tag:blogger.com,1999:blog-35778182009-07-17T06:18:54.546+04:30آخرين قدمهاي يک محکوم به مرگabout me,myself...suratgarhttp://www.blogger.com/profile/04781994659840285183mani.suratgar@gmail.comBlogger385125tag:blogger.com,1999:blog-3577818.post-37941860890451848832009-07-17T06:18:00.001+04:302009-07-17T06:18:55.325+04:30خوب فکر کنم با دوستان قراره بریم نماز جمعه<br>امیدوارم اتفاق بدی نیوفته<br>یه وصیت نامه سیاسی طنز هم داشتم که فعلا خسته تر از اونم که بنویسمش<br> <div class="blogger-post-footer"><img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3577818-3794186089045184883?l=cheshmhayash.blogspot.com'/></div>suratgarhttp://www.blogger.com/profile/04781994659840285183mani.suratgar@gmail.com0tag:blogger.com,1999:blog-3577818.post-53464555891605624732009-07-16T04:07:00.002+04:302009-07-16T04:18:28.685+04:30<div dir="rtl" style="text-align: right;">کاش حرفی برای زدن داشتم<br />این روزها خیلی زیاد به زلزله فکر می کنم ،دقیقا و بیشتر از قبل ، از روزی که تهران انار ندارد رو دیدم<br /> <span style="font-style: italic;">60% از مردم در دم می میرند و بقیه آرزوی مرگ می کنند"</span><br />این همه دل سوخته تو این شهر، حتما خیلی هاشون آرزوی مرگ می کنن<br />این روزها برای من روزها خاموشی است روزهای صبر کردن و بی امیدی به آینده شب رو به صبح رسوندن<br />فقط کاش امید های زیادی که گوشه دلم جاخوش کردن می تونستن خودشونو نشون بدن<br />کاش جرات کتک خوردن داشتم<br />کاش هیچ مادری مثل مادر ژیلا و شیوا وقتی از بچه اش حرف می زنه بغضش نگیره<br />کاش هیچ زندان و دیواری نباشه<br />هیچ سقوطی نباشه...<br /><embed src="http://www.4shared.com/embed/37544246/be76af63" width="420" height="250" allowscriptaccess="always"></embed><br />I pray you’ll be our eyes,<br />and watch us where we go<br />And help us to be wise,<br />in times when we don’t know<br />Let this be our prayer,<br />when we lose our way<br />Lead us to the place,<br />guide us with your grace<br />To a place where we’ll be safe.<br />La luce che tu dai<br />I pray we’ll find your light<br />Nel cuore resterà<br />And hold it in our hearts<br />A ricordarci che<br />When stars go out each night<br />L’eterna stella sei<br />Nella mia preghiera<br />Let this be our prayer<br />Quanta fede c’è<br />When shadows fill our day<br />Lead us to a place<br />Guide us with your grace<br /><br />Give us faith so we’ll be safe<br /><span style="font-weight: bold; color: rgb(0, 153, 0);">Sognamo un mondo senza più violenza<br /><br /> Un mondo di giustizia e di speranza<br /><br /> Ognuno dia la mano al suo vicino<br /><br /> Simbolo di pace e di fraternità</span><br /><br />La forza che ci dia<br />We ask that life be kind<br />È il desiderio che<br />And watch us from above<br />Ognuno trovi amor<br />We hope each soul will find<br />Intorno e dentro a sè<br />Another soul to love<br />Let this be our prayer<br />Let this be our prayer<br />Just like every child<br />Just like every child<br /><br />Need to find a place,<br />guide us with your grace<br />Give us faith so we’ll be safe<br />E la fede che<br />Hai acceso in noi<br /><span style="font-weight: bold; color: rgb(0, 153, 0);">Sento che ci salverà </span><br /><br /></div><div class="blogger-post-footer"><img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3577818-5346455589160562473?l=cheshmhayash.blogspot.com'/></div>suratgarhttp://www.blogger.com/profile/04781994659840285183mani.suratgar@gmail.com0tag:blogger.com,1999:blog-3577818.post-66195956970075215482009-07-03T05:23:00.002+04:302009-07-03T05:49:31.579+04:30سبزززمیدونی مشکل ما چیه<br />ما همیشه وقتی تاریخ و خوندیم که سر و تهش معلوم بوده یعنی میدونستیم عاقبت و سرانجام کار چی شده<br />ولی هیچ وقت وسط تاریخ نبودیم یا شایدم هیچ وقت به اندازه امروز دلمون نمی خواست بدونیم سرانجام کار چی میشه<br /> الان می فهمم که از مرداد 32 تا بهمن 57 حتما هزار قرن گذشته برای اونایی که دیگه دیکتاتوری نمی خواستن<br />و چقدر زود آرزوهاشون بر باد رفت<br /><br />تو این روزا خیلی زیاد به کسایی فکر می کنم که تو این سالها از دست رفتن و مردن<br /> همش فکر میکنم اگر فلانی بود چیکار می کرد<br />اگر خسرو شکیبایی بود حتما بخاطر سبز های غط و غلیظی که گفته الان زندان بود<br />یا مثلا قیصر ، قیصر امین پور واسه این روزای ما چی می گفت<br />و خیلی های دیگه<div class="blogger-post-footer"><img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3577818-6619595697007521548?l=cheshmhayash.blogspot.com'/></div>suratgarhttp://www.blogger.com/profile/04781994659840285183mani.suratgar@gmail.com0tag:blogger.com,1999:blog-3577818.post-49880721175544800992009-06-29T02:10:00.001+04:302009-06-29T02:10:29.730+04:30بیانیهی جمعی از وبلاگنویسان در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری و وقایع پس از آن<h2></h2><div class="entry"> <div class="snap_preview"><p dir="rtl">۱) ما، گروهی از وبلاگنویسان ایرانی، برخوردهای خشونتآمیز و سرکوبگرانهی حکومت ایران در مواجهه با راهپیماییها و گردهمآییهای مسالمتآمیز و بهحق مردم ایران را به شدت محکوم میکنیم و از مقامات و مسوولان حکومتی میخواهیم تا اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را -که بیان میدارد «تشكيل اجتماعات و راه پيمايیها، بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد، آزاد است» رعایت کنند. </p> <p dir="rtl">۲) ما قانون شکنیهای پیشآمده در انتخابات ریاست جمهوری و وقایع غمانگیز پس از آن را آفتی بزرگ بر جمهوریت نظام میدانیم و با توجه به شواهد و دلایل متعددی که برخی از نامزدهای محترم و دیگران ارائه دادهاند، تخلفهای عمده و بیسابقهی انتخاباتی را محرز دانسته، خواستار ابطال نتایج و برگزاریی مجدد انتخابات هستیم. </p> <p dir="rtl">۳) حرکتهایی چون اخراج خبرنگاران خارجی و دستگیری روزنامهنگاران داخلی، سانسور اخبار و وارونه جلوه دادن آنها، قطع شبکهی پیام کوتاه و فیلترینگ شدید اینترنت نمیتواند صدای مردم ایران را خاموش کند که تاریکی و خفقان ابدی نخواهد بود. ما حکومت ایران را به شفافیت و تعامل دوستانه با مردم آن سرزمین دعوت کرده، امید داریم در آینده شکاف عظیم بین مردم و حکومت کمتر شود. </p> <p dir="rtl">پنجم تیرماه ۱۳۸۸ خورشیدی<br>بخشی از جامعهی بزرگ وبلاگنویسان ایرانی</p> </div> </div> <div class="blogger-post-footer"><img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3577818-4988072117554480099?l=cheshmhayash.blogspot.com'/></div>suratgarhttp://www.blogger.com/profile/04781994659840285183mani.suratgar@gmail.com0tag:blogger.com,1999:blog-3577818.post-88811025818262507402009-06-20T03:04:00.000+04:302009-06-20T03:05:12.191+04:30ما ازین خیابونا نتیجه گرفتیمنمی دونم کی قراره بشینم حسابی راجع به روزا بنویسم<br>همیشه اینجا می نوشتم برای اینکه یادم نره چه اتفاقایی برام افتاده ولی مگه میتونم این روزا رو فراموش کنم؟<br>یک ماه پیش بود حدودا قسمت آخر پریزن داشتم می دیدم برای مردن مایکل داشتم گریه می کردم خدا خودش شاهده که چقدر خوشحال بودم تنها مشکل زندگیم مردن یه کاراکتر تلویزیونیه<br> خیلی شبا وقتی روی تخت عزیزم میخوابیدم برای اینکه سقف بالا سرمه تحت شکنجه نیستم و راحت نفسم بالا و پایین میره شکر کردم<br>همیشه به این خدا می گفتم من و هیچ وقت اسیر مشکلای بزرگ نکن من ظرفیتش و ندارم<br>و حالا یک هفته گذشته<br> پراز بغض ، ناراحتی ، عصبانیت<br>وقتی عصبانیم میگم میرم فلان کار انجام میدم توی تظاهرات اینکار و می کنم<br>و وقتی نا امیدم به فکر مهاجرت میوفتم<br>چون واقعاااا حاضر نیستم توی مملکت گهیی که اینا نماینده اش باشن زندگی کنم<br> این روزا چه سخت گذشت الان میبینم که ما هم فرقی با خیلی از کشورایی که تا الان توی تلویزیون میدیدم نداریم<br>داریم به کجا میریم<br>خدایا چه نقشه ای تو سرته؟<br>یا این بار ما داریم برات اسپویل می دیم؟؟<br>در عرض یک هفته دغدغه های خیلی هامون عوض شد چهره مون عوض شد دستبند سبزمون ازمون جدا نمیشه لباس تیره می پوشیم<br> دلم می خواد یه وقتی که اوضاع آروم و خوب بود برگردم دوباره همه عکسها و فیلمها و موزیک هایی که تو این روزا گذاشتیم تو فیس بوک و ببینم و یادم بمونه این هفته هر روزش هر روزش یک برگ از تاریخ بود<br>داریم تاریخ می نویسیم <br> خدا کنه آخرش هممون لبختند بزنیم<br>فردا فردا روز مهمیه<br>روزیه که باید کاری کنیم صدای انقلاب سبزمون رو بشوند<br>تا یادشون بیاد دیکتاتورهای قبلی هم تا قبل از سقوطشون مثل اینا انقدر مطمئن بودن<br>میدونین تقصیر خودتون بود چیزایی که تو کتابای درسی نوشتین و ما مجبور بودیم یاد بگیریم اینا رو به ما یاد داد<br> کی باورش میشه ما یک شبه از آدمایی سرشار از امید و شادی تبدیل به افسرده ترین و ناراحت ترین آذمها بشیم<img title="IMG_2002.jpg" alt="IMG_2002.jpg" src="cid:ii_121faa5f7fb9db50" width="420" height="315"><br><br><br>دلم می خواد خواب های صبح شنبه بعد از انتخاباتمو بنویسم تا یادم نره <br> خواب دیدم یه جایی هستم که فکر می کنم اسراییله آفتابی با همون تپه ها .. دم یه ماشین وایسادم یه آدمی که میدونم نباید منو بشناسه منو میبینه تا بیام فرار کنم دستگیرم کرده منو برد توی یه خونه می خواد بهم تجاوز کنه وقتی می خوام فرار کنم دیوار انقد بلندن که نمی تونم ازشون بالا برم توی یه زندان گرفتار شده بودم و باید تحمل می کردم<br> بعد هم خواب دیدم که کسی بهم می گه گرداننده اصلی این اتفاقا 3 تا حسین بودن! حسین شریعتمداری حسین درخشان و یکی دیگه که یادم نمیاد:)<br>آهنگ های این روزا مطمئنن هیچ وقت بیادم نمیره حتما هر وقت دیگه ای اگر زنده باشم و گوششون کنم بوی این روزا رو حس می کنم <br> <div class="blogger-post-footer"><img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3577818-8881102581826250740?l=cheshmhayash.blogspot.com'/></div>suratgarhttp://www.blogger.com/profile/04781994659840285183mani.suratgar@gmail.com0tag:blogger.com,1999:blog-3577818.post-80116908634772404282009-06-13T11:51:00.001+04:302009-06-13T11:51:24.755+04:30cheatیه منطق ساده رو در نظر بگیرین<br>کسی که میدونه با رای بالا پیروزه هیچ وقت توی مناظره ها هاراگیری نمی کنه و همه رو با خودش دشمن نمی کنه<br>کسی که میدونه پیروزه هیچ وقت نمیگه من تنهام و در برابر 3 نفر قرار دارم<br>کسی که میدونه پیروزه به ستاد رقیب حمله نمی کنه<br> کسی که میدونه پیروزه اس ام اس ها رو قطع نمی کنه<br>از همه مهم تر کسی که میدونه پیروزه قیافه یه شکست خورده رو موقع رای دادن نداره<br><br>نمی دونم این کاسه صبر که لبریز بشه چه اتفاقی میوفته<br> <div class="blogger-post-footer"><img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3577818-8011690863477240428?l=cheshmhayash.blogspot.com'/></div>suratgarhttp://www.blogger.com/profile/04781994659840285183mani.suratgar@gmail.com0tag:blogger.com,1999:blog-3577818.post-1264004326644558432009-06-13T02:43:00.001+04:302009-06-13T02:43:26.811+04:30یعنی در مزر سکته ام<br>حالم بده<br>بعد از خوشحالی از این که فکر کردم موسوی برنده اس ، الان خبرهای بدی داره میرسه<br>امشب هم مثه دیشب خواب ندارم<br>منتظرم<br> <div class="blogger-post-footer"><img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3577818-126400432664455843?l=cheshmhayash.blogspot.com'/></div>suratgarhttp://www.blogger.com/profile/04781994659840285183mani.suratgar@gmail.com0tag:blogger.com,1999:blog-3577818.post-29916140609996299282009-06-10T04:15:00.001+04:302009-06-10T04:15:23.656+04:30go greenدرسته خیلی از حرفها رو توی فیس بوک و توییتر می نویسم و شاید حس لحظه ایم از بین میره ولی هیچ جا امن تر از اینجا برام نیست <br>این روزها فراموش نشدنین اتفاقی که داره میوفته باور نکردنیه هر شب از 12 به بعد تازه ترافیک تو تهران شروع میشه مردمی که ریختن تو خیابونا و مشغول شادی کردن و بوغ زدن هستن 95% هم طرفدار میر حسینن این 5 درصد تقریبا با ارفاق کنم گفتم! <br> <br>روز دوشنبه که فوق العاده بود قرار بود زنجیر انسانی باشه ولی جمعینی ده ها برابر اومده بودند حتی تصورشم نمی تونستم بکنم ماشینو بغل ایستگاه اتوبوس پارک وی پارک کردم و رفتم اول یه 300 نفری بودن ولی مرتب جمعیت اضافه می شد خیلی جالب بود<br> بخصوص که از هر قشری می تونستین اونجا آدم ببینین<br><br>این روزها دیگه بحث اصلی همه جا موضوع انتخابات و حرفهای ا.ن و ایناست با هیجان شعار و چرت و پرتهاشو برای هم تعریف می کنن و میخندن<br>ولی راستش من حرصم می گیره و گاهی اوقات گریه ام میگیره از این حرفها<br> تو این 4 سال این ملت کجا بودن<br>به قول اون جوکه که اینا که شما بهش می خندین واسه ما خاطره اس<br>البته از نوع دردناکش<br><br>این روزها هزار بار یه چیزیو می نویسمو و پاک می کنم اختیار کلمات از دستم خارج شده <br>اعصابمو این آدمهایی که میگن اینا همشون سر و ته کرباسن و اینا بازیه و گول نخورین خورد میکنن آخه مثلا خاتمی با ا.ن یکین؟؟<br> چرا چرند میگین کاش اندکی جرات داشتم زیر مطلبشون تو فیس بوک اینو می نوشتم<br>دلم می خواد روزها بگذره دیگه هیچ وقت این 4 سال یادم نیاد ، یادم نیاد که همچین آدمی 4 سال رییس جمهور بود و کسی چیزی نگفت (منظورم از کسی مسئولای حکومتن) کاش بشه فراموش کرد<br> <br>وقتی بچه ها رو می بینم که دارن با چه ذوقی پوستر پخش میکنن در حالیکه نمی تونن رای بدن یاد خودم میوفتم 12 سال پیش- چقد زود گذشت- سر همین کوچه نبوی وقتی از مدرسه میومدیم شروع می کردیم به ماشینا پوستر خاتمی دادن تکون دادن پوستر خاتمی حتی بچه ها مون عکس امام از بالای تخته برداشته بودن عکس خاتمیو زده بودن! البته بعدش کلی دعوامون کردن<br> <br>آستانه تحملم به زیر صفر رسیده کوچکترین چیزی میتونه تا سرحد مرگ عصبانیم کنه و این برای من که در بدترین شرایط هم روحیه مو حفظ میکنم عذاب آوره استرس و فشارهای این چند روز خیلی تاثیر داشته سخته دیگه این مردک و تحمل کردن از اون بدتر طرفداراشن بابا لجباز نباشین میدونم سخته قبول اشتباه ولی...<br> <br>این چند شب باحال ترین چیز اینه که همه اکثرا باهم خوبن یعنی اگه ماشین احمدی نژادی اگه رد میشه نهایتا ملت هوش میکنن کسی دعوا نمیکنه تازه تو محل حتی یه دونه پلیس و انتظاماتم وجود نداره ولی دیشب که لحظاتی ساعت 3 نصفه شب توی ترافیک وحشتناک ولیعصر گیر افتادیم ترسیدم کاملا یه هرج و مرج حسابی بود جمعیت یه خورده قاطی بودن و موتور سوارا هم از هر طرف می رفتن و میومدن کلی ها هم فکر کنم حسابی خورده بودن و حال طبیعی نداشتن ترسناک بود<br> اگر سالهای طلایی زندگی آدم ، اون سالهایی که آینده تو میسازی 22 تا 26 سالگی باشه من از دستش دادم:(<br><br>یه دوست از استرالیا اومده پریروز توی شلوغی سر تجریش به زور همدیگرو پیدا کردیم و چون ساعت به وقت سیدنی 2 نصفه شب بود گفت اگر میشه من چند تا قهوه بخورم که بیدار بمونم یه یک ساعتی باهم بودیم و من باز هم آرزو کردم چی میشد اگه انگلیسی و مثه بلبل حرف میزدم! الان که اوضام خرابتر هم شده چون با ایتالیایی حسابی قر و قاطی کردم:) الانم ، فکر کن ساعت 3 صبح میگه من تو میدون تجریش گیر کردم کافه ای کافی نتی میشناسی من برم! <br> <br>امتحانا هم شروع شده و یکشنبه امتحان بیان شفاهی دارم و طبق معمول مثه ریگ دارم وقت می کشم <br><br>راستی گفتم با یه موتور تصادف کردم؟ آره تا اومدم در ماشین و باز کنم یکدفعه محکم خورد به موتوریه و چراغشو و اینا شکست حالا موتورشم به یه نیسانی که تو خیابون داشت رد میشد گیر کرده بود مرتیکه راننده نیسان اومده بود پایین با من داشت دعوا میکرد و داد میزد حالا خود موتوریه هیچی نمی گفت تا آخر سرم در این وضعیت بی پولی شدید 32 هزار تومن بهش پول دادم.<br> فکر کنم دوستم چشمم زد:)) آخه باهم رفتیم پارک بعد از 4 ماه که همدیگرو ندیده بودیم شروع کرد به تعریف کردن که چه گندهایی زده که یه مامور اداره اماکن نزدیک بوده بهش تجاوز کنه و دوست پسر 5 سال کوچکتر از خودش پیدا کرده و کلی پول بهش قرض داده و خلاصه فکر کنم حس کرد که من خیلی خوشبختم و راحت زندگی می کنم:))هی تعریف کرد از من...<br> <br>مانتو خریدم هرچند که ازش خوشم نمیاد یعنی کلا از مانتو خوشم نمیاد هیچ مانتویی بهم نمیاد که چی یه دست لباس، زیر بپوشی یه دست رو ، چادر راحت تر از مانتوئه:))لااقل یه خورده باد می خوری:) <br> <div class="blogger-post-footer"><img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3577818-2991614060999629928?l=cheshmhayash.blogspot.com'/></div>suratgarhttp://www.blogger.com/profile/04781994659840285183mani.suratgar@gmail.com0tag:blogger.com,1999:blog-3577818.post-51503675185870105222009-06-03T12:48:00.000+04:302009-06-03T12:49:21.694+04:30election no.1می دونین یکی از بزرگترین پرسشهایی که همش تو ذهن من تکرار میشه اینه که:<br>گیرم که برنامه های کروبی برای زنان ، بهترین باشه<br>ولی آخه اون ماجراهای صیغه کردن زنان شهید پس چی میشه؟<br><br>اینو نمی خواستم بنویسم ولی کروبی برای من مثه مردای هیزی می مونه که طرفدار حقوق زنانند:)<br> <div class="blogger-post-footer"><img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3577818-5150367518587010522?l=cheshmhayash.blogspot.com'/></div>suratgarhttp://www.blogger.com/profile/04781994659840285183mani.suratgar@gmail.com0tag:blogger.com,1999:blog-3577818.post-43758970341661887422009-05-31T17:03:00.001+04:302009-05-31T17:03:21.493+04:30امروز خواب الکسی و دیدم:)<br>تازه زیر دوش بود که یادم اومد<br>یادم اومد که باهاش انگلیسی حرف زدم و حتی تو خوابم موقع ایتالیایی حرف زدن باید قبلش فکر می کردم!!<br>چقدر خوب<br>عاشق این خواباییم هستم که انرژی مثبت بهم میده <br> <div class="blogger-post-footer"><img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3577818-4375897034166188742?l=cheshmhayash.blogspot.com'/></div>suratgarhttp://www.blogger.com/profile/04781994659840285183mani.suratgar@gmail.com0tag:blogger.com,1999:blog-3577818.post-58884835444773949312009-05-28T22:06:00.002+04:302009-05-29T13:35:56.595+04:30RIPقسمتهای باقیمونده پریزن و الان دیدم و با اینکه قبلا ونت روث میلر توی تویترش داستانو لو داده بود ولی نمی دونم چرا اشکهام بند نمیاد<br />مایکل بیچاره<img title="Prison_Break_S03E01129.jpg" alt="Prison_Break_S03E01129.jpg" src="http://www.prisonbreakmanhunt.com/pictures/19708-1/Prison_Break_S03E01129.jpg" /><div class="blogger-post-footer"><img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3577818-5888483544477394931?l=cheshmhayash.blogspot.com'/></div>suratgarhttp://www.blogger.com/profile/04781994659840285183mani.suratgar@gmail.com0tag:blogger.com,1999:blog-3577818.post-48546104719486726582009-05-28T13:00:00.003+04:302009-05-28T13:04:33.420+04:30pep2برای همین <a href="http://jehanevarzesh.com/world.news.php?news_id=746">چیزاس</a> که از قدیم دوستت داشتم حتی اون موقع که خیلی ها فراموشت کرده بودن<br /><object width="445" height="364"><param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/ArH4Pjk2mbY&hl=en&fs=1&border=1"></param><param name="allowFullScreen" value="true"></param><param name="allowscriptaccess" value="always"></param><embed src="http://www.youtube.com/v/ArH4Pjk2mbY&hl=en&fs=1&border=1" type="application/x-shockwave-flash" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true" width="445" height="364"></embed></object><div class="blogger-post-footer"><img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3577818-4854610471948672658?l=cheshmhayash.blogspot.com'/></div>suratgarhttp://www.blogger.com/profile/04781994659840285183mani.suratgar@gmail.com1tag:blogger.com,1999:blog-3577818.post-40453699663079007592009-05-22T16:25:00.000+04:302009-05-22T16:26:20.603+04:30من به بعضی آدمها و کارهاشون وسواس دارم<br>من با اینکه از آدمهای خسیس بدم میاد ولی گاهی اوقات خودم دلم نمی خواد بعضی چیزامو به دیگران بدم<br>در کنار کتاب ها و مجله هام<br>مهمترین چیزی که معمولا دلم نمی خواد با کسی شیرش کنم موزیک هایی که کشف می کنم!!<br> بعضی ها آخه موقع گوش کردن آهنگی که با هزار عشق پیداش کردی چنان بی تفاوتن و یا انگار دارن مثلا آهنگ کامران هومن گوش میدن<br>خوب آدم دلش نمی خواد خوشی هاشو و لذتهایی که از یه آهنگش می بره با هر کسی تقسیم کنه<br>نتیجه این میشه که وقتی ازت (با احمقانه ترین سئوال ممکن) می پرسن چیا گوش میدی <br> تو هم نهایتا یه آهنگ معمولی از یه خواننده معمولی رو می کنی و اصلا بروی خودت نمیاری که یه گنجینه هم تو فولدر های موزیکت داری که نمی خوای رو کنی!!<br>تازه فکر کن طرف بعدش بدون اینکه اجازه بگیره هندزفری منو گذاشت تو گوشهای چندششش:(((<br> کلی الکلی و ضد عفونیش کردم گوشی های هندز فریمو ولی بازم چندشم میشه تو گوشم میزارمشون<br> <div class="blogger-post-footer"><img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3577818-4045369966307900759?l=cheshmhayash.blogspot.com'/></div>suratgarhttp://www.blogger.com/profile/04781994659840285183mani.suratgar@gmail.com1tag:blogger.com,1999:blog-3577818.post-90461493735288926192009-05-15T05:36:00.003+04:302009-05-15T05:41:59.613+04:30some music<div dir="rtl" style="text-align: right;">این چند روز به آشنایی من با چند آدم تازه گذشت<br />که لحظه های خوبی برام درست کردند<br /><a href="http://www.youtube.com/watch?v=31zx9AApn3c">povia:Luca era gay</a><br />که یه جاهاییش گریه ام می گرفت<br /><br />و وقتی داشتم گومورا رو می دیدم که هنوز البته نتونستم کامل ببینمش بسکه ناراحت کننده است عاشق یکی از صحنه های فیلم شدم که دو تا پسر فیلم مواد دزدیدن و حالا آهنگ گذاشتن و خوشحالن یه ذره گشتم فهمیدم خواننده اش آلسیو هستش و محض رضای خدا از دیروز تا حالا هر چی <a href="http://www.youtube.com/watch?v=ktJPlWf1yh4">این آهنگ</a> و گوش کردم نتونستم آهنگشو یاد بگیرم ناپلی حرف زدن کار هر کسی نیست که!<br /><br />و امشب که داشتم یورو ویژن نگاه می کردم در کنار خیلی از اجراهای قشنگ از نماینده نروژ خیلی خوشم اومد<br />الکساندر ریبک<br /><object width="560" height="340"><param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/-8JRtGMBUz0&hl=en&fs=1"></param><param name="allowFullScreen" value="true"></param><param name="allowscriptaccess" value="always"></param><embed src="http://www.youtube.com/v/-8JRtGMBUz0&hl=en&fs=1" type="application/x-shockwave-flash" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true" width="560" height="340"></embed></object><br /></div><div class="blogger-post-footer"><img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3577818-9046149373528892619?l=cheshmhayash.blogspot.com'/></div>suratgarhttp://www.blogger.com/profile/04781994659840285183mani.suratgar@gmail.com1tag:blogger.com,1999:blog-3577818.post-19708992565247290152009-05-11T02:58:00.001+04:302009-05-11T02:58:25.505+04:30link hug meخوب الان دی وی دی های پریزن بریکم تموم شد تا قسمت 16 سیزن 4<br>قلبم الان تقریبا فشرده است و چشمام اشکین! <br>حسابی معتاد شدم نمی دونم چیکار کنم تا بتونم بقیه قسمتهاشو ببینم<br>انقدر رو اعصاب و روانم تاثیر ناخود آگاه گذاشته که امروز بعد از ظهر که خوابیده بودم همش داشتم یه خوابایی می دیدم که لینک توش بود چقدرم اعصاب خورد کن بود...انقد نشستم این سریالها رو دیدم که خوابهامم به انگلیسی میبینم:)<br> امیدوارم خوابم یادم بمونه چون نمی تونم اینجا بنویسمش<br><br>امشب که پریزن تموم شد دلم می خواست یه خورده آهنگ گوش کنم تو فولدرهای مدیای پلیر همین طوری یه آهنگی و زدم و اول یه ذره چندش ولی بعد هجوم اتفاقات که تو ذهنم پر شد<br> آهنگ دی جی مریم بود! اولش یاد این افتادم که با دو سه تا از بچه های دانشگاه تو ماشین بودم مهدی که راننده بود خیلی تند میرفت و این آهنگ با صدای بلند پخش میشد توی چمران بود بعد رفتیم یه جا توی کوه های درکه اوین بعد حرف زدن ها و بعد سارا که بد جوری روی سنگ ها خورد زمین و خون بود که از چونه اش میریخت...<br> اتفاق بعدی که یادم افتاد این بود که دی جی مریم توی انتخابات قبلی توی یه ورزشگاه توی رشت خوندش<br>کابوس انتخابات مثه یه هیولا داره نزدیک و نزدیک تر میشه واقعا تحمل ا.ن کار حضرت فیله ولی میترسم با این اوضاع میر حسین و بقیه که باعث دلسردی شدیدن که نتیجه اش این میشه که خیلیها اصلا رای ندن و دوباره مردک میاد سرکار<br> آخه چرا یه آدم حسابی تو این مملکت پیدا نمیشه؟<br>چند روز تعطیل بودم بخاطر کنکور ارشد و همش و نشستم پای کامپیوتر<br>دلم میخواد زمان کش میومد و من ورزش میکردم فقط بدم میاد برای ورزش کردن برم بیرون هم دود بخورم هم پام تو چاله چوله ها بپیچه هم نگاه مضخرف عمله ها رو تحمل کنم آخه لعنتی توی حیاطمونم آسایش نداریم این لرهای بغلی زوم میکنن روی حیاط ما، نمیشه با یه اعصاب راحت دوچرخه سواریتو بکنی<br> نصرت کریمی جان آخه چرا اون خونه فوق العاده تو به اینا فروختی؟؟<br><br> <div class="blogger-post-footer"><img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3577818-1970899256524729015?l=cheshmhayash.blogspot.com'/></div>suratgarhttp://www.blogger.com/profile/04781994659840285183mani.suratgar@gmail.com0tag:blogger.com,1999:blog-3577818.post-56737351342902531072009-05-01T02:30:00.002+04:302009-05-01T02:38:44.833+04:30اردیبهشت881. چقدر بارون خوبه مرسی مرسی<br />بازم چقدر بارون خوبه حتی اگر زیر زمینمون پر آب شده باشه<br />البته امیدوارم واسه کسی دردسر درست نشه<br /><br />2. این گوگل تم " هوشمنده؟! آخه مال من استگاه اتوبوسه و کاملا با هوای تهران منطبقه هر وقت داره بارون میاد ، بارونی میشه حتی امروز صبح که هوا یه خورده مه آلود بود صفحه جی میل مه آلود بود!<br /><br />3.برای خیلی از آدمها مثل من روزهای خوب و پر انرژی معمولا روزهایی هستن که هوا خوب باشه بعد فکر کنین با این حس خوب میرین بیرون بعد می بینین که مامورهای سد معبر شهرداری ریختن و بساط مردی که داره نخود پاک کرده می فروشه رو با لگد میزنن پرت میکنن وسط خیابون بعدش مرده به طرز جگر خراشی گریه میکنه و میگه حالا چرا زدی زیر بساطم؟ من از این راه نون زن و بچه ام و در میاوردم... این شهرداری که این همه برای مردم سد معبر ایجاد میکنه و نمی تونه 4 تا محل درست کنه که این دست فروشها برن اونجا بساط کنن که این طوری به روز مردم گند نزنه<br /> در ضمن دقت کردین که تو این مملکت هر کی یه ذره قدرت پیدا میکنه سعی میکنه به وحشیانه ترین شکل ممکن حال دیگران و بگیره؟ از مدیر و مسئولش بگیرین تا این مامورا<br /><br />4. یه جوریم نمی دونم چطوری توضیحش بدم یه جور غم مومور کننده که البته آخرش خنده ات میگیره!!! همون نوستول خودمون<br /><br />5.ماشین و دادم صاف کاری 190 تومنم به باد فنا رفت الهی بمیرم برای پولهای زحمت کشیم:)<br /><br />6.لاست و تموم کردم و پریزن بریک میبینم هیکلم شبیه صندلی شده ! انقد نشستم<br /><br />7.این روزها همش به پول فکر می کنم<br />و آرزومه برای یک بار هم که شده تابستونم شبیه اون چیزی که می خوام بشه<div class="blogger-post-footer"><img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3577818-5673735134290253107?l=cheshmhayash.blogspot.com'/></div>suratgarhttp://www.blogger.com/profile/04781994659840285183mani.suratgar@gmail.com0tag:blogger.com,1999:blog-3577818.post-6068411670385239742009-04-26T20:03:00.001+04:302009-04-26T20:03:56.563+04:30آبیتهخوب با یک واقعا معجزه ما قهرمان شدیم<br>مسلما این قهرمانی نه از طرح و برنامه سرمربی و نه از مدیریت درست و حسابی میاد<br>این قهرمانی فقط برای شاد کردن ماست!!<br>و فکر کنم دلیل اصلی قهرمانی استقلال اینه که من بازیشو ندیدم! چون همون اول بازی انقد در حال حرص خوردن بودم و فاز منفی داشتم که ترجیح دادم این 90 دقیقه رو از زندگیم حذف کنم:)) و خوابیدم<br> دقیقه 93:36 ثانیه از خواب بیدار شدم! که دیگه چند ثانیه مونده بودیم قهرمان شیم<br>فقط طبق محاسبات هر وقت استقلال قهرمان میشه پوونتوسم باید قهرمان شه امیدوارم محاسبات درست از آب دراد<br> <div class="blogger-post-footer"><img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3577818-606841167038523974?l=cheshmhayash.blogspot.com'/></div>suratgarhttp://www.blogger.com/profile/04781994659840285183mani.suratgar@gmail.com0tag:blogger.com,1999:blog-3577818.post-19842185943352799282009-04-20T02:37:00.000+04:302009-04-20T02:38:10.720+04:30انگار یکی قلبمو فشار میده<br>سیزن 3 لاست تموم شد<br>نمی تونم تحمل کنم اسیر بودنشونو<br>فردا صبح کلاس دارم ولی نمی دونم چرا خوابم نمی بره<br><br> <div class="blogger-post-footer"><img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3577818-1984218594335279928?l=cheshmhayash.blogspot.com'/></div>suratgarhttp://www.blogger.com/profile/04781994659840285183mani.suratgar@gmail.com1tag:blogger.com,1999:blog-3577818.post-25382302583407079242009-04-16T15:56:00.001+04:302009-04-16T16:13:00.202+04:30<div>انقد که همه خونه های قدیمی رو دارن خراب میکنن من چند وقته هر جا خونه قدیمی و باغ می بینم ازش عکس می گیرم تا بعدم یادم باشه چه خونه هایی رو از دست دادیم<br />این چند روز که هوا باحال شده و بارون گلها هم حسابی در اومدن ، بین دو تا کلاسم رفتم توی کوچه پس کوچه ها از خونه ها عکس گرفتم اینم یکیشونه<br /><img id="BLOGGER_PHOTO_ID_5325253312450567426" style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; HEIGHT: 240px; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_DWyLLDieomA/SecZrFuWnQI/AAAAAAAAANQ/WpwymDhxHc0/s320/IMG_1350.JPG" border="0" /><br /><br />بالاخره هم مفتی این لاست و گیر آوردم و دارم میبینم درگیر شدیم دیگه حسابی البته به نظرم سیزن 1 باحالتر از سیزن دو بود<br /><br />کاش زمان کش میومد به شدت وقت کم میارم باید درس بخونم ورزش کنم لاست ببینم اینترنت و ...<br />همش هم وقت کم میاد<br />توی عید یکی از معدود کارهای بدرد خوری که کردم این بود که رفتم مرکز شهر تهران قدیم جایی که قشنگی هاش مسلما فقط تو خلوتی عید دیده میشه<br />حالا فیلمشو آپلود میکنم<br /><br />دلم پول می خواد پول زیاددد </div><div class="blogger-post-footer"><img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3577818-2538230258340707924?l=cheshmhayash.blogspot.com'/></div>suratgarhttp://www.blogger.com/profile/04781994659840285183mani.suratgar@gmail.com0tag:blogger.com,1999:blog-3577818.post-83479785693176709702009-04-13T01:27:00.001+04:302009-04-13T01:27:40.109+04:30I lost in " LOST"<br> <div class="blogger-post-footer"><img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3577818-8347978569317670970?l=cheshmhayash.blogspot.com'/></div>suratgarhttp://www.blogger.com/profile/04781994659840285183mani.suratgar@gmail.com0tag:blogger.com,1999:blog-3577818.post-66506474976162151672009-04-08T04:59:00.001+04:302009-04-08T04:59:53.896+04:30honey i miss you<br>really<br> <div class="blogger-post-footer"><img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3577818-6650647497616215167?l=cheshmhayash.blogspot.com'/></div>suratgarhttp://www.blogger.com/profile/04781994659840285183mani.suratgar@gmail.com0tag:blogger.com,1999:blog-3577818.post-58305663337666711352009-03-21T17:07:00.002+03:302009-03-21T17:13:06.375+03:30first after new year<a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://3.bp.blogspot.com/_DWyLLDieomA/ScTuzoD2cSI/AAAAAAAAANA/BoImbIgI38U/s1600-h/3372846624_1a0c811197_o.jpg"><img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 320px; height: 180px;" src="http://3.bp.blogspot.com/_DWyLLDieomA/ScTuzoD2cSI/AAAAAAAAANA/BoImbIgI38U/s320/3372846624_1a0c811197_o.jpg" border="0" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5315636030898336034" /></a><br /><p>الان روز اول فروردین 88 است<br /></p><p>باز هم پیر تر شدم افتادم تو سرازیری زندگی!</p><p>قبل از اینکه این پست و بنویسم یه سری تمام مطالبی که پارسال نوشته بودم و خوندم و برای منی که در بعضی موارد حافظه ام ضعیفه ، خیلی خوب بود چون یادم انداخت</p> <p>:</p><p>پارسال فیلمهای زیادی دیدم و دو تا جشنواره رفتم (در طول جشنواره اون شبی که رفتیم بیرون خیلی خوش گذشت سر فیلم بی پولی)، چندتا تئاتر رفتم که مال دوستم بود و کنسرت محسن یگانه ، عصار ,کنسرت بزرگ پاپ و کر نوری رفتم</p> <p>و البته چند تا تئاتر و کنسرتی که دوست داشتم و نرفتم</p><p>پارسال برای اولین رفتم <a href="http://cheshmhayash.blogspot.com/2009/02/blog-post_12.html" target="_blank">استادیوم </a>(ثبت شد در تاریخ برای همیشه)!</p><p>و همین طور رفتم مجلس</p> <p>کارهای فمنیستی پارسال خوب بودن و فعالتر از سال قبلش برای من بودن</p><p>دو تا مهمون از سایت couch - surfing داشتم یه دوست اسپانیایی که باهاش رفتم خونه امام:))</p><p>و یه دوست آلمانی که هنوزم لحظاتی که باهم گذروندیمو یادمه... اتوبان گردیها !و یکی از بهترین کوه نوردیهای چند سال اخیرم و ...</p> <p>دوستیهایی که تازه در لحظه دیدن همدیگر بوجود میومد</p><p>دوربین خوشگلی خریدن برام! که بی نهایت دوستش دارم </p><p>از کانکشن اینترنتم راضیم در حد بضاعت این مملکت</p><p>دختر عموم و دختر خالم عروسی کردن </p><p>پارسال دو بار احساس مرگ کردم</p> <p>دعواهای زیادی کردم!</p><p>آدمهای خیلی زیادی با ندونم کاری رفتارهای زشت و دور از آدمیتشون اعصابمو خورد کردن</p><p>برای مرورش به ای میلهام رجوع کردم ولی نتونستم دوباره بخونمشون</p><p>امیدوارم از شر اذیت و آزار بعضی از فامیلهامون راحت شم</p> <p>اعصاب خورد کننده ماهها ، ماه هایی بود که کوچه مونو بسته بودن که حتی یادآوریشم ناراحتم میکنه</p><p>تابستون پارسال سخت گذشت برق رفتنهای متوالی واقعا اعصاب برامون نذاشت والبته در حینش جام ملتهای اروپا فوق العاده بود مطمئنا هیچ وقت بازیهای تیم ملی ترکیه ، سویس ، جمهوری چک ، کرواسی و شاید هلند! رو یادم نمیره</p> <p>اومدم سالگرد نبودنت ، یکی از بهترین مراسمهای بزرگداشت تو ایران بود</p><p>همیشه در همین نزدیکی هستی</p><p>آدمهای زیادی پارسال بودن که الان نیستن </p><p>...</p><p>..</p><p>و اما دلم میخواد امسال آخرین سالی باشه که این مردک پیام نوروزی فرستاد هرچند که انصراف خاتمی کاملا باعث شد مردک شانسش در انتخابات به شدت بالا بره</p> <p>یک سری اتفاقات آرام بخش برای این مردم بیوفته انقد فقیر و دست فروش و .. نداشته باشیم انقد بچه از سرما نلرزن تو خیابونا </p><p>تکلیف کلیه کشورهای عربی بی عرضه یک سره بشه و تکلیفشون معلوم بشه تا مسئولهای مملکت یاد بچه های خودمون بیوفتن</p> <p>مرگ و زلزله و سقوط هواپیما این نزدیکی ها نیاد</p><p>و دلم می خواد انقد پول داشته باشم که هیچ آدمی برای پول نتونه بهم زور بگه</p><p>ولی انقد زیاد نباشه که از بچه های شهرم که گرسنه اند و جایی ندارن خجالت بکشم(ترجیح میدم خجالت نکشم تا اینکه به به بعضی آرزوهام برسم)کلا پولداری رو در جمع پولدار دوست دارم نه اینکه من تنها پولدار جمع باشم</p> <p>دلم هوای خوب و زندگی متفاوت میخواد ولی غربت سخت نداشته باشه</p><p>دلم میخواد حالا که افتادم تو سراشیبی زندگی موسیقی یاد بگیرم ، یکی از بزرگترین حسرتهام</p><p>سفر رفتن ، هوش و حواس و تمرکز برای درس خوندن و مریضی نداشتن هیچ کس </p> <p>هم...</p><div class="blogger-post-footer"><img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3577818-5830566333766671135?l=cheshmhayash.blogspot.com'/></div>suratgarhttp://www.blogger.com/profile/04781994659840285183mani.suratgar@gmail.com0tag:blogger.com,1999:blog-3577818.post-84626301954564048422009-03-16T17:43:00.000+03:302009-03-16T17:51:35.935+03:30<p>پنجشننبه ای رفتم کنسرت عصار تکراری بود مثل دفعه قبل البته برای منی که بی نهایت عاشق فواد حجازی ام بد نبود :) البته اگر میذاشتن تمرکز آدم حفظ بشه<br></p><p>من از اون آدمایی هستم که وقتی در اوج هیجان و خوشحالی ، عصبی بشم یه دفعه دپ میزنم و میرم تو خودم ،غمگین می شم</p> <p>دلم میخواد سکوت باشه </p><p>حالا نه خیلی ولی لااقل حواس آدم پرت نشه</p><p>وسط این ماجرا هم سه شنبه پیش علاوه بر اینکه در روز روشن یه دزد صاف اومد خونه خالم اینا و چند تا از وسایلشون و برد ، شوهر خاله مامانم هم فوت کرده بود دانشگاهم داشتم مهمونی هم می خواستم برم:)) خودم موندم چطوری وقت کردم این همه جا برم</p> <p>تازه فرداش هم رفتم بهشت زهرا هم فرودگاه!</p><p>به له شدن اعتقاد دارین؟!</p><p>دیروزم به هوای کفش خریدن رفتیم بیرون سر از باغ گل درآوردیم واسه باغچه مون خرید کردیم </p><p>یکی از کیسه های کود هم صندوق عقب جا نشد گذاشتیمش تو ، تا آخر شب تن من می خارید!!</p> <div class="blogger-post-footer"><img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3577818-8462630195456404842?l=cheshmhayash.blogspot.com'/></div>suratgarhttp://www.blogger.com/profile/04781994659840285183mani.suratgar@gmail.com0tag:blogger.com,1999:blog-3577818.post-50556983557895340402009-03-05T05:41:00.001+03:302009-03-05T05:41:42.919+03:30minority report<p>فکر کنم رقیق ترین احساساتم و موقعی روبروی مانیتور نشستم و دارم تو اینترنت مطلب می خونم، دارم<br></p><p>اگر یه فیلم از خودم بگیرم میبینم که واقعی ترین گریه ها و خنده هامو موقعی که نصفه شب همه خوابن و من دارم مطلب می خونم ، دارم</p> <p>امشب وقتی داشتم مطالب معلم روستای کالو و می خوندم اشکهام بود که سرازیر می شد و نمی دونم چرا و یا موقعی که داشتم کامنتهای مطلب دستگیری ساسی مانکن تو بالاترین و می خوندم و موقعی که <a href="http://www.bozicartoon.com/weblog_page.aspx?id=112">مطلب ژوله</a> رو داشتم می خوندم (اگه شانس مائه که جای آنجلینا جولی اپرا وینفری میاد ایران) کلی خندیدم</p> <p>امروز بالاخره طلسم شکسته شد و رفتم جشنواره فیلم شهر کاش مدتش طولانی تر بود خیلی خوبه</p><p>فیلم برخورد خیلی نزدیک و دیدم اول بگم که اگر می خواین برین پردیس ملت بدونین که برای پارک کردن توی اون بیابون ازتون 2000 تومن پول پارکینگ می گیرن قبلش یه جا هست اونجا پارک کنین بعد هم کلی به تابلو ها اینا توجه کنین تا مثه من برای پیدا کردن سالن شماره 4 توی اون لایبرنت گم نشین</p> <p>رکسانا صابری یک ماهه زندانه</p><p>ساعت نزدیکه 6 صبحه و من روز به شدت شلوغی و در پیش دارم در حالیکه هنوز نخوابیدم!</p> <div class="blogger-post-footer"><img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3577818-5055698355789534040?l=cheshmhayash.blogspot.com'/></div>suratgarhttp://www.blogger.com/profile/04781994659840285183mani.suratgar@gmail.com1tag:blogger.com,1999:blog-3577818.post-17148182296460646852009-02-26T22:24:00.002+03:302009-02-26T22:59:24.149+03:30<div align="right">حسهای مضخرف و اعصاب خورد کن همراه با خبرهای ناراحت کننده این روزها به علاوه درگیری ادامه دار ما دراین محل ، را میشه با این آهنگ کمی ، فقط کمی تعدیل کرد<object width="425" height="344"><param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/0kBazc_KSUY&hl=en&fs=1"></param><param name="allowFullScreen" value="true"></param><param name="allowscriptaccess" value="always"></param><embed src="http://www.youtube.com/v/0kBazc_KSUY&hl=en&fs=1" type="application/x-shockwave-flash" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true" width="425" height="344"></embed></object></div><div class="blogger-post-footer"><img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3577818-1714818229646064685?l=cheshmhayash.blogspot.com'/></div>suratgarhttp://www.blogger.com/profile/04781994659840285183mani.suratgar@gmail.com0