tag:blogger.com,1999:blog-38283602009-03-02T00:32:01.449+03:30RequiemMasoud Borbor Personal WeblogMasoud Borborhttp://www.blogger.com/profile/03373700369403710874noreply@blogger.comBlogger78125tag:blogger.com,1999:blog-3828360.post-1135545552038174162005-12-26T00:48:00.000+03:302007-05-30T00:10:29.850+03:30يک کليپ ، يک غزل: دامن بر خاک گشوده، گل به صحرا تصوير می کند1.تيک. تيک. تيک. تيک. خورشيد خاموش می شود. تاريک، زاويه ديد ناگهان نيم صفحه می چرخد طوری که دوربين دشت را از بالا ببيند. زنی با لباس نارنجی ِ براق وسط سياهی ی دشت، با دامن ِ گشوده بر خاک، چونان خورشيدی آماده ی طلوع، تا هم اکنون نشسته مانده است. آرام، بلند می شود ، سکوت، مکث، آبستن ِ تکانی.ناگاه، به ريتم ِِ طبل و جيغ ِ کمانچه ی شرقی زن به رقصی تند در می آيد و موهای آشفته به دو سو می چرخاند. ريزه Masoud Borborhttp://www.blogger.com/profile/03373700369403710874noreply@blogger.com2tag:blogger.com,1999:blog-3828360.post-1131829524515250042005-11-13T00:31:00.000+03:302005-11-13T00:35:24.526+03:30سکوت کنشعر سکوت کن را که شايد پيش از اين ديده باشيد، در نشريه خزه کار شده که پيشنهاد مي کنم اينجا بخوانيد و نظر دهيد.Masoud Borborhttp://www.blogger.com/profile/03373700369403710874noreply@blogger.com0tag:blogger.com,1999:blog-3828360.post-1129357980407111932005-10-15T10:01:00.000+03:302005-10-15T10:03:00.413+03:30ببين« ببين. لاي چشم هات بعضي وقت ها يک رودخانه سنگدلي انگار جاري مي شود از اين کنارها که نگاه م مي کني، ديده اي؟ نگويي ديوانه شده ام؟ اما وقتي يکي از ما دو تا مُرد من چشم هات را نمي گذارم دفن کنند. آن قدر نگه شان مي دارم تا بتواند هدايت که نقاشي شان کند. بيچاره در حسرت شان ماند و نماند...» و قهقاه زننده ي خنده ي سرد آزار دهنده ات را سر مي دهي و من ...Masoud Borborhttp://www.blogger.com/profile/03373700369403710874noreply@blogger.com0tag:blogger.com,1999:blog-3828360.post-1127912366943814602005-09-28T16:26:00.000+03:302005-09-28T16:30:27.360+03:30Talibanاز اين عکس حسن سربخشيان خوشم آمدهMasoud Borborhttp://www.blogger.com/profile/03373700369403710874noreply@blogger.com2tag:blogger.com,1999:blog-3828360.post-1126083625400489502005-09-07T13:28:00.000+04:302005-09-07T13:30:25.406+04:30Happy Birthday!صد حیف م است اگر یادداشت تبریک تولدم را که لادن در کامنت ها برای م نوشته این جا نیاورم و همین به نشان تشکر باشد که زبان دیگری بر آن نمی دانم:کافه نادری، کرج، ترافیک، انتظار، تولد، قهوه، کتاب، حیاط، فضا، دود و دوستان همیشگی، مهمانها و تو تو تو که چه مهمانی از تو عزیزتردر ضیافت ِ همیشگی مان و خوش به حال تابستان و خوش به حال آفتاب با رنگ غروب دهمین روز شهریور و خوش به حال من که چه خوب شد آمدیتولدت Masoud Borborhttp://www.blogger.com/profile/03373700369403710874noreply@blogger.com1tag:blogger.com,1999:blog-3828360.post-1125729319157220162005-09-03T10:36:00.000+04:302005-09-03T11:22:04.600+04:30برج پيچانآشنايان سازه و معماری شايد شنيده ترين نام برای شان نام کالاتراوا باشد با طرح هایی که به گفته خود وی از طبيعت الهام می گيردخود ببينيد و بخوانيد آخرين شاهکار سازه و معماری رادر پايان بهترين مرجع برای عکس ها و اطلاعات بیشتر وبسایت رسمی برج است. نگاهی بياندازيد و به ويژه پيشنهاد می کنم مصاحبه کالاتراوا را بخوانيد http://www.turningtorso.com/tower reaches a height of 623 feet with 54 stories. The Masoud Borborhttp://www.blogger.com/profile/03373700369403710874noreply@blogger.com0tag:blogger.com,1999:blog-3828360.post-1124871053978139652005-08-24T12:29:00.000+04:302005-08-31T15:54:39.810+04:30Another Requiemتوضیح: با هک شدن بلاگ اسکای مدتی هست که پسورد بلاگ رسمی ام را ندارم بنابراین کلاً آن را منتقل می کنم به سایت رسمی ام وبلاگ جدید را اینجا بخوانیداما مطلب تازه بدون ویرایشپسرک نشسته تکيه داده به ديوار و با خرده سنگ هاي روي آسفالت بازي مي کند. بر مي دارد سنگ ها را کنار هم جمع مي کند. ريزتر ها را بيشتر نگاه مي کند. هر از گاه خودش را بالا مي کشد و صداي جابه جا شدن خودش را گوش مي کند. آرام آرام کمرش سرMasoud Borborhttp://www.blogger.com/profile/03373700369403710874noreply@blogger.com2tag:blogger.com,1999:blog-3828360.post-1120647446544250402005-07-06T15:22:00.000+04:302005-07-09T16:25:47.913+04:30کافه نادري، شايد امسال روز تولدمزياد هست که بايد بنويسم و ننوشته م. تابستان م شروع شده و من تابستاني شده م، وجودي. زياد هست که کافه نادري ديگر نيامده م، با گارسون هاي بامزه ش. پيرمردهاي لبخند به لب، شيطان، بامزه و خنده دار. انقدر زياد هست که ننوشته م که شايد ننويسم و حتمن هم که نمي نويسم همه را. سمفوني ي مردگان عباس معروفي را با آن فضاسازي ها و آن سيال ذهن ها و آن پاپاخ ها گم کردم لاي پروژه و کار و درس و تازه از سياست دور ماندهMasoud Borborhttp://www.blogger.com/profile/03373700369403710874noreply@blogger.com5tag:blogger.com,1999:blog-3828360.post-1118234062037275242005-06-08T17:03:00.000+04:302005-06-08T17:04:22.043+04:30آرام تر حیوان. نمی گذاری لمس کنم لحظه لحظه ی کوبش سم هات را بر کویر و آن چه هست و سقوط خورشید را پشت خار ها. خیابان ها را که بی خیال شدم برای این نبود که باز هی زمان لیز بخورد و برود. آرام. یاد او می پرد یکوقت اگر حواس م به...Masoud Borborhttp://www.blogger.com/profile/03373700369403710874noreply@blogger.com0tag:blogger.com,1999:blog-3828360.post-1118143332596876772005-06-07T15:50:00.000+04:302005-06-07T16:28:33.940+04:30Masoud Borborhttp://www.blogger.com/profile/03373700369403710874noreply@blogger.com0tag:blogger.com,1999:blog-3828360.post-1115481185800397422005-05-07T20:22:00.000+04:302005-05-07T20:23:05.803+04:30Lonely As A Whisper On A Star Chase.Masoud Borborhttp://www.blogger.com/profile/03373700369403710874noreply@blogger.com1tag:blogger.com,1999:blog-3828360.post-1115473543836776752005-05-03T23:41:00.001+04:302005-05-07T18:15:43.906+04:30Lonely As A Whisper On A Star Chase.Masoud Borborhttp://www.blogger.com/profile/03373700369403710874noreply@blogger.com0tag:blogger.com,1999:blog-3828360.post-1115147571105470892005-05-03T23:41:00.000+04:302005-05-03T23:52:53.893+04:30وا فریادا ز عشق وافریاداکارم به یکی طرفه نگار افتاداگر داد ِ من ِ شکسته دادا، داداورنه من و عشق، هر چه بادا باداMasoud Borborhttp://www.blogger.com/profile/03373700369403710874noreply@blogger.com0tag:blogger.com,1999:blog-3828360.post-1115119560467493292005-05-03T15:53:00.000+04:302005-05-07T12:47:43.450+04:30Click the Refresh button, or try again later.دی شب خواب ت راکه می دیدم از خواب وقتی پریدم کشتم خودم را تا دوباره خواب م ببرد و ببینم ت... نشد که نشدMasoud Borborhttp://www.blogger.com/profile/03373700369403710874noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-3828360.post-1114929679420303472005-05-01T11:05:00.000+04:302005-05-01T11:24:43.423+04:30The Page Could Not Be Retrievedموقعيت بغرنجي را در ذهن خود تصور کنيد... چشمهايتان را ببنديد و به بدترين چيز ممکن فکر کنيد... تبريک ميگم... شما توانستيد چند ثانيه از زندگي مرا تجربه کنيد! Special Thanks To L.A.Masoud Borborhttp://www.blogger.com/profile/03373700369403710874noreply@blogger.com1tag:blogger.com,1999:blog-3828360.post-1114859664534518872005-04-30T15:40:00.000+04:302005-04-30T15:54:27.126+04:30هرولهرد نگاه ت را اگر بدانی کجاها که گرفته امMasoud Borborhttp://www.blogger.com/profile/03373700369403710874noreply@blogger.com0tag:blogger.com,1999:blog-3828360.post-1114077712522201182005-04-21T14:30:00.000+04:302005-04-21T14:33:49.556+04:30انتظار در ماما درما در انتظارانتظار درمادر[چهارم بهمن 1380 ]Masoud Borborhttp://www.blogger.com/profile/03373700369403710874noreply@blogger.com2tag:blogger.com,1999:blog-3828360.post-1113997998363313322005-04-20T16:20:00.000+04:302005-04-20T16:23:18.363+04:30یک عکس ويژه با تشکر از آرتیمنبع: TheTens.netMasoud Borborhttp://www.blogger.com/profile/03373700369403710874noreply@blogger.com9tag:blogger.com,1999:blog-3828360.post-1102923221997050762004-12-13T10:55:00.001+03:302004-12-13T11:05:02.416+03:30The IdolIf I could only stand and stare in the mirror would I see
One fallen hero with a face like me
And if I scream, could anybody hear me
If I smash the silence, you'll see what fame has done to me
Kiss away the pain and leave me lonely
I'll never know if love's a lie
Ooh - being crazy in paradise is easy
Can you see the prisoners in my eyes
Where is the love to shelter me
Give me love, love set me Masoud Borborhttp://www.blogger.com/profile/03373700369403710874noreply@blogger.com4tag:blogger.com,1999:blog-3828360.post-1100329671449110102004-11-13T10:35:00.000+03:302004-11-13T10:37:51.450+03:30و...تلفیقکلاغ های بیداری جیغ می زدند، و خواب مردد بود. مرد با پالتوی پشمی صبح را کنار گورستان قدم می زد. درخت های تبریزی خش خش وار، آسمان را جارو می کردند، و برگ ها فرو می ریخت. باد سرد از پنجره ی نیمه باز بر صورت م، و بر صورت آن عابر که کلاه و پالتوی پشمی داشت می لغزید. نشان ده انگشت، به شکل دو دایره، مثل دو چشم مدور، روی شیشه ی پنجره پلک های نیمه بازم را فرو می ریخت. خواب بود؟
شب لزج بر سطح مرطوب برگ Masoud Borborhttp://www.blogger.com/profile/03373700369403710874noreply@blogger.com5tag:blogger.com,1999:blog-3828360.post-1100095966550775002004-11-10T17:41:00.000+03:302004-11-10T17:42:46.550+03:30از تو تو رااسب ش را هی می کند. صدای سم ضربه ها ریتم می گیرد. خاک بلند می شود. عاشقان بخشوده می شوند... هر کس ز در تو حاجتی می خواهد/ من آمده ام از تو تو را می خواهم
Masoud Borborhttp://www.blogger.com/profile/03373700369403710874noreply@blogger.com1tag:blogger.com,1999:blog-3828360.post-1099214365674717582004-10-31T13:48:00.000+03:302004-10-31T12:49:25.673+03:30زنگ ها« روی پيانو را گرد گرفته است، و نت ها ماه هاست که ورق نخورده اند.» مدت ها بود که در خانه حرفی نگفته بود، و رنگ خانه را نديده بود. پنجره را که خواست باز کند غيژ غيژ فلز زنگ زده بلند شد: « عجب برفی می بارد. تمام شب ارتش مارش هميشه پيروزی زد، و در آخر شکست سختی خورد، و باز مارش پيروزی زد. و بالاخره آن زنی که قرن ها منتظرش بودم ميان برف ها پيداش شد، و زير غيژ غيژ تانک ها غلتيد. » هوای تازه ی سنگين وMasoud Borborhttp://www.blogger.com/profile/03373700369403710874noreply@blogger.com3tag:blogger.com,1999:blog-3828360.post-1099214247112024712004-10-31T13:42:00.000+03:302004-10-31T12:47:27.113+03:30اصلن ساده نیستساده نیست. اصلن ساده نیست آن کسی که عمری مؤاخذه ت کرده و دروغهای بزرگ و کوچک ت را توجیه ش کرده ای و هزار بار هزار جور کلمات خوارت نام نهاده، و تو معذرت خواسته ای، حالا کشف کنی که خود دروغی بزرگ بوده باشد در اصل و بخواهی به روی خودت نیاوری. پرنیان م با نام جدید ش می گویدم: « آخه کی ممکنه از من این همه دلخور باشه؟ شما از من دل خورنیسین؟ » و من با لاپوشانی و ایهام می گویم: « من آخه شما رو می شناسم Masoud Borborhttp://www.blogger.com/profile/03373700369403710874noreply@blogger.com2tag:blogger.com,1999:blog-3828360.post-1097663888956462292004-10-13T14:07:00.001+03:302004-10-13T14:17:49.846+03:30نياز26 شهريور 1378
آسمان ابري ست. آسمان ابري ست. غروب ورم کرده است، فلوت م را بدهيد
مي خواهم داستان جديدي بنويسم. پرواز پرنده ي مرده بايد به صليب کشيده شود، و اين حس جولان دهنده ي بي کار که در ذهن م مثل يک جسد باد کرده به پيش مي رود، در زندان خاطرات فراموش شده به خواب مرگ فرو برود. و حرکت موذيانه ي مرموزش به گور تجربيات کهن سپرده شود. حرکت موذيانه ي اين دو کرم، که از دو سوي مغزم به چشم هام نفوذ مي Masoud Borborhttp://www.blogger.com/profile/03373700369403710874noreply@blogger.com2tag:blogger.com,1999:blog-3828360.post-1097504744047457542004-10-11T17:53:00.000+03:302004-10-11T18:00:11.020+03:30Spread Your WingsJust Watching The Show,Over And Over Again...
Masoud Borborhttp://www.blogger.com/profile/03373700369403710874noreply@blogger.com0