت مواد غذایی مانند ذرت ، گندم، جو و سویا در طی دو سه سال اخیر افزایش چشمگیری داشته است. قیمت این مواد دو تا سه برابر شده است و به دلایلی که ذکر خواهم کرد نشانی از کاهش درچشمنداز قیمتها در آینده مشاهده نمی شود. دلایل افزایش قیمت مواد غذایی به این شرحند:<br /></span><ol><li><span style="font-size:130%;">طبقه روبه رشد متوسط در چین: به دلیل افزایش تعداد چینی ها یی که درآمد متوسطی دارند و همزمان با آن افزایش درآمد این طبقه متوسط، تقاضا برای گوشت گاو در چین به شدت در حال افزایش است. افزایش تقاضا برای گوشت گاو خود باعث افزایش تقاضا برای غذای این حیوان می شود که غلات است. توجه به این نکته مفید است که به ازای هر 100 کالری که از گوشت گاو به دست می آید 700 کالری انرژی ( از غلات ) لازم است.<br /></span></li><li><span style="font-size:130%;">قیمت نفت خام: تولید مواد غذایی انرژی بر است. با افزایش قیمت نفت و گاز، هزینه کاشت و برداشت و کود شیمیایی و حمل و نقل افزایش می یابد.</span></li><li><span style="font-size:130%;">قیمت نفت خام (مجددأ): افزایش قیمت نفت خام باعث شده است که تولید سوخت جایگزین (اتانول)از ذرت (در امریکا و اروپا) و شکر (در برزیل) به صرفه شوند. در امریکا و در سال گذشته در حدود 7 میلیارد گالن اتانول از ذرت تولید شده است. همین امر تقاضا برای ذرت را افزایش داده است که باعث افزایش قیمت ذرت شده است. بانک جهانی تخمین زده است که نیمی از افزایش تقاضای ذرت در سه سال گذشته در سطح جهان محصول افزایش تقاضا برای تولید سوخت اتانول در امریکا بوده است.</span></li><li><span style="font-size:130%;">خشکسالی نسبی در بعضی از کشورها مانند استرالیا که دومین تولید کننده گندم است.</span></li></ol><span style="font-size:130%;">تاثیر این افزایش قیمت بر مردم کشورهای مختلف متفاوت است. مردم کشورهای ثروتمند کمتر از این بحران متاثر شده اند. مثلا در امریکا، تنها 16% درآمد حتی دو دهک فقیر خرج مواد غذایی می شود. دهک های ثروتمند ترامریکا درصد بسیار کمتری از درآمدشان را خرج مواد غذایی می کنند. در کشورهای فقیر داستان داستان متفاوتی است.مردم ایران25.3%، مردم اندونزی حدود 50% ، مردم ویتنام 65% و مردم نیجریه 73% درآمد خود را خرج خرید مواد غذایی می کنند. به همین دلیل است که افزایش قیمت مواد غذایی برای مردم این کشورها همچون بلای آسمانی است. شورش های اخیر در مصر و هائیتی یکی از پیامدهای این افزایش قیمت مواد غذایی است. طبق گزارشی از سازمان ملل 33 کشور به دلیل بحران افزایش قیمت مواد غذایی در معرض شورش های اجتماعی قرار دارند. برنامه غذای سازمان ملل هم اخیرا 500 میلیون دلار اضافی برای مقابله با گرسنگی در جهان تقاضا کرده است.<br />افزایش قیمت مواد غذایی اقتصاد ایران را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. گر چه قیمت نان و بعضی از اقلام خوراکی دیگر به صورت مستقیم تحت تاثیر قرار نگرفته است (دلیل آن هم پرداخت رایانه توسط دولت به این کالاهاست). اما قطعا و به صورت غیر مستقیم باعث افزایش قیمت مواد غذایی خواهد شد که یارانه دریافت نمی کنند. دلیل آن هم این است که قیمت جهانی اقلام کشاورزی دیگر، به غیر از غلات، هم به سه دلیل افزایش یافته اند. اول آنکه کشاورزان کاشت اقلامی مانند ذرت که گرانتر است را جایگزین کاشت این اقلام می کنند و لذا تولید این اقلام به صورت نسبی کاهش می یابد. دوم آنکه در تولید بسیاری از مواد غذایی دیگر مانند گوشت مرغ و گاو از غلات به عنوان مواد اولیه استفاده می شود و لذا <span style="font-weight: bold;">قیمت این مواد غذایی هم افزایش می یابد</span> </span><span style="font-size:130%;">و سوم آنکه مصرف کنندگان مواد غذایی دیگر را جایگزین این غذاهای گرانتر خواهند کرد. بنابراین تولید این مواد غذایی کاهش خواهد یافت و تقاضا برای آنها افزایش می یابد و لذا قیمت آنها افزایش می یابد. بسیاری از این مواد غذایی قابل تجارتند و لذا افزایش جهانی قیمت این کالاها باعث افزایش قیمت آنها در ایران خواهد شد که در نهایت باعث کاهش رفاه طبقه فقیر و متوسط ایران می شود.<br />افزایش قیمت مواد غذایی تاثیرات غیرمستقیمی هم بر اقتصاد می گذارد. از جمله آنکه دولت میزان پرداخت یارانه به کالاهای وارداتی کشاورزی را افزایش خواهد داد (کما اینکه دولت همین کار را همین الان هم می کند)که اگر این یارانه از طریق افزایش نقدینگی تامین گردد خود باعث تورم خواهد شد.<br />قصه دراز است و شب قلندر کوتاه.<br />منابع: نیویورک تایمز، مجله تایمز، ویکی پدیا، بریتانیکا.<br /></span></div>حجت قندیhttp://www.blogger.com/profile/04241042760824187644noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-6788625537132005559.post-26774581581870992272008-04-08T04:49:00.000-07:002008-04-08T06:39:24.176-07:00گنج پنهان ایران<div style="TEXT-ALIGN: right" align="justify"><span style="COLOR: rgb(0,0,102);font-size:130%;" ><span style="FONT-WEIGHT: bold">گزارش زیر از ان بی سی است که راجع نقاشی های بسیار گرانقیمت در زیرزمین موزه هنرهای معاصر است. گزارشگر مدعی است که ارزش این نقاشی ها میلیاردها دلار است! یک راه ایجاد درآمد از این گنجینه ملی شاید ساخت موزه ای به عظمت موزه لوور و نمایش این آثار در آن و جذب توریست و ایجاد درآمد است. هم اشتغال و در آمد ایجاد می کند و هم از این گنجینه ملی، با استفاده از آن درآمد، بهتر نگهداری می شود. فرانسوی ها این کار را می کنند چرا ما نتوانیم؟</span></span> </div><div style="TEXT-ALIGN: right" align="justify"></div><div style="TEXT-ALIGN: right" align="justify"><strong><span style="font-size:130%;color:#000066;">یک نکته مرتبط با این موضوع اینکه، ابوظبی اخیرا قراردادی به مبلغ 1.3 میلیارد دلار با موزه لوور فرانسه بسته است که بر طبق آن موزه لوور شعبه ای در ابوظبی خواهد ساخت. این موزه که بوسیله یکی از هنرمندان فرانسوی ساخته می شود به مدت 30 سال آثار هنری از موزه لوور و دیگر موزه های فرانسوی را نمایش خواهد داد. یکی از اهداف احداث این موزه جذب توریست است.<br /></div></span></strong><p align="justify"><br /><iframe src="http://www.msnbc.msn.com/id/22425001/vp/23984638#23984638" frameborder="0" width="425" scrolling="no" height="339"></iframe></p>حجت قندیhttp://www.blogger.com/profile/04241042760824187644noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-6788625537132005559.post-9352915384039497842008-04-07T02:10:00.000-07:002008-04-07T03:28:20.074-07:00کشاورز ایرانی : جامعه ای بی صدا<div style="text-align: justify;"><span style="color: rgb(0, 0, 102);font-size:130%;" ><a style="font-weight: bold;" onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://bp2.blogger.com/_VSIaGuwR2FI/R_nlt5OYtWI/AAAAAAAAAB8/UCXk1lJEq7w/s1600-h/frh2.jpg"><img style="margin: 0pt 10px 10px 0pt; float: left; cursor: pointer;" src="http://bp2.blogger.com/_VSIaGuwR2FI/R_nlt5OYtWI/AAAAAAAAAB8/UCXk1lJEq7w/s400/frh2.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5186429022511871330" border="0" /></a></span><br /></div><div dir="rtl" style="font-weight: bold; color: rgb(0, 0, 102); text-align: justify;"><span style="font-size:130%;">کسانی که با سیستم سیاسی امریکا آشنا هستند می دانند که کشاورزان امریکایی دارای لابی قدرتمندی در امریکا هستند. به همین دلیل است که کشاورزان در امریکا از دولت یارانه می گیرند. کنگره امریکا همین سال گذشته لایحه کشاورزی را تصویب کرد که بر اساس آن دولت به کشاورزان در 5 سال آینده 288 میلیارد دلار یارانه پرداخت خواهد کرد. اینکه این یارانه باید به کشاورز پرداخت شود یا خیر بحث جداگانه ای است.<br />کشاورز ایرانی اما، جامعه ای بی صداست. دولت و مجلس در ایران عملا نماینده طبقه متوسط شهری و کارمندان است. حتی وزارت کشاورزی در ایران بیشتر نماینده همین طبقه متوسط شهری و کارمندان است تا کشاورزان. آیا شنیده اید که وزیر کشاورزی از گران شدن کالاهای کشاورزی دفاع کند؟ خیر. آیا شنیده اید که وزیر کشاورزی بر علیه موانع صادرات آزاد محصولات کشاورزی صحبت کند؟ خیر. آیا شنیده اید که وزیر کشاورزی به دولت اعتراض کند که قیمت پرداختی دولت به کالاهای کشاورزی مانند گندم زیر قیمت جهانی است؟ خیر. نه اینکه دولت به هیچ کشاورزی کمک نمی کند، تصویر بالا گویاست که دولت ایران به بعض کشاورزان کمک هم می کند.! (تصویر از الف)<br />یک نوع حمایت دولت از کشاورزان که تقریبا در کشورهای صنعتی و امریکای لاتین مرسوم است حمایت دولت از کشاورزان بعد از حوادث طبیعی است. یکی از دلایل حمایت آن است که حوادث طبیعی باعث ایجاد فقر موقت می شود که اگر از کشاورز حمایت نشود این فقر موقت به فقر دائم تبدیل می گردد. سرمای شدید سال گذشته در ایران یکی از این بلایای طبیعی است که باعث سوخته شدن بسیاری از باغات کشاورزی شده است. (تا آنجا که من می دانم تمام باغات انار کاشان ،که شهر من است، سوخته اند. مطمئنا در شهر های دیگر هم کشاورزان به همین بلا دچار شده اند.) لازم است دولت به کشاورزان آسیب دیده از سرمای سال گذشته به صورت سخاوتمندانه کمک کند. و گر نه صنعت محصولات باغی در کشور در معرض نابودی قرار می گیرد.<br /><br /></span> </div>حجت قندیhttp://www.blogger.com/profile/04241042760824187644noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-6788625537132005559.post-43394642648959305162008-04-03T16:09:00.000-07:002008-04-03T18:35:27.353-07:00بودجه دولت امریکا صرف چه چیزی می شود؟<div dir="rtl" style="text-align: right;"><div style="text-align: justify;"><span style="color: rgb(0, 0, 102);font-size:130%;" ><span style="font-weight: bold;">دولت فدرال و دولتهای ایالتی امریکا در سال 2007 در حدود 4100 میلیارد دلار پول خرج کرده اند. در این پست میخواهیم ببینیم که این پول خرج چه اقلامی می شود. توجه کنید که اولا هدف ما مقایسه میزان مخارج دولت در قسمتهای مختلف اقتصاد است و ثانیا ارقام واقعی مخارج ارقام نجومی هستند که دنبال کردن معنی آنها سخت است. بنابراین اجازه بدهید از مثالی استفاده کنیم که مقایسه را آسان تر کند:</span></span><br /><span style="color: rgb(0, 0, 102);font-size:130%;" ><span style="font-weight: bold;">فرض کنید که دولت امریکا (فدرال و ایالتها) خانواده ای است با درآمد 52000 دلار در سال، یا به عبارت دیگر با درآمد هفته ای 1000 دلار. (میانه درآمد یک خانواده در امریکا در همین حدود است.) سوال این است که این خانواده با این هفته ای 1000 دلار چه می کند؟</span></span><br /></div><span style="color: rgb(0, 0, 102);font-size:130%;" ><span style="font-weight: bold;">جواب:</span><br /><span style="font-weight: bold;">مخارج هفتگی:</span><br /></span><ul style="font-weight: bold; color: rgb(0, 0, 102);"><li><span style="font-size:130%;">بیمه های مختلف درآمد(بزرگترین قلم این مخارج): 220 دلار از درآمد هفتگی. که این قلم شامل این زیر مخارج می شود:</span></li><ul><li><span style="font-size:130%;">بیمه بازنشستگی: 115 دلار (Social Security)</span></li><li><span style="font-size:130%;">رفاه اجتماعی: 46 دلار (کمک به مستمندان)</span></li><li><span style="font-size:130%;">مخارج ناتوانان: 35 دلار</span></li><li><span style="font-size:130%;">بیمه بیکاری 7 دلار</span></li></ul><li><span style="font-size:130%;">امنیت: 200 دلار که شامل این زیر مخارج می شود:</span></li><ul><li><span style="font-size:130%;">وزارت دفاع : 132 دلار</span></li><li><span style="font-size:130%;">مخارج پلیس: 27 دلار</span></li><li><span style="font-size:130%;">زندان: 18 دلار</span></li><li><span style="font-size:130%;">دادگاه: 12 دلار</span></li><li><span style="font-size:130%;">آتش نشانی: 8 دلار</span></li></ul><li><span style="font-size:130%;">آموزش و پرورش و تحصیلات: 158 دلار شامل این زیر مخارج می شود:</span></li><ul><li><span style="font-size:130%;">آموزش ابتدائی تا متوسطه: 117 دلار</span></li><li><span style="font-size:130%;">آموزش عالی: 28 دلار<br /></span></li><li><span style="font-size:130%;">کتابخانه: 2 دلار</span></li></ul><li><span style="font-size:130%;">مخارج راندن خود دولت: 143 دلار شامل:</span></li><ul><li><span style="font-size:130%;">پرداخت سود بدهی های دولت: 90 دلار<br /></span></li><li><span style="font-size:130%;">حقوق کارمندان بخش اجرائی و قانونگذاری: 21 دلار</span></li><li><span style="font-size:130%;">هزینه جمع آوری مالیات: 11 دلار</span></li></ul><li><span style="font-size:130%;">79 دلار باقی می ماند که خرج این اقلام می شود:</span></li><ul><li><span style="font-size:130%;">بزرگراهها:25 دلار<br /></span></li><li><span style="font-size:130%;">کشاورزی 8 دلار</span></li><li><span style="font-size:130%;">حمل و نقل هوائی: 4 دلار</span></li><li><span style="font-size:130%;">کیفیت آب و هوا: 7 دلار</span></li><li><span style="font-size:130%;">برنامه های فضائی: 3 دلار</span></li><li><span style="font-size:130%;">خانه سازی و سرویس های اجتماعی: 10 دلار</span></li><li><span style="font-size:130%;">فرهنگ و تفریحات سالم: 7 دلار</span></li></ul></ul><span style="color: rgb(0, 0, 102);font-size:130%;" ><span style="font-weight: bold;">منبع: </span></span>MSNBC<br />البته من گزارش را خیلی خلاصه کردم. خیلی خوب می شد اگر می توانستیم خلاصه بودجه ای مثل این درباره ایران داشه باشیم.<br /></div>حجت قندیhttp://www.blogger.com/profile/04241042760824187644noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-6788625537132005559.post-25641158999057256422008-03-30T19:19:00.000-07:002008-03-30T19:40:53.237-07:00هزینه بزرگ کردن یک بچه در امریکا: 204060 دلار<div dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="color: rgb(0, 0, 102);font-size:130%;" ><span style="font-weight: bold;">وزارت کشاورزی امریکا تخمین زده است که هزینه بزرگ کردن یک بچه از نوزادی تا سن 18 سالگی در امریکا 204060 دلار خرج دارد(به قیمت های سال 2007). این هزینه در سال در سال 1960 در حدود 25299 دلار بوده که البته اگر تورم را در نظر بگیرید خیلی هم کمتر از رقم بالا نیست. مجله تایم هم بعضی از هزینه ها مثل هزینه نگهداری بچه در مهد کودک را حساب کرده و با اقلام وزارت کشاورزی امریکا مقایسه کرده و مدعی است که هزینه واقعی به مراتب بیشتر از رقم ذکر شده در بالاست. به اینها اضافه کنید خرج دانشگاه را که بعد از 18 سالگی است و به راحتی رقمی بین 50000 تا 100000 دلار در سال است. به عبارتی یک جفت بچه می شود یک میلیون دلار! خیرش را ببینی.</span></span><br /></div>حجت قندیhttp://www.blogger.com/profile/04241042760824187644noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-6788625537132005559.post-67588986943081041442008-03-26T17:09:00.000-07:002008-03-27T19:39:05.044-07:00مردم خاور میانه، چاقترین در جهان<div style="text-align: justify;"><span style="color: rgb(0, 0, 153);font-size:130%;" ><span style="font-weight: bold;">خاورمیانه از چند جهت مورد توجه دنیاست: نفت زیاد، عدم تحمل عقاید دیگران، صحرا، شتر..، و اضافه کنید به همه اینها افتخار اینکه چاقترین مردم دنیا در خاور میانه زندگی می کنند. دو نمودار زیر چاقی در خاورمیانه را با دیگر مناطق دنیا مقایسه می کند. نمودار اول مربوط به مقایسه چاقی مردان درمناطق مختلف دنیا و نموداردوم مربوط به مقایسه چاقی زنان درمناطق مختلف دنیا است. توجه کنید که شاخص اندازه گیری چاقی BMI است(body mass index) که در حقیقت اندازه وزن بر حسب کیلوگرم بر روی قد به توان دو است با واحد کیلوگرم بر متر مربع. اگر این شاخص کمتر از 18 باشد شما کم وزنید. بین 18 و 25 حالت ایده آل است. بین 25 تا 30 وزن اضافه دارید. شاخص بیشتر از 30 چاقی یا obese نامیده می شود. زنان خاورمیانه وضعیتی به نسبت بدتر از مردان دارند. یک دلیل آن است که زنان منطقه بسیار کم تحرکند. محدودیتهای اجتماعی هم مزید بر علت شده است. تا آنجا که من می دانم یکی از مهمترین توضیح دهنده های چاقی درآمد است اگر چه تنها توضیح دهنده نیست. در جایی خواندم که یکی از دلایل چاقی در امریکا پرداخت سوبسید به ذرت است که غذای اصلی حیوانات اهلی مانند مرغ و گاو است. همین باعث شده است که گوشت این حیوانات در امریکا ارزانتر از غذاهای سالمتر مانند سبزیجات باشد. من آماری در مورد چاقی در ایران پیدا نکرده ام. اما شک ندارم که این مشکل در ایران وجود دارد. درآمد نسبی هم که به علت درآمدهای نفت بیشتر می شود مشکل را دوچندان خواهد کرد.</span></span> <a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://bp3.blogger.com/_VSIaGuwR2FI/R-row5OYtUI/AAAAAAAAABs/MQz8efk_CTs/s1600-h/obesity_gr_men.gif"><img style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer;" src="http://bp3.blogger.com/_VSIaGuwR2FI/R-row5OYtUI/AAAAAAAAABs/MQz8efk_CTs/s400/obesity_gr_men.gif" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5182210247935702338" border="0" /></a><a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://bp2.blogger.com/_VSIaGuwR2FI/R-ro2pOYtVI/AAAAAAAAAB0/lKkYl0bTDAQ/s1600-h/obesity_gr_women.gif"><img style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer;" src="http://bp2.blogger.com/_VSIaGuwR2FI/R-ro2pOYtVI/AAAAAAAAAB0/lKkYl0bTDAQ/s400/obesity_gr_women.gif" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5182210346719950162" border="0" /></a></div>حجت قندیhttp://www.blogger.com/profile/04241042760824187644noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-6788625537132005559.post-2783063019643220702008-03-22T06:29:00.000-07:002008-03-26T07:47:54.394-07:00آمارهای ساختگی و وجدان کاری حرفه ای<div dir="rtl" style="text-align: justify;"><span style="font-size:130%;"><span style="color: rgb(0, 0, 102); font-weight: bold;">دیروز با یکی از دانشجویان سال گذشته که برای یک ترم تحصیل به مصر رفته بود صحبت می کردم. حرف به نرخ بیکاری در مصر رسید. می گفت که نرخ بیکاری در مصر را دولت مصر 9.9% اعلام کرده است ولی همه در مصر می دانند که نرخ بیکاری بسیار بالاتر از اینهاست و عده ای می گویند که نرخ بیکاری حداقل %25 است. من هم به او گفتم که<span style="color: rgb(51, 0, 0);"> </span></span><a style="color: rgb(102, 0, 0); font-weight: bold;" href="http://www.aftabnews.ir/vdcaa6n49ynmi.html">در ایران هم دولت نرخ بیکاری را %9.9 اعلام کرده است </a><span style="color: rgb(0, 0, 102); font-weight: bold;">و همه کارشناسان می گویند که این نرخ بیکاری ساختگی است. کمی خندیدم به این وسواس تک نرخی کردن که به نظر من بیشتر گریه دارد تا خنده. جالب است که امسال رئیس جمهور در پیام نوروزی اش گفته است که دولت نرخ بیکاری را تک رقمی خواهد کرد. نمی دانم چرا رئیس جمهور هدف را %7 یا 5% نگذاشته است. با این مرکز آمار پاچه خوار در ایران هر هدفی قابل دسترسی است. واقعا که وجدان کاری حرفه ای در ایران نایاب است. نه اینکه فقط این آمار ساختگی باشد، آمار بیکاری 12 درصدی دولت قبل هم ساختگی بود. هیچ کس هم در مملکت نگران این دروغ ها نیست، نه دولت، نه مجلس، نه دیگران. چه باک از دروغی که به نفع آقایان باشد. مردم هم که با گوشت و استخوان تغییرات اقتصادی را حس می کنند اصلا به این آمارها گوش نمی کنند. برای آن زن خانه داری که هر روز برای خرید روزانه به بازار می رود و می بیند که با همان مقدار پولی که سال گذشته به بازار می برده مقدار کمتری خرید می کند تورم آمار نیست، تورم حذف تدریجی کره و پنیر و گوشت از سفره است. </span><br /><span style="color: rgb(0, 0, 102); font-weight: bold;">یکی از دلایل تورم، همان پولی است که دولت در مرکز آمار ایران و در بانک مرکزی و سازمان مرحومه مدیریت نفله می کند که آماری تولید شود که چشم کارشناسان باشد برای ارائه تحلیل و توصیه هایی که وضع زندگی روزانه مردم را بهتر کند. آمار ساختگی و غلط چشم کارشناسان را کور و دیدن واقعیت را غیر ممکن می کند. سیاستگزاری درست بدون آمار درست ممکن نیست. <span style="color: rgb(153, 0, 0);">وقت آن است که در ایران مکانیزمی طراحی شود که مصونیت پروسه تولید آمار را از دست اندازی سیاستمداران و پاچه خواران تضمین کند.</span></span></span><br /></div>حجت قندیhttp://www.blogger.com/profile/04241042760824187644noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-6788625537132005559.post-36563037403814785662008-03-15T05:08:00.000-07:002008-03-17T08:15:07.984-07:00ژن، مهمترین عامل شاد بودن در زندگیست!<div dir="rtl" style="text-align: right;"><span style="color: rgb(51, 0, 153); font-weight: bold;font-size:130%;" >در دانشگاه ادینبورگ اخیرا مطالعه ای انجام شده که نشان می دهد: اینکه شما آدم شادی باشید یا نه به میزان 50% به ژن های شما بستگی دارد. اینکه چگونه به این نتیجه گیری رسیده اند جالب است. ژن ها را به صورت مستقیم مطالعه نکرده اند، دو قلو ها را مقایسه کرده اند و در مطالعه شان فهمیده اند که دو قلو های همسان بیش از دو قلوهای غیر همسان از نظر معیارهای شادی (آرام بودن، اجتماعی بودن و...)شبیه اند. همین امر نشان می دهد که رابطه ای بین شادی و ژن وجود دارد.<br />یک مطالعه دیگر هم که در آن از 2 میلیون نفر ! از 70 کشور جهان راجع به شاد بودن سوالاتی کرده اند نشان می دهد که شاد بودن با سن رابطه ای U شکل دارد. در سنین قبل از چهل سالگی و با افزایش سن، شاد بودن کاهش پیدا می کند و بعد از چهل سالگی و با افزایش سن احساس شاد بودن افزایش می یابد. 44 سالگی نقطه حضیض است.<br />اگر شما از آن دسته افراد ذاتأ شاد هستید که خوش به حالتان. اگر نه رفتار آدم های شاد را تقلید کنید: اجتماعی باشید، اهدافی قابل دسترس در زندگی تعریف کنید و در رسیدن به آنها بکوشید. و سعی کنید که غم و غصه های خود را همانگونه که هستند هضم کنید. (توصیه محقق </span><span style="color: rgb(51, 0, 153); font-weight: bold;font-size:130%;" >دانشگاه ادینبورگ است نه من:)</span><span style="color: rgb(51, 0, 153); font-weight: bold;font-size:130%;" >)<br /></span><span style="color: rgb(51, 0, 153); font-weight: bold;font-size:130%;" ></span><span style="color: rgb(51, 0, 153); font-weight: bold;font-size:130%;" >به قول ابطحی: این هم همین جوری.</span><br /></div>حجت قندیhttp://www.blogger.com/profile/04241042760824187644noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-6788625537132005559.post-47503436355440799182008-03-12T07:49:00.000-07:002008-03-12T08:26:29.040-07:00آزمون آمادگی جسمانی<span style="color: rgb(0, 0, 102);font-size:130%;" ><span style="font-weight: bold;">دیروز </span><a style="font-weight: bold;" href="http://www.nytimes.com/2008/03/11/health/nutrition/11well.html?em&ex=1205467200&en=90dcf7df5f9d38af&ei=5087%0A">یک مقاله در روزنامه نیویورک تایمز </a><span style="font-weight: bold;">خواندم که اینکه "چند تا شنا می توانید بروید" را شاخصی از سلامتی دانسته است. در این مقاله نوشته که یک زن 40 ساله باید بتواند 16 تا شنا برود و یک مرد 40 ساله باید قادر باشد 27 شنا برود!!! (ببینید چطور با اعصاب آدم بازی می کنند! از من نپرسید چند تا شنا می روم بگذارید زندگی مان را بکنیم!:) ) دلیلی که مقاله ذکر کرده است این است که انسان باید بتواند وزن خود را تحمل کند به ویژه وقتی که به زمین می افتد. وقتی که شما به زمین می افتید معمولا دست خود را جلو می گیرید تا از آسیب جلوگیری کنید مچ و بازوهای شما بیشتر ضربه را جذب می کند. به هنگام زمین افتادن شما باید قدرت کافی برای جذب ضربه را داشته باشید تا به سر شما آسیبی نرسد. نکته دیگر جالب مقاله این بود که : انسانها بیش از 30% قدرتشان را بین سالهای 20 تا 70 سالگی و در اثر سالخوردگی از دست می دهند. تمرین مداوم باعث افزایش فیبرهای ماهیچه ای می شود و همین سرعت کاهش قدرت را کم می کند. یادتان باشد که افتادن در سنین بالا هم احتمال بیشتری دارد و هم خطر بیشتری. از همین الان برای 50 سال دیگر سرمایه گذاری کنید! :)</span><br /><span style="font-weight: bold;">نتیجه: پاشو از پشت اینترنت برو ورزش کن اینترنت بازی بس. </span><br /><span style="font-weight: bold;">(نتیجه گیری شامل من نمی شه ! من همچنان در حال حفظ سنگرم:))</span></span>حجت قندیhttp://www.blogger.com/profile/04241042760824187644noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-6788625537132005559.post-73480616856026199682008-03-10T17:05:00.000-07:002008-03-11T06:00:52.479-07:00مقایسه اقتصاد ترکیه با اقتصاد ایران<div dir="rtl" style="text-align: right; font-weight: bold; color: rgb(0, 0, 102);"><span style="font-size:130%;">همیشه شنیده ایم که از نظر اقتصادی ایران دهه 1970را با کره دهه 70 مقایسه می کنند. رئیس جمهور تازه کره جنوبی وعده داده است که اقتصاد کره را به دومین اقتصاد جهان تبدیل کند(از نظر درآمد سرانه). مقایسه ایران و کره جنوبی تبدیل به قیاس مع الفارق شده است. اما مقایسه ایران و ترکیه به چند دلیل مقایسه موجهی است. دلیل اول آنکه دو کشور جمعیت تقریبا یکسانی دارند. دوم اینکه تولید ناخالص داخلی </span><span style="font-size:130%;">دو کشور </span><span style="font-size:130%;">تقریبا برابر است(ازنظر شاخص قدرت خرید تقریبا برابرند اما از نظر اسمی اقتصاد ترکیه تقریبا دو برابر اقتصاد ایران است.) سوم آنکه در یک منطقه اند. آنچه که نظر مرا بیشتر از همه متوجه خود کرده مقایسه صادرات دو کشور است. در سال 1980، کل صادرات ترکیه 2.5 میلیارد دلار بوده است. در مقایسه صادرات غیر نفتی ایران در آن زمان کمتر از یک میلیارد دلار بوده است صادرات نفتی ایران در همان زمان حدود 30 میلیارد دلار بوده است(این عدد </span><span style="font-size:130%;">صادرات نفتی ایران در 1980 حدس من است و آماری از آن صادرات ندارم. اما با توجه به قیمت نفت و حجم صادرات ایران بایستی رقمی نزدیک به واقعیت باشد</span><span style="font-size:130%;">). در سال 2007 </span><span style="font-size:130%;"> کل صادرات ترکیه به 106 میلیارد دلار و صادرات ایران 77 میلیارد دلار بوده است که بیش از 60 میلیارد دلار آن صادرات نفتی است. از آن رقم باقیمانده هم اگر صادرات کالاهای وابسته به نفت را کم کنید رقم صادرات غیر نفتی به چیزی کمتر از 10 میلیارد دلار می رسد. عمده همین صادرات هم آهن و مس و دیگر کالاهای نزدیک به مواد خام است که افزایش آن در دراز مدت بسیار سخت است. صادرات ایران در سال جدید به بیش از 100 میلیارد دلار خواهد رسید (خدا پدر این چینی ها را بیامرزد که با توسعه اقتصادی خود تقاضا برای نفت را افزایش داده اند و باعث افزایش قیمت نفت شده اند). ترکیه هم صادراتی بین 110 تا 120 میلیارد دلار خواهد داشت. از این نظر هر دو کشور پول تقریبا یکسانی برای خرید کالاهای خارجی دارند. فرق دو کشور آن است که مردم ترکیه باید شب و روز کار کنند تا آن پول را بدست آورند. اما ما چه؟ خدا به ما لطف کرده و لازم نیست برای بدست آوردن این پول کاری بکنیم. اما صبر کنید! آیا به همین دلیل نیست که نرخ بیکاری ما بیشتر از نرخ بیکاری در ترکیه است؟ </span><span style="font-size:130%;"> آیا به همین دلیل نیست که توزیع درآمد در ترکیه بسیار بهتر از توزیع درآمد در ایران است؟ </span><span style="font-size:130%;"> آیا به همین دلیل نیست که شاخص توسعه انسانی در ترکیه بهتر از </span><span style="font-size:130%;">شاخص توسعه انسانی در ایران است؟ این نفت نعمتی بوده است که ما آن را به نقمت تبدیل کرده ایم. نفت دولت را تبدیل به آقا بالاسر مردم کرده است(ربطی به اینکه چه کسی بر سر کار است ندارد تمام کشورهای نفتی همین مشکل را دارند). همه پول نفت را دولت خرج می کند و مشکل همین جاست(دولت در این مانده است که این پول را چگونه خرج کند). اقتصاد با وجود دولتی که درآمد خود را از درآمد مردم بدست نمی آورد در تنگناست. کار در تنگناست و صادرات در تنگناست. (<a href="http://alhosseini.wordpress.com/2008/01/05/135/">بیماری هلندی</a> که یادتان هست) درآمد نفت بالا می رود به مشکل برمی خوریم. وقتی درآمد نفت پائین برود آنوقت فاجعه شروع می شود(سال 1365 و 1374 یادتان هست؟) جور دیگر باید مملکت را راند. </span><span style="font-size:130%;"> </span></div>حجت قندیhttp://www.blogger.com/profile/04241042760824187644noreply@blogger.com