tag:blogger.com,1999:blog-20967294738153158722008-07-14T09:30:39.914+04:30دور روزگارانSyamak Moattarihttp://www.blogger.com/profile/00257298220033512916noreply@blogger.comBlogger357125tag:blogger.com,1999:blog-2096729473815315872.post-8654573648939043052008-07-14T01:52:00.002+04:302008-07-14T09:30:39.945+04:30سوء تفاهم<div align="right"><br /><br />امروز يك مطلب جديد آموختم. ياد گرفتم كه هر توضيحي براي كاهش سوء تفاهم براي جماعتي كه نسبت به يك موضوع، موضعي احساسي دارند اگر در جهت نظر جماعت نباشد نه تنها به روشن شدن موضوع كمكي نمي كند بلكه خوراكي خواهد بود براي افزايش بيشتر سوء تفاهم.<br />مظلبي كه به نظر خودت بسيار روشن است را با يكصد و هشتاد درجه انحراف مي فهمند. دوستي مي گفت كاش راجع به فلان موضوع توضيحي نمي دادي . راست مي گفت دوست من. اصلا تركيب احساس و كژ فهمي تركيب بسيار خطرناكي است. اين معجون خطرناك در زمين شوره زاركار دست آدم مي دهد. شخصيت پيچيده شهروند ايراني هم كه ديگر معركه است . گاهي ايراني آدم پيچيده كه ياد گرفته چند پهلو حرف يزند( مثل همين مطلبي كه مي خوانيد) از درك موضوعات بسيار ساده عاجز است و اين است كه كار افزايش تفاهم در موضوعات انساني را سخت تر مي كند. به هر حال ظاهرا كاري هم نمي شود كرد، شايد بد نباشد كه نام و نشاني دوستان ديروز كه دچار بيماري بدگماني و كينه و اندوهند را خيلي راحت از دفتر تلفن و خاطرات خط بزنيم كه حداقل كژ فهمي ها آزارمان ندهند.<br /><br /></div>Syamak Moattarihttp://www.blogger.com/profile/00257298220033512916noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-2096729473815315872.post-41777184048282917452008-07-11T14:48:00.000+04:302008-07-11T14:49:45.843+04:30سفربه خاطر وطن<div align="right"><br /><br />ترانه سفر به خاطر وطن<br />ترانه و طرح آهنگ از زنده ياد نادر ابراهيمي<br />تنظيم كننده براي اركستر و رهبر گروه نوازندگان : فريدون شهبازيان<br />خواننده : محمد نوري<br /><br />ما براي پرسيدن نام گلي ناشناس<br />چه سفرها كرده ايم، چه سفرها كرده ايم<br />ما براي بوسيدن خاك سر قله ها<br />چه خطرها كرده ايم ، چه خطرها كرده ايم<br />ما براي آنكه ايران<br />گوهري تابان شود<br />خون دلها خورده ايم<br />خون دلها خورده ايم<br />ما براي آنكه ايران<br />خانه خوبان شود<br />رنج دوران برده ايم<br />رنج دوران برده ايم<br />ما براي بوييدن گل نسترن<br />چه سفرها كرده ايم ، چه سفرها كرده ايم<br />ما براي نوشيدن شورابه هاي كوير<br />چه خطرها كرده ايم ، چه خطرها كرده ايم<br />ما براي خواندن اين قصه ي عشق به خا ك<br />خون دلها خورده ايم<br />خون دلها خورده ايم<br />ما براي جاودانه ماندن اين عشق پاك<br />رنج دوران برده ايم<br />رنج دوران برده ايم </div>Syamak Moattarihttp://www.blogger.com/profile/00257298220033512916noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-2096729473815315872.post-55026330410783391672008-07-11T14:46:00.000+04:302008-07-11T14:47:40.892+04:30پندهيچ وقت احوال مرغي را كه به همسايه ات بخشيده اي ازش نپرس<br /> زنده ياد ناد ر ابراهيميSyamak Moattarihttp://www.blogger.com/profile/00257298220033512916noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-2096729473815315872.post-20000565608300151612008-07-10T20:40:00.000+04:302008-07-10T20:42:13.289+04:30شوفري<div align="right"><br /><br />آقا اين شوفرهاي تهروني يا شايد ايروني خيلي از خود راضي تشريف دارند. اصلا تنها كاري كه مردم اين خاك خوب در انجام دادنش عجله دارند همين رانندگي است. زندگي در تهران خيلي كندتر از خيلي جاهاي ديگر دنيا ست. اين كندي دلايل زيادي دارد كه شايد مهمترينش زير ساخت هاي اقتصادي و مدل پول ساختن در اين اقتصاد باشد كه جاي بحثش اينجا نيست ولي همين مردم كند وقتي كه شوفري مي كنند به تنها چيزي كه فكر نمي كنند ايمني جاده اي است. مي گويند آقا حالا كه وضع خوب شده بايد چند صباح قبل را مي ديديد . ولي اصلا اين وضع خوبي نيست . تصادفات رانندگي در اين سرزمين يك اپيدمي است و جزئي از هزينه هاي رانندگي حساب مي شود. مردم در اينجا به طرز شگفت انگيزي عادت دارند كه تصادف كنند. شگفت انگيزترين بخش رانندگي مردمان صرفه جويي در استفاده از چراغ راهنما و چراغ خودرو است. شايد شعار لامپ اضافه خاموش به اين حوزه هم كشيده شده است و مردم فكر مي كنند با صرفه جويي در روشن كردن چراغ به محيط زيست خدمت مي كنند. حتي بعداز اذان مغرب هم از روشن كردن چراغ طفره مي روند . شوفري در اين خاك داستان غريبي است. خيلي چيزها مي شود از شوفري مردمان اموخت. </div>Syamak Moattarihttp://www.blogger.com/profile/00257298220033512916noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-2096729473815315872.post-34178712683098741242008-07-08T11:14:00.001+04:302008-07-08T11:17:32.702+04:30تهران<div align="right"><br /><br />هواي تهران همچنان آلوده است. ولي سيماي شهر تا حدي تغيير كرده. نخستين تغيير مشهود بزرگراه هايي است كه شهر را به هم دوخته اند. به عنوان يك ايراني از ديدن اين همه پلي كه به همت راه سازان ايراني ساخته شده اند به خود مي بالم ولي قلع و قمع درختان مسير بزرگرا ه ها خوشحالم نمي كند. ارايه خدمات الكترونيكي تغيير ديگري است كه خوشحال كنند ه است. تمركز زدايي و ارايه خدمات گذرنامه اي ،خلافي خودروها ،تمديد گواهينامه خودرو و غيره كه توسط خدمات الكترونيكي پليس +10 ارايه مي شود كه حقيقتا كار خوبي است. اين كارها جزايري است از يك دولت الكترونيك كه مي تواند با گسترش خطوط اينترنت سريع تاثير بسيار معني داري بر كاهش آلودگي هاي محيط زيستي داشته باشد. ولي اين داستان بنزين و نبود تعداد كافي جايگاه هاي بنزين آزار دهنده است. اصلا بنزين زدن كه يك پروژ ه است بايد بيش ا ز 10 كيلومتر ر انندگي كني تا به نزديك ترين پمپ بنزين برسي بعد هم حدود يك ساعت در صف بماني و اين يعني آلو.دگي بيشتر محيط زيست. در مجموع تهران با همه مشكلاتي كه دارد يكي از شهرهاي تاثير گذار در دنياي در حال توسعه است. </div>Syamak Moattarihttp://www.blogger.com/profile/00257298220033512916noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-2096729473815315872.post-51166854258686206272008-06-30T03:08:00.001+04:302008-06-30T03:15:15.983+04:30والی<div style="text-align: right;"><br />والی ساخته جدید شرکت دیزنی یک فیلم محیط زیستی است. این اثر دو روز قبل در ایالات متحده اکران شد و درصدرفیلم های پرفروش دنیای بچه ها قرار گرفته است. در نخستین روز نمایش فیلم با دخترم به تماشا رفتیم. داستان از آنجا آغاز می شود که یک روبوت به اسم والی در کره زمین دودگرفته ای که مملو از زباله است سرگرم جمع آوری آشغال هایی است که ساکنان قبلی زمین در روی زمین جا گذاشته اند و اکنون 700 سال است که در یک سفینه بزرگ درفضا زندگی می کنند. والی روبوتی است که یک گیاه را روی زمین پیدا می کند و گیاه نشانه ی بازگشت حیات به کره زمین است. والی به همراه یک روبوت با شعور و با احساس به اسم هیوا به مردم نشان می دهند که زمان بازگشت آغاز شده است . هبوط دوباره انسان نه درصحرای پر معنا که در زمینی مملو از نا مهربانی های ساکنان سابق زیست کره . والی را حتما ببینید.<br /><br /><br /></div><object width="425" height="344"><param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/A_X1cbiJS1Q&hl=en"></param><param name="wmode" value="transparent"></param><embed src="http://www.youtube.com/v/A_X1cbiJS1Q&hl=en" type="application/x-shockwave-flash" wmode="transparent" width="425" height="344"></embed></object>Syamak Moattarihttp://www.blogger.com/profile/00257298220033512916noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-2096729473815315872.post-58924305972179906652008-06-30T02:46:00.002+04:302008-06-30T02:58:31.260+04:30زندگی آمریکایی<div style="text-align: right;">پنج درصد جمعیت جهان در ایالات متحده زندگی می کنند . این جمعیت 300 میلیونی سی درصد منابع کره زمین را مصرف می کنند. یعنی اگر قرار باشد همه ی ساکنان زیست کره شبیه آمریکایی ها زندگی کنند باید پنج عدد کره زمین به همین ابعاد و با این میزان منابع داشته باشیم تا چند سالی این زندگی نا پایدار ادامه پیدا کند. زندگی تیپیک آمریکایی یعنی مصرف بی حد و مرز. یک دوست آمریکایی داریم که درمنزلش بیش از 300 جفت کفش دارد. یک اتاق بزرگ را مثل کفاشی ها طبقه بندی کرده و کفش ها را دور تا دور چیده. هر بار که کتابی می خرد بعدا ز اینکه کتاب را در توالت خواند صبح روز بعد به سطل آشغال می اندازد. اگر غذایی اضافه بیاید مانده غذا در سطل آشغال خواهد بود. البته همه آمریکایی ها به این شدت مصرف نمی کنند و شاید این دوست ما 10 برابر یک آمریکایی معمولی که 5 برابر یک اروپایی معمولی خرید می کند مصرف کند. ویدیوی زیر بخشی از یک برنامه آموزشی است که به همین موضوع می پردازد.<br /><br /><br /></div><object width="425" height="344"><param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/P56-zWupDcI&hl=en"></param><embed src="http://www.youtube.com/v/P56-zWupDcI&hl=en" type="application/x-shockwave-flash" width="425" height="344"></embed></object>Syamak Moattarihttp://www.blogger.com/profile/00257298220033512916noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-2096729473815315872.post-57608994249623944232008-06-26T19:05:00.006+04:302008-06-26T19:14:40.528+04:30به خاطر یک مشت دلار<div style="text-align: right;">مطلب ذیل به نقل از<a href="http://www.oldpilot.ir/2008/06/post_252.php#more"> وبلاگ یادداشت های یک خبرنگار</a>، دست نوشته های آقای بهروز مدرسی خلبان دیروز و خبرنگار امروز درج می شود. به دلیل اهمیتی که ایمنی جاده ای و هوایی در سلامت مردمان دارد و همچنین به دلیل هزینه های بالایی که عدم رعایت اصول ایمنی به سیستم بهداشتی و سلامت کشور وارد می کند در نظر دارم مطالب بیشتری از این دست را اینجا منتشر کنم .<br /><br /><br /><p align="right"><span style="color: rgb(0, 0, 102);font-size:85%;" ><strong>يك خبر ، چند نگاه و يك پرسش ! </strong></span></p><p align="center"><span style="color: rgb(0, 0, 102);font-size:85%;" >وقتي مردم خبر سالم نشستن پرواز چارتر شماره ۷۹۰۶ شركت هواپيمايي كاسپين به مقصد سوريه را از رسانه هاي كشور در بيست و هفتم خرداد شنيدند كه بعد از ۵۰ دقيقه پرواز بر فراز شهر اصفهان بالاخره با تلاش خلبان سالم به زمين نشسته ، شايد هرگز فكر نمي كردند كه چه خطر بزرگي جان مسافران را تهديد مي كرده است . همچنين تعجب خواهيد كرد كه هيچ يك از مسافران نمي دانستند هواپيماي آن ها با چه مشكلي مواجه بوده كه خلبان تلاش مي كرده با تخليه سوخت ( دامپينگ ) فرودي بي خطر داشته باشد ! و حتي آن خلبان حرفه اي و كار كشته هم هرگز فكرش را نمي كرد كه به خاطر مشتي دلار ، استاندارد هاي پرواز هواپيماي او را به هم زده باشند !! </span></p><p align="right"><span style="color: rgb(0, 0, 102);"><span style="font-size:85%;"><strong>به خاطر يك مشت دلار .... !</strong> </span></span></p><p align="center"><span style="font-size:85%;"><span style="color: rgb(0, 0, 102);"> روزي كه كمپاني هاي هاليوودي فيلم سينمايي " به خاطر يك مشت دلار " را توليد مي كردند ، هرگز فكرش را نمي كردند سال ها بعد ذر ايران كشوري كه به عشق و دوستي معروف است . عده اي سود جو و از خدا بي خبر براي به دست آوردن مشتي اسكناس ، اين چنين با تغير دادن وضعيت استاندارد هواپيما و افزودن رديف هاي اضافي صندلي ، به جاي ۱۴۸ نفر مسافر ، ۱۷۹ نفر در آن جاي دهند ! علاوه بر آن با قرار دادن مقادير زيادي بار داخل هواپيما ، مركز ثقل هواپيما را بر هم زده و خلبان بي خبر از آن چه در هواپيما اتفاق افتاده است . و با اطمينان هواپيما را روشن كرده و به محض خزش و در لحظه كنده شدن از زمين هواپيما به خاطر سنگيني بيش از حد و به هم خوردن تعادل مركز ثقل ، دچار مشكل شده و با وجود پيمودن كل مسافت باند فرودگاه ، در انتهاي آن با تورهاي سيستم " بارير " كه ويژه نگه داري هواپيماهاي سبك است برخورد مي كند ...</span> </span></p><p align="right"><span style="color: rgb(0, 0, 102);"><span style="font-size:85%;"><strong>اخطار برج مراقبت به خلبان ...</strong> </span></span></p><p align="center"><span style="font-size:85%;"> <span style="color: rgb(0, 0, 102);">مسئول برج مراقبت با مشاهده برخورد ارابه هاي فرود هواپيما با تور هاي بارير و پيچيده شدن تور ها به لاستيك هاي عقب ، مطمئن مي شود هواپيما قادر به نشستن با چرخ نيست .. و بلافاصله موضوع را به خلبان گزارش مي كند .. كاپيتان كهنه كار از خدمه مي خواهد مشكل پيش امده را به مسافران اعلام نكرده و در همين حال سعي مي كند با چرخيدن براطراف شهر اصفهان سوخت داخل باك هاي هواپيما را به بيرون پمپاژ نمايد . عمليات تخليه چيزي حدود پنجاه دقيقه به طول انجاميده و سر انجام با تمهيدات ايمني هواپيما سالم به زمين فرود مي آيد .. و مسافران بي نوا پس از ترك هواپيما مجبور مي شوند بعد از ساعت ها معطلي با هواپيمايي ديگر به مقصد دمشق پرواز كنند ! </span></span></p><p align="right"><span style="color: rgb(0, 0, 102);font-size:85%;" ><strong>كارشناسان در اين باره چه مي گويند ؟</strong></span></p><p align="right"><span style="color: rgb(0, 0, 102);font-size:85%;" >آقاي محمود فرنودي كارشناس قديمي صنعت هواپيمايي و مدير فعلي يكي از آژانس هاي مسافرتي در اين باره مي گويد : </span></p><p align="center"><span style="color: rgb(153, 0, 0);font-size:85%;" >چند روز قبل اتفاقي در اصفهان رخ داد كه اگر نگويم بي نظير لااقل كم نظير است و اهل فن مي دانند كه سهل انگاريهاي متعددي بايد دست بدست هم بدهند تا چنين شاهكاري خلق شود !! جسارتا مي دانيد كه يكي از اصول اوليه شروع به پرواز تعيين وزن پرنده و مركز ثغل يا CG است. پرواز مذكور بشكل چارتر در اختيار يك شركت زيارتي بنام...در اصفهان است كه روزانه زوار زيادي را به مشهد و دمشق منتقل مي كند.اين چارتر كنندگان كه بوي پول مستشان كرده و از موازين فني كار بكلي غافلند به صرف اين كه پرواز مال خودشان است و هر كار بخواهند مي كنند بخودشان اجازه مي دهند بدون توجه به مقررات فاصله صندلي ها را كاهش داده و تعداد بيشتري سوار كنند و ضمنا مقادير بسيار افزون تري بار را نيز حمل نمايند! عوامل فني مانند پرسنل زميني و كاكپيت و كابين نيز كه طبق معمول ما ايراني ها وقتي با كسي نان و نمك مي خورند حاضر به رعايت مقررات نبوده و براي اجراي قوانين شرم حضورشان ميشود!!! از اين گونه سهل انگاري ها گذشته و بي توجه باين كه چه خطراتي جان زايرين بدبخت را تهديد مي كند به اين گونه خلاف ها تن داده و چشم بر روي آن ها مي بندند! اين مي شود كه توپولوف 150 نفره با ۱۷۹ نفر پرواز مي كند و بهنگام كنده شدن از زمين تازه متوجه مي شود كه نميتواند!!؟ چرا چون سنگين است و با همت خلبان در آخرين لحظات با جمع كردن تورهاي انتهاي run way كه مخصوص هواپيما هاي ترمز بريده است!! جاكن شده و با پيچيدن تور ها بدور چرخ ها ديگر مي شود تصور كرد كه چه اتفاقي خواهد افتاد...اين هواپيما سپس با هشدار برج كه صحنه را ديده است مجبور به خالي نمودن بنزين و بازگشت مي شود كه همين اقدام خود 50 دقيقه اضطراب و وحشت را براي مسافرين بيچاره در بر دارد و شكر خدا باز هم بخير مي گذرد تا سهل انگاري بعدي!!</span></p><p align="center"><a href="http://www.picbaran.com/files/3agx24jhovsvpflxjs2i.jpg"><span style="font-size:85%;"><img title="3agx24jhovsvpflxjs2i.jpg" alt="3agx24jhovsvpflxjs2i.jpg" src="http://www.picbaran.com/files/3agx24jhovsvpflxjs2i.jpg" /></span></a><br /></p><p align="right"><span style="font-size:85%;"><strong><span style="color: rgb(0, 0, 102);">سخني با مسئولان صنعت هواپيمايي ....</span></strong> </span></p><p align="center"><span style="color: rgb(0, 0, 102);font-size:85%;" > مشيت الهي بر اين بود تا اين بار هم جان عده اي زوار عاشق كه به عشق زيارت قصد دمشق را كرده بودند ، به خير بگذرد . ولي ما تا كي بايد شاهد سهل انگاري عده اي از خدا بي خبر باشيم كه اين گونه با جان و سرمايه مردم بي گناه كشور ما بازي كنند ؟ سوال اين است چرا مسئوليت بارگيري و حمل مسافر به افراد بي سوادي واگذار مي شود كه حتي كوچك ترين آگاهي از استاندارد هاي پرواز نداشته و با افزودن ردبف هاي اضافي مسافران زيادي را به همراه بار فراوان به داخل هواپيما حمل مي كنند ؟ آيا صرف اجاره هواپيما به صورت چارتر ، اين اجازه را به فرد مي دهند تا خارج از ظرفيت هواپيمايي آن هم در يك مسير بين المللي هر كاري دلشان خواست انجام دهند ؟ آيا هيچ نظارتي بر كار اين گونه پرواز ها وجود ندارد ؟ به هر حال همه مي دانيم فصل مسافرت هاي هوايي آغاز شده است . و شركت هاي مسافرتي و آژانس هاي هوايي با بر گزاري تور هاي تفريحي و زيارتي و تبليغات فراواني كه در اين راه انجام مي دهند ، افراد زيادي را به سفر با هواپيما مخصوصآ به صورت چارتر ترغيب مي كنند .. حال با مسئولان و مديران محترم صنعت هوايي است تا با نظارت بيشتر بر كار اين آژانس ها به ويژه پرواز هاي چارتر جلوي سود جويي اين افراد را گرفته و به عبارتي حفظ جان مسافران را جدي بگيرند ! </span></p><p align="right"><span style="color: rgb(0, 0, 102);font-size:85%;" >با احترام و تشكر </span></p><p align="right"><span style="color: rgb(0, 0, 102);font-size:85%;" >بهروز مدرسي </span></p><br /></div>Syamak Moattarihttp://www.blogger.com/profile/00257298220033512916noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-2096729473815315872.post-65567678416383262582008-06-23T02:13:00.000+04:302008-06-23T02:14:04.639+04:30امتحان تمام شد<div style="text-align: right;"> <p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"><span dir="rtl" style="" lang="FA">سرانجام امتحان جامع دوره دکتری که به مدت 14 روز و در سه مرحله برگزار شد به پایان رسید. خوشبختانه نتیجه امتحان هم موفقیت آمیز بود. در روز 16 خرداد ماه راس ساعت 12 ظهر سوال امتحان داده شد. سوال این بود فرض کنید شما وزیر بهداشت کشورتان هستید و رییس جمهور مملکت از شما خواسته که در خصوص مرگ ومیر کودکان زیر یکسال در کشورگزارشی تهیه کنید و یک<span style=""> </span>برنامه اقدام برای کاهش مرگ و میر به همراه یک برنامه ارزیابی برای پیشنهادتان تهیه کنید ( در چهار روز یک پروپوزال 25 صفحه ای ) بعداز تهیه پروپوزال در 24 ساعت یک یادداشت سیاست بنویسید برای رییس مملکت و پس از یک هفته در آموزن شفاهی پروپوزالتان را ارایه دهید و از پیشنهادتان در حضور کمیته استادان دفاع کنید. <o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"><span dir="rtl" style="" lang="FA"><o:p> </o:p></span></p> <p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"><span dir="rtl" style="" lang="FA">پرواضح است که کشور مورد نظر راقم این سطور ایران است و با توجه به داده ها و نتایج مطالعات گوناگونی که دوستان بسیار عزیز قبل از آزمون در اختیار م گذاشته بودند یک برنامه ی قابل دفاع تهیه کردم. دراینجا لازم است تا ازدوستانی که سخاوتمندانه نتایج کارهای منتشر شده یا منتشر نشده اشان و یا کارهایی که کمتر امکان دسترسی از طریق اینترنت مهیا ست را دراختیارم گذاشتند تشکر کنم . ازآقایان دکتر محسن نقوی، دکتر ابوالفضل وطن پرست، دکتر امید خیرخواه، دکتر محمد توکلی، دکتر محسن مالکی نژاد، دکتر سعید شهراز، دکتر گودرز دانایی<span style=""> </span>،دکتر افشین حفیظی، دکتر فرشاد فرزاد فر، دکتراحمد رییسی و دکتر احمد محیط و سرکار خانم دکتر بنفشه صادقی و دکتر آنیتا ملک بی نهایت سپاسگزارم. <o:p></o:p></span></p> </div>Syamak Moattarihttp://www.blogger.com/profile/00257298220033512916noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-2096729473815315872.post-6162606005610337522008-06-23T01:38:00.004+04:302008-06-23T02:18:50.290+04:30پیغام گیرتان را شاعرانه کنید<div style="text-align: center;"><span style="font-weight: bold;">پیغام گیر فردوسی</span><br /><br />نمی باشم امروز اندر سرای<br /><br /><br />که رسم ادب را بیارم به جای<br /><br /><br />به پیغامت ای دوست گویم جواب<br /><br /><br />چو فردا بر آید بلند آفتاب<br /><br /><br /><span style="font-weight: bold;">پیغام گیر خیام<br /><br /></span>این چرخ فلک عمر مرا داد به باد<br /><br /><br />ممنون توام که کرده ای از من یاد<br /><br /><br />رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش<br /><br /><br />آیم چو به خانه پاسخت خواهم داد<br /><br /><span style="font-weight: bold;">پیغام گیر منوچهری</span><br /><br />از شرم به رنگ باده باشد رویم<br /><br /><br />در خانه نباشم که سلامی گویم<br /><br /><br />بگذاری اگر پیغام پاسخ دهمت<br /><br /><br />زان پیش که همچو برف گردد رویم<br /><br /><br /><span style="font-weight: bold;">پیغام گیر مولانا</span><br />بهر سماع از خانه ام رفتم برون.. رقصان شوم<br /><br /><br />شوری برانگیزم به پا.. خندان شوم شادان شوم<br /><br /><br />برگو به من پیغام خود..هم نمره و هم نام خود<br /><br /><br />فردا تو را پاسخ دهم..جان تو را قربان شوم<br /><br /><span style="font-weight: bold;">پیغام گیر بابا طاهر</span><br /><br />تلیفون کرده ای جانم فدایت<br /><br /><br />الهی مو به قوربون صدایت<br /><br /><br />چو از صحرا بیایم نازنینم<br /><br /><br />فرستم پاسخی از دل برایت<br /><br /><span style="font-weight: bold;">پیغام گیر حافظ<br /><br /></span>رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود غم مخور<br /><br />تا مگر بینم رخ جانانه ی خود غم مخور<br /><br /><br />بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام<br /><br />زآن زمان کو باز گردم خانه ی خود غم مخور<br /><br /><span style="font-weight: bold;">پیغام گیر سعدی</span><br /><br />از آوای دل انگیز تو مستم<br /><br /><br />نباشم خانه و شرمنده هستم<br /><br /><br />به پیغام تو خواهم گفت پاسخ<br /><br /><br />فلک را گر فرصتی دادی به دستم<br /><br /><span style="font-weight: bold;">پیغام گیر نیما<br /><br /></span>چون صداهایی که می آید<br /><br /><br />شباهنگام از جنگل<br /><br /><br />از شغالی دور<br /><br /><br />گر شنیدی بوق<br /><br /><br />بر زبان آر آن سخن هایی که خواهی بشنوم<br /><br /><br />در فضایی عاری از تزویر<br /><br /><br />ندایت چون انعکاس صبح آزا کوه<br /><br /><br />پاسخی گیرد ز من از دره های یوش<br /><br /><br /><span style="font-weight: bold;">پیغام گیر شاملو</span><br /><br />بر آبگینه ای از جیوه ء سکوت<br /><br />سنگواره ای از دستان آدمیت<br /><br />آتشی و چرخی که آفرید<br /><br /><br />تا کلید واژه ای از دور شنوا<br /><br /><br />در آن با من سخن بگو<br /><br /><br />که با همان جوابی گویم<br /><br /><br />تآنگاه که توانستن سرودی است<br /><br /><br /><span style="font-weight: bold;">پیغام گیر سایه</span><br /><br />ای صدا و سخن توست سرآغاز جهان<br /><br /><br />دل سپردن به پیامت چاره ساز انسان<br /><br /><br />گر مرا فرصت گفتی و شنودی باشد<br /><br /><br />به حقیقت با تو همراز شوم بی نیاز کتمان<br /><br /><br /><span style="font-weight: bold;">پیغام گیر فروغ</span><br /><br />نیستم.. نیستم..اما می آیم.. می آیم ..می آیم<br /><br /><br />با بوته ها که چیده ام از بیشه های آن سوی دیوار می آیم.. می آیم ..می آیم<br /><br /><br />و آستانه پر از عشق می شود<br /><br /><br />و من در آستانه به آنها که پیغام گذاشته اند<br /><br /><br />سلامی دوباره خواهم داد</div>Syamak Moattarihttp://www.blogger.com/profile/00257298220033512916noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-2096729473815315872.post-41385600425825364782008-06-11T05:37:00.003+04:302008-06-11T05:40:26.552+04:30شاهکار طراحی مهندسی جاده ای<p><object height="344" width="425"><param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/DE5_UhSlUIU&hl=en"><embed src="http://www.youtube.com/v/DE5_UhSlUIU&hl=en" type="application/x-shockwave-flash" width="425" height="344"></embed></object><br /><br /><br />یکی از دلایل بالا بودن تصادفات جاده ای درایران عدم توجه به ایمنی جاده یا طراحی های احمقانه است نمونه ای که درا ین ویدیو آمده که دیگه شاهکاره . یک خروجی احمقانه در بزرگراه قزوین رشت. </p>Syamak Moattarihttp://www.blogger.com/profile/00257298220033512916noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-2096729473815315872.post-1222129938912310362008-06-01T00:05:00.001+04:302008-06-01T00:07:26.276+04:30نوری تا ابدیت<object height="355" width="425"><param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/MA88e-uDTz4&hl=en"><param name="wmode" value="transparent"><embed src="http://www.youtube.com/v/MA88e-uDTz4&hl=en" type="application/x-shockwave-flash" wmode="transparent" height="355" width="425"></embed></object><br /><br /><span style="font-weight:bold;">کریس دی برگ و گروه آریان </span>Syamak Moattarihttp://www.blogger.com/profile/00257298220033512916noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-2096729473815315872.post-46923778044587744482008-05-28T18:32:00.000+04:302008-05-28T18:33:15.718+04:30شاخص های اقتصادی<div style="text-align: right;">شاه عباس از وزير خود پرسيد:"امسال اوضاع اقتصادي كشور چگونه است؟"<br />وزير گفت:"الحمدالله به گونه اي است كه تمام پينه دوزان توانستند به زيارت كعبه روند!"<br /><br />شاه عباس گفت:"نادان! اگر اوضاع مالي مردم خوب بود مي بايست كفاشان به مكه مي رفتند نه پينه دوزان، چون مردم نمي توانند كفش بخرند ناچار به تعميرش مي پردازند، بررسي كن و علت آن را پيدا نما تا كار را اصلاح كنيم."<br /><br />تحليل حكايت:<br />1- يك شاخص مناسب مي تواند در عين سادگي بيانگر وضعيت كل سيستم باشد.<br />2- در تحليل شاخص بايد جنبه هاي مختلف را بررسي نمود. گاهي بهبود ناگهاني يك شاخص بيانگر رشدهاي سرطاني و ناموزون سيستم است.</div>Syamak Moattarihttp://www.blogger.com/profile/00257298220033512916noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-2096729473815315872.post-11458460345973777512008-05-23T17:38:00.001+04:302008-05-23T17:42:33.489+04:30ممد نبودی ببینی<object width="425" height="355"><param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/QtZxW5rPgb4&hl=en"></param><param name="wmode" value="transparent"></param><embed src="http://www.youtube.com/v/QtZxW5rPgb4&hl=en" type="application/x-shockwave-flash" wmode="transparent" width="425" height="355"></embed></object>Syamak Moattarihttp://www.blogger.com/profile/00257298220033512916noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-2096729473815315872.post-67421769209076547202008-05-23T03:48:00.001+04:302008-05-23T03:51:09.860+04:30خستگی<div style="text-align: right;"> من در این تاریکی<br /> فکر یک بره ی روشن هستم<br /> که بیاید علف خستگی ام را بچرد<br /><br /> من در این تاریکی<br /> امتداد تر بازوهایم را<br /> زیر بارانی می بینم<br /> که دعای نخستین بشر را تر کرد<br /><br /> من در این تاریکی<br /> در گشودم به چمن های قدیم<br /> به طلایی هایی که به دیوار اساطیر تماشا کردیم<br /><br /> من در این تاریکی<br /> ریشه ها را دیدم<br /> و برای بته ی نورس مرگ، آب را معنی کردم<br /><br /><br /> <br /><br /><br /> <span style="font-weight: bold;">سهراب سپهری</span><br /></div>Syamak Moattarihttp://www.blogger.com/profile/00257298220033512916noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-2096729473815315872.post-36699309223926611802008-05-21T08:34:00.001+04:302008-05-21T08:34:57.224+04:30برنامه های ملی کنترل بیماری های غیر واگیر<p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"><span dir="rtl" style="" lang="FA"><br /><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"><span dir="rtl" style="" lang="FA">ما که خسته شدیم ازبس که تیرمون به سنگ خورد. مدیرکل ها و کارشناسان وزارت بهداشت رو که نتونستیم از طریق ای میل و تلفن های اداری پیدا کنیم. بابا توی مملکت یک عالمه کار بهداشتی داره انجام می شه . به منظور امتحان جامع دوره دکتری باید بدانم که چه برنامه هایی روی کاغذ آمده تا با تحلیل وضع موجود یک چیزی به این برنامه ها اضافه کنم. همه جای دنیا وقتی یک برنامه بهداشتی مدون می کنند به 4-5 زبون برنامه را نوشته و در صد جا می گذارند تا علاقمندان این برنامه ها را بخوانند و با چالش های بهداشتی و توان کارشناسی کشور آشنا شوند.<span style=""> </span>درحال حاضر دنبال برنامه های ملی یا برنامه های استراتژیکی که بیماریهای غیر واگیر را پوشش می دهند می گردم . مثلا برنامه ملی کنترل سرطان، برنامه ملی کنترل آسم، برنامه ملی کنترل حوادث ، برنامه ملی کنترل دیابت و از این جنس موضوعات . اگر شما خواننده عزیز به کمی یا قسمتی یا تمام این برنامه ها دسترسی دارید مزید امتنان است که از طریق ای میل ارسال بفرمایید. پیشاپیش از همکاری شما بی نهایت سپاسگزارم . لازم به ذکر است که تا 12 -13 خردادماه <span style=""> </span>فرصت باقی است.<o:p></o:p></span></p>Syamak Moattarihttp://www.blogger.com/profile/00257298220033512916noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-2096729473815315872.post-59962023348107370422008-05-17T05:44:00.003+04:302008-05-17T05:51:28.566+04:30هارت و پورت<p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"><span dir="rtl" style="" lang="FA"> <o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"><span dir="rtl" style="" lang="FA">آقا یکی بگه دلیل جهالت وبی عملی روابط عمومی وزارت خانه ها وبیشتر دانشگاههای ایرانی چیست؟<span style=""> </span>مدتی است که درتلاشم تا با برنامه های بهداشتی داخل کشور بیشتر آشنا شوم. نمی فهمم با وجود این همه کامپیوترباز چیره دست و این همه آدم های فنی در دنیای کامپیوتر و از طرفی این همه دانشی که توسط فرزندان سرزمین در بخش بهداشت تولید شده، و این همه پول (نفت بشکه ای 127 دلار) چرا وب سایت ها ی دانشگاهها و وزارت خانه ها تا این حد سفیهانه و غیر کاربردی طراحی شده اند. آقا اصلا جمعش کنید. چرا هر چیزی رو مسخره می گیرید.<span style="font-weight: bold;"> به</span><span style="font-weight: bold;"> </span><a style="font-weight: bold;" href="http://www.mohme.gov.ir/health/index.htm">وب سایت معاونت سلامت وزارت بهداشت سری بزنید. در تاریخ 24 آذرماه 1383 به روز شده</a> . این دردنیای کامپیوتر یعنی یک قرن پیش. لینک های موجود در وب سایت وزارت بهداشت اصلا کار نمی کنند. <span style=""> </span>به وب سایت دانشگاه ها سر بزنید خیال می کنید که چند تا دختر دایی پسر دایی وب سایتی درست کرده اند و با<span style=""> </span>دادن نام<span style=""> </span>ونشانی و سوابق کاری بخش ها ی مختلف دانشگاه از رییس تا مسوول کتابخانه گرفته (بخوانید عمو و عمه ) در تلاشند تا عظمت فامیلشان را به رخ شهر بکشند. <o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"><span dir="rtl" style="" lang="FA">اگر وقت کردید سری به وب سایت وزارتخانه های بهداشتی کشورهای حاشیه خلیج فارس و دریای عمان بزنید. خواهید دید که لینک عربی و انگلیسی شما را به مجموعه ای از اطلاعات و سیمای بهداشتی کشور مربوطه مرتبط می کند. به آسیا بروید از سریلانکا تا پاکستان سیستم های اطلاع رسانی دارند کار می کنند. خیلی هایشان انگشت کوچک برنامه های بهداشتی ایران هم نمی شوند ولی از رسانه به بهترین نحوی استفاده می کنند. <o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"><span dir="rtl" style="" lang="FA">ایران این امکان را دارد که قطب فعالیت های پژوهش بهداشتی در خاورمیانه و شمال آفریقا باشد. از نظر نیروی انسانی و تجربه دراین بخش هیچ چیزی کم نداریم . ایران می تواند با درگیر شدن در فرایند های جهانی بهداشتی هزاران شغل بسازد. به دست گرفتن بازارخدمات بهداشتی درمنطقه شمال آفریقا و خاورمیانه ضرورت هایی دارد یکی ازاین ضرورت ها بازاریابی و معرفی کارهای انجام شده و توان فنی است ولی بدون استفاده از ابزار روز و فقط با هارت و پورت همچنان <span style=""> </span>درعالم توهم شناور خواهیم بود. <o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"><span dir="rtl" style="" lang="FA"><o:p> </o:p></span></p> <p class="MsoNormal" style="text-align: right;" align="right"><span dir="ltr"></span><span lang="FA"><span dir="ltr"></span><span style=""> </span></span></p>Syamak Moattarihttp://www.blogger.com/profile/00257298220033512916noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-2096729473815315872.post-73035580724582589722008-05-17T03:17:00.002+04:302008-05-17T03:18:31.829+04:30همایش سدهای بزرگ، پیامدهای و جایگزین ها<a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://bp0.blogger.com/_18dL_rz1Vak/SC4PEWlDS7I/AAAAAAAAAmo/qzSiy7BDDFc/s1600-h/Sads_Hamaysh.jpg"><img style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer;" src="http://bp0.blogger.com/_18dL_rz1Vak/SC4PEWlDS7I/AAAAAAAAAmo/qzSiy7BDDFc/s400/Sads_Hamaysh.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5201111187114380210" border="0" /></a>Syamak Moattarihttp://www.blogger.com/profile/00257298220033512916noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-2096729473815315872.post-38771397836288901112008-05-13T18:38:00.004+04:302008-05-13T18:47:06.345+04:30دریغ از روزگار کودکی آن دوره ی آرامش و شادی<a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://bp3.blogger.com/_18dL_rz1Vak/SCmg3WlDS5I/AAAAAAAAAmY/OJLu5zQOPgU/s1600-h/Sim+Khardar.jpg"><img style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer;" src="http://bp3.blogger.com/_18dL_rz1Vak/SCmg3WlDS5I/AAAAAAAAAmY/OJLu5zQOPgU/s400/Sim+Khardar.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5199864117590182802" border="0" /></a>Syamak Moattarihttp://www.blogger.com/profile/00257298220033512916noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-2096729473815315872.post-34223904401945041542008-05-11T07:35:00.004+04:302008-05-11T07:43:56.759+04:30تشکر از خورشید خانوم<div align="right"></div><div align="right"></div><div align="right">کامنت دونی دور روزگاران مدت ها نامهربان بود، خیلی از اوقات کامنت ها را به صورت خرچنگ قورباغه نشان می داد تا نهایتا دل <strong><a href="http://khorshidkhanoom.com/">خورشید خانوم</a></strong> به رحم آمد و با صرف چند ساعت ازوقت گرانبهایش وپیش از طلوع آفتاب به کامنت دونی سامانی داد. <a href="http://khorshidkhanoom.com/"><strong>خورشید خانوم</strong> </a>درهرجای این کره خاکی که هستی همیشه موفق و پیروز باشید.</div>Syamak Moattarihttp://www.blogger.com/profile/00257298220033512916noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-2096729473815315872.post-16073230525704176522008-05-08T00:14:00.005+04:302008-05-08T01:45:10.544+04:30دمت گرم<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="" lang="FA"><br /><o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="" lang="FA"><o:p> </o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="" lang="FA">در ترم جاری که هفته قبل تمام شد کمک تدریس استاد درس خدمات بهداشت بین المللی بودم درکلاس دانشجویان فوق لیسانس بهداشت عمومی در رشته بهداشت بین المللی. در این کلاس دو تن از دوستان نسل دوم ایرانی هم، شاگرد بودند. بچه هایی که در اینجا بدنیا آمده وبزرگ شده اند وخوشبختانه فارسی هم بلدند و هرهفته درکلاس با زبان فارسی خوش و بش می کردیم. <o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="" lang="FA">امتحان را که گرفتیم بچه ها جمع شدند و با بیل که الان 71 ساله است و کمک های تدریس عکس گرفتند و خداحافظی کردیم. به یکی از دوستان ایرانی گفتم که خوب حتما همدیگر رو خواهیم دید و درتماس باش و او هم ابراز محبت کردم من هم گفتم آقا دمت گرم حتما همدیگر رو خواهیم دید. <o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="" lang="FA"><o:p> </o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="" lang="FA">گفت راستی دمت گرم یعنی چی؟ هرچه فکر کردم نتوانستم ترجمه مناسبی برای دمت گرم به زبان انگلیسی پیدا کنم . توضیحات فارسی هم کمک کننده نبود چون کلمات دیگری می آمد که بازهم مترادفی برایشان نمی دانستم. خلاصه گفتم یه چیزی تو همین مایه های دمت گرم است دیگه. <o:p></o:p></span></p>Syamak Moattarihttp://www.blogger.com/profile/00257298220033512916noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-2096729473815315872.post-33744418621876927032008-05-04T19:38:00.004+04:302008-05-04T19:50:54.579+04:30گرانی<p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="" lang="FA"> <o:p></o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="" lang="FA"><o:p> </o:p></span></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="" lang="FA">لازم نیست شما متخصص اقتصاد باشید تا بدانید که میان افزایش حجم نقدینگی و تورم نسبت مستقیم وجود دارد. درواقع این رابطه از بدیهیات علم اقتصاد است. حتی راقم این سطور که تنها 10 واحد درس اقتصاد شامل اصول اقتصاد خرد، کلان و اقتصاد در بهداشت خوانده است و دانش آموز کلاس اول اقتصاد حساب می شود هم می تواند بفهمد که میان منحنی های کلاسیک عرضه و تقاضا و افزایش نقدینگی و تورم چه روابطی وجود دارد. وقتی در کمتر از دو سال حجم نقدینگی کشور دوبرابر می شود خوب بدیهی است که غول تورم بیدار می شود. و این غول با شعار هم عقب نمی نشیند مقابله با این هیولا <span style=""> </span>به عقل سلیم و تدبیر نیاز دارد<span style="font-weight: bold;">. تعجب می کنم که درمجلس امروز امضا ء جمع کرده اند تا وزیر بازرگانی را استیضاح بکنند. یاد داستان کی بود کی بود من نبودم می افتم</span>. افزایش حجم نقدینگی ، تزریق دلارهای باد آورده ی نفتی به واردات کالاهای مصرفی و غیره سیاست هایی نیست که در اندازه های تصمیم گیری یک وزارت خانه باشد. این ها اشتباهات سیستماتیک وناشی از به مسخره گرفتن دانش اقتصاد است . هم دولت و هم مجلس باید به خانواده های ما جواب بدهند که چرا بدیهیات دانش اقتصاد را به ریشخند گرفته اند. امروز با مادرم تلفنی صحبت می کردم می گفت برنج هر هفته 100 تومان گران تر می شود . گوشت در میدان میوه و تره بار کیلویی 6000 تومان است می گفت خوب شد ما بچه کوچک نداریم راستی مردم چه می کنند. خوب یادم هست که همه ی این عوارض توسط جمعی از متخصصان اقتصاد قبلا به حضور ریاست جمهوری اعلام شده بود ولی متاسفانه سخنگوی دولت دیروزیا پریروز گفتند که وظیفه ما کنترل قیمت گوجه فرنگی نیست ما همچنان وظیفه داریم که مدیریت جهان را سامان دهیم. من به ایشان حق می دهم <span style="font-weight: bold;">، من هم جای ایشان بودم همین را می گفتم. اصلا از قدیم گفته اند که آقا حمید شما بفرمایید شما حالتون خوب نیست.</span> <span style=""> </span><o:p></o:p></span></p>Syamak Moattarihttp://www.blogger.com/profile/00257298220033512916noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-2096729473815315872.post-80010906748421915162008-04-29T08:33:00.002+04:302008-04-29T17:55:09.873+04:30بمب های شیمیایی، ریه های درد<a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://bp3.blogger.com/_18dL_rz1Vak/SBcgb40fkxI/AAAAAAAAAmQ/FsEWjpceFcI/s1600-h/Harvard_Soroush.jpg"><img style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer;" src="http://bp3.blogger.com/_18dL_rz1Vak/SBcgb40fkxI/AAAAAAAAAmQ/FsEWjpceFcI/s400/Harvard_Soroush.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5194656358676271890" border="0" /></a><br /><div style="text-align: right;"> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><span style="" lang="FA">شب گذشته در دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد سخنرانی بود. یکی از دوستان قدیم که دردوران دانشجویی هم آدم فعالی بود ازتهران آمده بود برای سخنرانی. وارد تالار که شدم شناختمش. دکتر سروش بود. به یاد سال 1369 افتادم که با همکلاسی های دانشکده پزشکی طرح غربالگری تب روماتونیدی را درقم اجرا کردیم. در مدت دو روز به قلب 185000 دانش آموز مدرسه گوش داده بودیم. مدیر آن برنامه دکتر سروش بود. حالا آمده بود به هاروارد تا از قربانیان جنگ بگوید. قربانیان بمب های شیمیایی که صدام برایمان حواله کرد. از تاریخچه استفاده از سلاح های شیمیایی گفت ازگاز خردل گفت از گاز اعصاب گفت از مظلومیت اهالی سردشت گفت از 12000 نفر جمعیت سردشت که در سال 1987 بمباران شیمیایی شدند و 8500 نفر در معرض سموم شیمیایی قرار گرفتندد گفت. از گرفتاری چشمی مجروحین شیمیایی و از درد ناشی از تنگی مجاری تنفسی و از کسانی گفت که بی صدا می میرند. میزبان برنامه علاوه بر دانشگاه هاروارد سازمان پزشکان با مسوولیت اجتماعی بود. سازمانی که درسال 1985 جایزه صلح نوبل گرفته است و برای گسترش صلح تلاش می کند. جلسه خیلی خوب بود. دانشجویان پزشکی با گوشه ای از مظلومیت ملت ما آشنا شدند. در حالی که در زمان جنگ 18 گزارش به شورای امنیت ملل متحد رفته بود ولی هیچ قطعنامه ای در جهت محکومیت استفاده عراق از سلاح های شیمیایی صادر نشده بود. واقعا شرم آور است. که دنیا چشم خود را بر بمباران شیمیایی شهروندان غیر نظامی بسته بود و آنقدر چشم ها را بسته نگه داشت که حلبچه هم بمباران شد. شهر سردشت بمباران شیمیایی شد در ساعت 4 بعدازظهر در یک روز تابستانی. یکی از قربانیان این بمباران هم به جلسه آمده بود او الان در کانادا زندگی می کند. سالی دوبار به لیزتراپی نیاز دارد تا مجاری تنفسی اش مجال نفس کشیدن پیدا کنند. قربانی دیگری که بچه کنگاور بود آمده بود. این معلم مدرسه هم در زمان جنگ شیمیایی شده است . به سختی نفس می کشید. در پس لبخندش غم عمیقی را می دیدم. هر روز در گوشه گوشه این خاک خوب مهربانی کسانی در اثر آلام جنگ می میرند. نسل ما می داند که جنگ چه هیولای پلیدی است باید صلح و دوستی را یک صدا فریاد زد. <span style="font-weight: bold;">عکس از آقای علی فخارزاده</span> </span><span dir="ltr" style=""><o:p></o:p></span></p> </div>Syamak Moattarihttp://www.blogger.com/profile/00257298220033512916noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-2096729473815315872.post-80271371844929034302008-04-26T02:40:00.001+04:302008-04-26T02:43:01.490+04:30فروشنده ایرانی با کمربند مشکی کاراته<object width="425" height="355"><param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/P7DISggZbCc&hl=en"></param><param name="wmode" value="transparent"></param><embed src="http://www.youtube.com/v/P7DISggZbCc&hl=en" type="application/x-shockwave-flash" wmode="transparent" width="425" height="355"></embed></object>Syamak Moattarihttp://www.blogger.com/profile/00257298220033512916noreply@blogger.comtag:blogger.com,1999:blog-2096729473815315872.post-5402523719116197102008-04-22T17:46:00.002+04:302008-04-22T17:47:05.216+04:30روز زمین<a onblur="try {parent.deselectBloggerImageGracefully();} catch(e) {}" href="http://bp3.blogger.com/_18dL_rz1Vak/SA3lPY0fkwI/AAAAAAAAAmI/a_rIZ0Xm2UY/s1600-h/Earthday.jpg"><img style="margin: 0px auto 10px; display: block; text-align: center; cursor: pointer;" src="http://bp3.blogger.com/_18dL_rz1Vak/SA3lPY0fkwI/AAAAAAAAAmI/a_rIZ0Xm2UY/s400/Earthday.jpg" alt="" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5192057997951472386" border="0" /></a>Syamak Moattarihttp://www.blogger.com/profile/00257298220033512916noreply@blogger.com